برای اکثر شرکت ها ، راه اندازی محصول و ویژگی ها به دلیل پتانسیل جذب و حفظ کاربران بیشتر ، همیشه مهم است.
استراتژی های راه اندازی محصول هدف از پذیرش کاربر و رشد برند است. آنها خطی هستند و در به اشتراک گذاشتن یک محصول یا ویژگی جدید با کل پایگاه کاربر از طریق کمپین های ایمیل ، اعلان های منظم ، پست هایی در سیستم عامل هایی مانند Product Hunt و General Press تمرکز دارند.
در حالی که این رویکرد محصول یا ویژگی را در مقابل مخاطبان بزرگ قرار می دهد-و منجر به رشد کوتاه مدت رشد می شود-اصطکاک بی نیاز زیادی در این راه وجود دارد. به حدی که توسعه یک استراتژی رشد پایدار به احتمال زیاد اتفاق نمی افتد.
برایان بالفور ، بنیانگذار و مدیرعامل Reforge ، در کنفرانس عود صحبت کرد و توضیح داد که چرا این رویکرد کار نمی کند (و به جای آن باید چه کاری انجام دهید).
استراتژی راه اندازی محصول چیست؟
استراتژی راه اندازی محصول یک تلاش برنامه ریزی شده برای راه اندازی محصول جدید در یک بازار است. هدف اکثر مشاغل راه اندازی چیزی و به دست آوردن هرچه سریعتر رشد و کشش است. بسیاری از مراحل ، اقدامات و افراد در یک فرآیند راه اندازی پروژه شرکت می کنند. به همین دلیل ، داشتن یک استراتژی پرتاب به شما کمک می کند تا روی هدف نهایی متمرکز شوید.
استراتژی راه اندازی محصول استاندارد شما را عقب نگه می دارد
برایان نقل قول را از بنیانگذاران TBH ، یک برنامه مسابقه اجتماعی برای نوجوانان که توسط فیس بوک به دست آمد ، به اشتراک گذاشت که به طور خلاصه توضیح می دهد که چگونه آنها قادر به راه اندازی محصول خود بودند.
"طراحی فرایندی که به شما امکان می دهد تجربیات محصول بسیار متفاوتی را در جوامع خاص راه اندازی کنید ، بسیار مهم است تا محصول شما بتواند به توده بحرانی برسد."
استفاده از یک رویکرد یک اندازه متناسب ، فقط می تواند آن را عقب نگه دارد. درعوض ، شرکت ها باید اطمینان حاصل کنند که راه اندازی محصول متناسب با محصولی است که One One راه اندازی می کند و برای مخاطبان مورد نظر ، به طور مشابه با آنچه TBH انجام داد.

4 دلیل مشترک راه اندازی محصول با شکست مواجه می شود
غالباً ، شرکت ها در اطراف این مفهوم دامن می زنند و همانطور که برایان خاطرنشان می کند ، استراتژی راه اندازی محصول جدید آنها به یکی از چهار دلیل شکست می خورد. بیایید دریابیم که چگونه اینها شما را از رشد بلند مدت باز می دارد.
1. کلمه از دهان کافی نیست
در قلب تقریباً هر استراتژی رشد موفق کلمه دهان (WOM) است. برایان توضیح داد که یک راه خوب برای ارزیابی رشد شما این است که تمام اشکال دیگر استراتژی بازاریابی خود را از بین ببرید - این به معنای ایمیل ، تبلیغات پرداخت شده ، هر چیزی است که محصول شما را تبلیغ می کند - و ببینید که آیا شرکت شما همچنان به رشد خود ادامه می دهد.
اگر از رشد بیش از حد برخوردار باشد ، WOM به اندازه کافی قوی نیست که بتواند از تجارت شما به تنهایی حمایت کند. با WOM ، رشد ممکن است با گذشت زمان کند باشد ، اما این مرحله برای رشد شتاب بعداً به این دلیل که چنین پایه ای قوی را ایجاد می کند ، ایجاد می کند.
همانطور که برایان خاطرنشان کرد ، این مشکل این است که "مارک ها WOM را به عنوان اتفاقی می دانند که اتفاق می افتد ، نه علمی ، و نه چیزی که قابل کنترل باشد."
از WOM به عنوان حلقه ای فکر کنید که چیزی شبیه به این است:

کاربران جدید برای استفاده از یک محصول ثبت نام می کنند ، آنها از این محصول استفاده می کنند و می دانند که در مقایسه با سایر گزینه های دیگر از انتظارات آنها فراتر می رود و به نوبه خود در مورد آن به افراد دیگر می گویند. این افراد تصمیم می گیرند محصول را نیز امتحان کنند و حلقه خود را تکرار می کند.
آنچه مارک ها نمی دانند این است که مرحله 2 حلقه ، که بسیار فراتر از انتظارات است ، در واقع قابل کنترل است. برایان توضیح داد که ، در این مرحله ، شما "مخاطب وارد می شود و تجربه مخاطبان را کنترل می کند".
اغلب اوقات ، استراتژی های راه اندازی محصول همان مطالب تبلیغاتی را برای کل مخاطب نشان می دهند و انتظار دارند کاربران بخواهند آن را به اشتراک بگذارند. اما از آنجا که محصولات و ویژگی های جدید به عنوان نسخه های اولیه راه اندازی می شوند ، کاربرانی که انتظارات آنها هنوز از آن فراتر رفته است ، بازخورد منفی می دهند و چرخه WOM را می کشند.
افرادی که می خواهید روی آنها تمرکز کنید کسانی هستند که در مرحله 2 با آنها ملاقات خواهید کرد - این بخش کاربرانی است که به احتمال زیاد انتظارات خود را برآورده کرده اند و به احتمال زیاد در مورد یک محصول یا ویژگی جدید به همه می گویند.
2. اعتبار سنجی فرضیه محصول و ویژگی کاهش می یابد
بخش مهمی از برنامه پرتاب شما اعتبار سنجی محصول و ویژگی سریع است. این کار با استفاده از موارد زیر انجام می شود:
سیگنال های کیفی
مانند نمره خالص مروج (NPS) و نمره رضایت مشتری (CSAT) می توانید وقتی بازخورد منفی از کاربرانی دریافت می کنید که منظور از آزمایش اولین نسخه از محصول یا ویژگی شما نیست ، خراب شود. از بازخورد کیفی "پر سر و صدا" ، که بازخورد واقعی مورد نیاز شما را پنهان می کند و با تقسیم مخاطبان خود ، روند اعتبار سنجی شما را کند می کند.

