جیکوبین

ساخت وبلاگ

ما می توانیم سیاست های پولی را از دست تکنوکرات ها برداریم

نماد جستجو نماد ورود به سیستم

ما می توانیم سیاست های پولی را از دست تکنوکرات ها برداریم

مدافعان فدرال رزرو غالباً استدلال می كنند كه ما فقط باید به بانک اجازه دهیم كه "كار خود را انجام دهد."اما یک کتاب اخیر نشان می دهد که نیروهای دموکراتیک این جدایی شدید بین سیاست و اقتصاد را در طول تاریخ آمریکا به چالش کشیده اند.

"ناسیونالیسم" ، شماره جدید ژاکوبین اکنون منتشر شده است. امروز مشترک شوید و اشتراک یک ساله چاپ و اشتراک دیجیتال را دریافت کنید.

دو قرن سوال ملی

ناسیونالیسم بریک جایگزین نیست

عقب نشینی احزاب چپ از برهمین

از بولینگ به تنهایی تا ارسال به تنهایی

بررسی Jakob Feinig ، اقتصاد اخلاقی پول: سیاست و قانون اساسی پولی جامعه (انتشارات دانشگاه استنفورد ، 2022).

نخبگان اقتصادی ایالات متحده دوباره نگران پوپولیسم هستند. پس از موج اولیه دست زدن به دنبال صعود برنی سندرز و دونالد ترامپ در سیاست ملی ، تورم اخیر ترس از توده های ناآگاه را که به حوزه تکنوکراتیک کمیاب اقتصاددانان وارد می شود ، بازگرداند.

به ویژه برای اقتصاددانان نگران کننده است که این ایده است که پرداختن به تورم ، دولت فدرال - و نه فقط فدرال رزرو - را مستلزم عمل می کند. با رسیدن تورم در اواخر سال 2021 و اوایل سال 2022 ، سیاستمداران مترقی شروع به تمرکز روی سودآوری شرکت ها به عنوان یک عامل مهم در افزایش قیمت ها کردند ، و پیشنهاد می دهند که برای شکستن قدرت قیمت گذاری انحصاری ، اجرای آنتی باخت برای شرکت های نفتی و سودآوری برای شرکت های نفتی ارائه می دهد و نشان می دهدشرکت های بزرگ

اقتصاددانان با زور پاسخ دادند. لری سامرز با عصبانیت اظهار داشت که این نوع فشار "ضد انحصار" بیشتر توسط "احساس کلی خصومت و عصبانیت نسبت به تجارت" از "حقایق و علم اقتصادی" هدایت می شود. رابرت شیلر ، برنده جایزه نوبل ، به همین ترتیب نسبت به چشم انداز پوپولیستی تورم به عنوان "شاخص چرخه حرص و آز و غیرانسانی ، به عنوان توطئه ای برای سرقت [مردم] از قدرت خرید آنها هشدار داد."شیلر مشاوره ، عموم مردم آمریكا باید آرام شوند و "بگذارید فدرال رزرو كار خود را انجام دهد."

یک سال بعد ، به طور فزاینده ای مشخص شد که عصبانیت پوپولیستی نسبت به سودجویان شرکت توجیه شده است. مقامات بانکهای بزرگ سرمایه گذاری ، بانک مرکزی اروپا و حتی خود فدرال رزرو اعتراف کرده اند که بنگاه های بزرگ که به طور فرصت طلبانه حاشیه سود را گسترش می دهند ، عامل اصلی تورم در حال انجام است.(برخی از این "بهانهایی" لقب داده اند و نشان می دهد که چگونه روایت های تورم به عنوان پوشش برای فشرده سازی مصرف کنندگان مورد سوء استفاده قرار می گیرند.) دستمزدهای واقعی در نتیجه در حال کاهش است.

و با این حال ، بخش اعظم جریان اقتصادی هنوز بر رشد دستمزد اسمی و بازار کار سخت به عنوان مشکلات اصلی اقتصادی ثابت شده است. هر دو لری سامرز و همکارش هاروارد ، جیسون فورمن همچنان خواستار سخت گیری پولی هستند و اظهار داشتند که نرخ بیکاری بالاتر و شرایط بدتر برای کارگران تنها داروی ممکن برای افزایش قیمت ها است - حتی با افزایش سرعت در حال شروع به ثبات سیستم بانکی. در عین حال ، مطبوعات تجارت "نظریه شر شیطانی تورم"-یعنی تورم با سودآوری-را به عنوان یک توهم پوپولیستی تمسخر می کند.