بازخورد از کل پایگاه کاربر (به رنگ خاکستری) بازخورد از بخش هدف شما (به رنگ آبی) را غرق می کند.
سیگنال های کمی
مانند منحنی های نگهدارنده نشان می دهد که چقدر می توانید کاربران را به مرور زمان حفظ کرده و مقدار وعده داده شده را تحویل دهید. بدون تقسیم مخاطبان خود ، این نیز می تواند به یک فرآیند اعتبار سنجی آهسته منجر شود.

راه اندازی به همه منجر به کاهش نرخ نگهداری با گذشت زمان می شود.
برایان توضیح می دهد: "به راحتی می توان فکر کرد که می توانیم به عقب کار کنیم تا سعی کنیم آن الماس را به سختی پیدا کنیم. در واقعیت و در عمل ، این 10 برابر دشوارتر از آن چیزی است که ما واقعاً فکر می کنیم. بسیار بعید است که اگر سیستم خود را با داده های بی نیاز پر کنید ، آن الماس را در حالت خشن پیدا خواهید کرد. "
نتیجه این است که تحویل محصولی که نیازهای بخش مناسب مخاطبان شما را برآورده کند ، بسیار طولانی تر می شود.
3. ارتباطات بیش از حد
کاربران فقط توجه زیادی به محصول شما دارند. به نفع شماست که از تجربیات آنها محافظت کنید و از بمباران آنها با پیام های بی ربط که صبر آنها را آزمایش می کند ، جلوگیری کنید.
Reforge از چارچوب "روان" که توسط پیمانکار داریوش تهیه شده است ، برای تعیین قصد و انگیزه کاربر استفاده می کند. برایان توضیح داد: "روان" به عنوان "واحد اندازه گیری انگیزه یا توجه کاربر" تعریف شده است.
برایان از قیاس مخزن سوخت استفاده کرد که می تواند با تمام مواردی که کاربران می خواهند پر شود. وی توضیح داد که این مواردی است که ارزش افزوده ، نیازهای کاربر را برآورده می کند و منجر به یک تجربه مثبت می شود. اما سوخت همچنین می تواند از مخزن خارج شود - به عنوان مثال ، پیام های بی ربط سوخت را مصرف می کنند.

همانطور که برایان خاطرنشان کرد ، مشکل این است که "پر کردن مخزن سوخت بسیار سخت تر از آن است که آن را در محیط امروز تخلیه کنید ، جایی که همه مشتریان ما از پیام ها غافل می شوند."استدلال این است که پیام های بی ربط بیشتر از پیام های مثبت و هدفمند به توجه کاربر نیاز دارند ، که به توجه کمتری نیاز دارند.
استراتژی های راه اندازی محصول استاندارد ، خطی همه کاربران را هدف قرار می دهد ، رویکردی که مخزن سوخت را از بین می برد و راه اندازی های موفقیت آمیز آینده را تهدید می کند.
4- فقط پیش بینی کوتاه مدت
هدف از راه اندازی ایجاد یک استراتژی رشد پایدار و پایدار است. Reforge در مورد استراتژی رشد پایدار خود به عنوان یک الگوی رشد کیفی که در ارتباطات قوی است ، فکر می کند. این شامل مؤلفه های مختلفی مانند انتشار و تأییدیه ها ، طبقه بندی شده توسط حلقه های اکتسابی است که از سیستم تغذیه می کنند و توسط حلقه های عادت که مدیریت را مدیریت می کنند.
آیا خود را برای موفقیت آماده می کنید؟برایان پیشنهاد کرد که از خودتان دو سوال بپرسید:
- چگونه یک گروه از کاربران منجر به گروه دیگری از کاربران می شوند؟این امر شما را ملزم می کند که به سری اقداماتی که منجر به جذب کاربران بیشتر در آینده می شود ، نگاه کنید.
- چگونه یک تعامل کاربر منجر به تعامل بیشتر می شود؟این امر شما را ملزم می کند که چگونه سیستم شما کاربران را حفظ می کند.
مشکل این است که زمان و انرژی زیادی به فکر پرتاب ها می رود و زمان کمی برای اطمینان از استراتژی پشت سر آنها منجر به رشد میان مدت و طولانی مدت می شود.

برایان توصیه کرد که این تفکر را تغییر دهد تا "این راه اندازی در سرویس مدل استفاده شود. آنجا است که آن موتور و سیستم پایدار را شروع کنیم. "وی ادامه داد: "این پرتاب به معنای همه و پایان همه نیست زیرا فقط یک سنبله کوتاه مدت را فراهم می کند که خیلی سریع از بین می رود."

بنابراین چگونه می توانید راه اندازی محصول را بهبود بخشید؟راه اندازی به توده ها را متوقف کنید و کوچک را شروع کنید.
بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : صدرا ذوالریاستین
بازدید : 58
تاريخ : سه
شنبه
22 فروردين
1402 ساعت: 15:47