اقتصاددانان خنک ، تصویر عینی ، علم را می بینند. کارگران و مصرف کنندگان عصبانی و غیرمنطقی هستند و در مورد فرآیندی که درک نمی کنند ، اخلاقی هستند.

بهترین کار این است که چیزها را به متخصصان واگذار کنید.

در اینجا یک دانه حقیقت وجود دارد. در حالی که اقتصاد کلان جدید کینزی مورد علاقه امثال سامرز و Furman به سختی انحصار "علم عینی" را دارد ، غیرقابل انکار است که مردم آمریکا درک خوبی از نحوه عملکرد نهادهای پولی ما دارند. کتاب پرفروش در مورد تاریخچه فدرال رزرو در ایالات متحده ، اثری از نظریه توطئه ضد یهودی است که توسط نویسنده ای نوشته شده است که این ایده را ترویج می کند که سرطان ناشی از کمبود "ویتامین B17" است. حتی کسانی که به توطئه ها افراط نمی کنند ، تا حد زیادی از آنچه فدرال رزرو انجام می دهد ، آگاه نیستند.

ما نیازی به حل و فصل برای یک سیستم پولی نداریم که بی تفاوتی یا عقب نشینی به نظریه توطئه باشد.

از این زاویه ، به راحتی می توان ضرورت تعویق به متخصصان اقتصادی را به عنوان یک مورد داده کرد. پول پیچیده استمردم مشغول هستند. البته آنها نمی فهمند که چگونه کار می کند.

اما این یک نکته مهم را از دست می دهد: عدم درک در مورد سیستم پولی به همان اندازه یک اثر آموزشی از چیدمان نهادی سیستم است زیرا این یک توجیه برای آن است. به عبارت دیگر ، نادانی و عدم تمایل به استثناء توده ها از سیاست های پولی توجیه می کند. این محرومیت آنها از سیاست های پولی است که باعث ناآگاهی و دفع می شود.

پول برای سوزاندن

اقتصاد اخلاقی پول: سیاست و قانون اساسی پولی جامعه ، کتاب جدید برجسته توسط جامعه شناس Jakob Feinig ، نشان می دهد که لازم نیست اینگونه باشد: ما نیازی به حل و فصل یک سیستم پولی نداریم که بی تفاوتی یا عقب نشینی به توطئه باشد. تئوری. برعکس - برای بسیاری از تاریخ این کشور ، درهم آشکار بودن سیاست های مالی و پولی کاربران پول را ترغیب به شرکت در طراحی ، اجرای و مدیریت سیستم ها برای صدور و بازنشستگی ارز کرد.

فینیگ نشان می دهد که چگونه از اواخر هفدهم تا قرن هجدهم ، دولت های استعماری در سراسر آمریکای شمالی انگلیس به طور مستقیم پول کاغذ ("قبض های اعتباری") را به گردش می پردازند. قانونگذاری ها ملاقات می کنند ، با یک مقدار لوایح برای صدور ، قرارداد با چاپگر موافقت می کنند و سپس پول جدید را به خزانه داری تحویل می دهند. لوایح تازه چاپ شده پس از آن برای توزیع به مقامات مختلف شهرداری داده می شود.

در سطح محلی ، سهامداران کوچک Enfranchized دارای یک صندلی ردیف جلوی مدار و پولی مالی بودند. مجامع شهر در مورد اینکه آیا "بخشی از آنها" از بلوک جدید پول را می پذیرند ، رای می دهند و مکانیسم های مختلفی را برای توزیع آن ارائه می دهند. این پول ممکن است برای افراد در برابر پیش پرداخت فوری ، برای پرداخت هزینه های عمومی ، یا به افسران شهری که دسترسی فوری به ارز برای سایر هزینه های شهرداری داشته باشند ، کمک کند. پس از صرف پول ، صورتحساب به تدریج از گردش خارج می شود ، در این مرحله آنها را به خزانه داری بازگردانده می شوند تا به طور علنی سوزانده شوند.

با این حال آنها به تخصیص صورتحساب رای دادند ، به شرکت کنندگان در این مجامع محلی آموزش داده شد که پول موجودی از سیاست است. این چیزی بود که می توانست به جای منبعی که طبق قوانین اقتصادی غیر شخصی گردش می کرد ، براساس فرآیند تصمیم گیری جمعی آگاهانه ایجاد و هدایت شود. درک شهودی این واقعیت به آنها این امکان را می داد تا ادعاهای اخلاقی و سیاسی مؤثر در مورد سیستم پولی را مطرح کنند.

در زمانی که کمبود ارز و تورم تهدیدهای وجودی برای اکثریت قریب به اتفاق کشاورزان کوچک بود ، این اغلب به معنای آشفتگی در برابر منافع طلبکار برای صدور صورتحساب بیشتر از طریق هزینه های مالی بود. به عنوان مثال ، یک پیشنهاد 1720 از ماساچوست ، استفاده از صورتحساب های تازه صادر شده برای تأمین مالی "برخی از کارهای بزرگ و گران" ، مانند ساخت یک پل بر روی رودخانه چارلز را پیشنهاد کرد.

سرمایه گذاران و بازرگانان بین المللی ، به نوبه خود ، می خواستند نظم و انضباط ارز کمیاب را در برابر تهدید مقاله فراوان و کنترل شده حفظ کنند. طلبکاران ثروتمند ، مانند جزوه ویلیام داگلاس ، اظهار داشتند که قبض های اعتباری "ذهن مردم را به وجود می آورند" - باعث می شود که آنها باور کنند که "رضایت مشترک یا طنز جمعیت ، باید نسبت به همه چیز و به ویژه در آن باشد. ارز. "

برای داگلاس و ایلک او ، ایده پول دموکراتیک یک خیال فجیع بود. این تنها می تواند نظم و انضباط کار را تضعیف کند و امکان پذیرش بدهکاران بیکار را فراهم کند. پول نقره ای کمیاب ، غیر دموکراتیک ، هم برای اثرات مادی و هم برای تعلیم و تربیت ضمنی آن مفید بود: این توده ها را با نگه داشتن آنها در معرض دستمزد و نظم و انضباط در پرداخت به طور ناعادلانه ، جایگاه خود را آموخت.

پول نقره ای کمیاب ، غیر دموکراتیک ، برای آموزش ضمنی آن مفید بود: این توده ها را با نگه داشتن آنها در معرض دستمزد و نظم و انضباط پرداختی به طور غیرقانونی به توده ها آموخت.

با این وجود ، حتی نخبگان استعماری تشخیص دادند که نوعی اعتبار در گردش برای تکمیل عرضه کاملاً کافی سکه لازم است. برای ثروتمندترین سرمایه داران ، سرمایه داران بازرگان و صاحبان زمین های بزرگ ، شیوه ترجیحی برای تأمین ارتجاعی اعتباری ، بانک خصوصی نقره ای بود که اسکناس های قابل تبدیل را علیه نمونه صادر می کرد. این بانک ها با ارائه اعتبار فقط به کسانی که به نقره دسترسی دارند ، قول داده اند مشکل کمبود پولی را در حالی که از مالکان اخلاقی "دفع شده" از دسترسی به اعتبار استفاده می کنند ، اصلاح کنند. این به سرمایه گذاران این امکان را می دهد تا با نرخ های بالایی به کشاورزان کوچک پریشانی وام دهند و صاحبان زمین های بزرگ برای جمع آوری مزارع مسکونی با قیمت فروش آتش نشانی.

خسته شده

فینیگ یک چرخه مشابه را در قرن های بعدی چندین بار بازی می کند. دولت برای تأمین برخی از اضطراری های مالی ، معمولاً جنگ ، یک ارز کاغذی غیرقابل تغییر صادر می کند ، که منجر به درگیری گسترده مردمی با سوال پول می شود. واکنش محافظه کارانه - تلاش برای محصور کردن ارز عمومی برای سود خصوصی و حذف سوال پول از حوزه سیاست مردمی - به سرعت دنبال می شود.

در طول انقلاب آمریکا ، تلاش جنگ میهن پرستانه هم با قبض های اعتباری در سطح دولتی و هم "قاره"-به نام کنگره قاره ای که آنها را صادر کرده بود-تأمین شد. پس از جنگ ، سربازان تبدیل شده به کشاورزان دفع شده علیه طلبکاران عمومی ، که می خواستند بدهی جنگ را به جای کاغذ مستهلک بازپرداخت کنند ، بازگردانده شدند. در شدیدترین موارد - مانند شورش Shays (1787-1786) - کشاورزان اسلحه گرفتند و خواستار تسکین در قالب قبض های جدید اعتبار و به اجبار دادگاه ها شدند تا از سلب مالکیت در مزارع که به صورت خاص مالیات را بدهکار می کردند ، جلوگیری کنند.

واکنش به عنوان اعضای حزب فدرالیست با موفقیت ممنوعیت ارزهای عمومی در سطح دولتی را در قانون اساسی تازه تصویب شده وارد کرد. فدرالیست ها تصور می کردند که دولت های ایالتی در برابر خواسته های دموکراتیک بسیار آسیب پذیر بودند ، همچنین به نفع بدهکاران که به هر حال ، در اکثریت عددی بودند ، مشاهده می کردند. بنابراین این امر باعث شد تا از کنترل پول خود جلوگیری کند. همانطور که جیمز مدیسون توضیح داد ، "عصبانیت برای پول کاغذ ، برای لغو بدهی ها ، برای تقسیم مساوی از اموال یا هر پروژه نادرست یا شرور دیگر ، کمتر از یک عضو خاص از اتحادیه در معرض خطر قرار خواهد گرفت تا یک عضو خاص از اتحادیهآی تی."

اگر قانون اساسی به طور اسمی حق "پول سکه" و "تنظیم ارزش آن" را به کنگره ایالات متحده محدود کند ، با این حال ، این حق ، در عمل ، به بانک های خصوصی واگذار می شود ، که در سطح ایالتی و فدرال منشور می شود. در واقع ، مسئله ارز خصوصی سازی شده بود-در دست بانکداران اجاره ای قرار گرفت.

حداقل تا جنگ داخلی.

هنگامی که کنفدراسیون شورش کرد ، چرخه دوباره تمام شد. این اتحادیه برای تأمین مالی جنگ ، یک ارز کاغذ عمومی بدون بازبک (Greenbacks) صادر کرد ، موجی از سیاست های پولی جمعی پس از آن (ابتدا حزب گرین بک و سپس حزب پوپولیستی) انجام شد و واکنش پولی تنظیم شد (جمهوریخواهان تأسیس و با موفقیت از استاندارد طلا از آن دفاع کردندتهدید پوپولیستی).

با این حال ، با بنیاد فدرال رزرو در سال 1913 ، این چرخه شروع به عقب نشینی می کند. ساختار نهادی پیچیده فدرال رزرو ، که مرزهای بین ارز دولتی فیات ، اعتبار بانک خصوصی را محو کرد و حداقل در سالهای اولیه آن ، فلز گرانبها ، درک آن را بسیار دشوارتر کرد - چه رسد به بسیج در اطراف - سیاست پولبشر

در جایی که ارزهای عمومی قبلی توسط دولتهای منتخب به وضوح صادر شده بود ، یادداشت های فدرال رزرو از طریق سیستم بانکی خصوصی وارد گردش شدند. و حتی اگر فدرال رزرو با خزانه داری ایالات متحده برای حمایت از صدور بدهی خود هماهنگ شد - غالباً هزینه های خالص دولت فدرال را به ارز جدید تبدیل می کند به گونه ای که تأمین مالی مستقیم پولی را تکرار کند - مکانیسم هایی که از طریق آن اتفاق می افتد برای همه مبهم و غیرقابل دسترسی بوداما از نظر مالی ترین سواد.

جنگ جهانی اول ، فینیگ به طرز حیرت انگیزی خاطرنشان می کند ، نخستین درگیری بزرگ مسلحانه شد که در آن دولت ایالات متحده برای تأمین بودجه تلاش جنگ نوع جدیدی از ارز صادر نکرد.

در نتیجه ، یک تعلیم و تربیت جدید پول شروع به کار کرد: یکی بر اساس این ایده که هزینه های مالی و صدور پول باید به سختی از هم جدا شود. تعدیل عرضه اعتبار به تدریج به عنوان یک سؤال فنی دیده می شود ، که به طور قاطع از سوال سیاسی تخصیص اعتبار متمایز شده است.

جنگ جهانی اول ، فینیگ به طرز حیرت انگیزی خاطرنشان می کند ، نخستین درگیری بزرگ مسلحانه شد که در آن دولت ایالات متحده برای تأمین بودجه تلاش جنگ نوع جدیدی از ارز صادر نکرد. در عوض ، ویلیام مک آدو ، وزیر خزانه داری ، یک کمپین تبلیغاتی را برای آموزش مردم در مورد اوراق قرضه جنگی و ضرورت پس انداز آغاز کرد. جنگ ، مک آدو به عموم مردم گفت ، توسط افرادی که مالیات پرداخت می کردند و به شکل اوراق قرضه پس انداز می کردند ، تأمین می شدند. هیچ اشاره ای به بانک ها یا موسسات پولی نشده است.

به همین ترتیب ، رئیس جمهور فرانکلین روزولت برای جلوگیری از بازگشت سیاست گرین بک مصمم بود. در دوران رکود بزرگ ، حدود هفده هزار جانباز جنگ جهانی اول به واشنگتن راهپیمایی کردند تا خواستار پرداخت زودهنگام پاداش معوق که برای خدمت سربازی خود به آنها اعطا شده بودند ، بپردازند. هنگامی که نمایندگان دلسوز در کنگره قوانینی را تصویب کردند که به خزانه داری اجازه می دهد تا سربازان را به ارز جدیدی که مستقیماً صادر کرده بود پرداخت کند - یعنی در گرین بک ها - روزولت به سرعت این لایحه را وتو کرد.

وی با تکرار مدیسون ، اظهار داشت كه رعایت ادعاهای ارتش به اصطلاح پاداش فقط "مطالبات مشابهی را برای پرداخت مطالبات سایر گروه ها افزایش می دهد."در پایان ، "هر نامزد انتخابات [به نام میهن پرستی فراخوانده می شود تا از قوانین عمومی بازنشستگی برای همه جانبازان حمایت کند."آنچه ایالات متحده به آن نیاز داشت ، یک دست محکم برای حفظ نظم و انضباط پولی بود ، نه توانمندسازی خواسته های پوپولیستی در ارز.

این میراثی است که امروز با آن باقی مانده است. قرن بیستم با یک تغییر عمیق در مورد سوال پول مشخص شده است. مطمئناً لحظاتی وجود داشته است-کشاورزانی که تراکتورهای خود را به واشنگتن سوار کرده اند تا در اواخر دهه 1970 خواستار کاهش شرایط اعتباری شوند ، یا پیمانکارانی که دو و چهار را به پل ولکر ارسال کرده اند تا اعتراض به کندی ناشی از فدرال رزرو در ساخت و سازها- اما این موارد استثنا بوده است نه یک قاعده.

قرن بیستم با یک تغییر عمیق در مورد سوال پول مشخص شده است.

کتاب Feinig یک گزارش تاریخی ارزشمند از نحوه رسیدن به اینجا به ما می دهد. با این وجود ، ما نمی توانیم پوپولیسم پولی قرن هجدهم یا نوزدهم را به بیست و یکم پیوند دهیم. همانطور که فینیگ درد و رنج می کند تا به حدی که این جنبش ها ارزشهای "دموکراتیک" را تجسم می دهند ، معمولاً دموکراسی مالکان مرد سفید پوست بود که با سیاست استعمار شهرک نشین و شکایت سفید شلیک می شد.

این که آیا یک شکل آزادانه از پوپولیسم پولی می تواند امروزه بتواند کشش را به دست آورد - کسی که برای مردم بدون تعریف "مردم" در برابر توطئه بانکداران یهودی یا آزادکاران نژادپرستانه ، برای مردم ادعا می کند - حدس می زند. کمبود پیشنهادهای جدی لیبرال چپ برای تعمیرات اساسی سیستم پولی وجود ندارد. اما این موارد هنوز به یک جنبش عامه پسند تبدیل نشده است که می تواند با بی تحرکی نهادی سیستمی که به مردم می آموزد که از سیاست پولی به عنوان یک مشکل فنی فکر کنند ، از دنیای سیاسی مالیات ، هزینه و توزیع مجدد مطلع شوند.

هنگامی که لری سامرز فشار فدرال رزرو را برای القاء بیکاری بالاتر هنگام نشستن ساحلی در برخی از جزیره های گرمسیری تحسین می کند ، او به طور ضمنی این موضوع را می فهمد. هنگامی که او قبل از صحبت دو بار فکر کرد ، می دانیم که به جایی می رسیم.

این مقاله را به اشتراک بگذارید

مشارکت کنندگان

هارون ویستار دستیار تحریریه در انتشارات دانشگاه هاروارد است. وی دکترای تاریخ آگاهی را در دانشگاه کالیفرنیا ، سانتا کروز دریافت کرد.

بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : صدرا ذوالریاستین بازدید : 29 تاريخ : جمعه 10 شهريور 1402 ساعت: 22:53