چگونه Coronavirus تقریباً سیستم مالی جهانی را پایین آورد

ساخت وبلاگ

من در هفته سوم مارس ، در حالی که بیشتر ذهن ما در افزایش میزان مرگ و میر کروناویروس و صحنه های آخرالزمانی در بخش های بیمارستان ثابت شده بود ، بازارهای مالی جهانی به همان اندازه نزدیک به فروپاشی بودند که از سپتامبر 2008 به دست آوردند. قیمت سهام درشرکت های بزرگ جهان فرو رفتند. ارزش دلار در برابر هر ارز در جهان افزایش یافته و بدهکاران را در همه جا از اندونزی تا مکزیک فشرده می کند. بازارهای تریلیون دلاری برای بدهی دولت ، پایه و اساس اصلی سیستم مالی ، در چرخه های تروریستی به سمت بالا و پایین می رود.

Around the time Italy imposed a national lockdown in early March, investors worldwide began to panic.

از زمان بحران مالی سال 2008 ، اقتصاد ایتالیا رکود کرده بود. هم بانک های آن و هم منابع مالی عمومی آن در وضعیت ناشایست قرار داشتند. سطح بدهی ایتالیا به اندازه کافی بالا بود که باعث می شود بازارهای اوراق قرضه به طور دوره ای وحشت کنند. اکنون این کشور به خط مقدم جنگ ویروس تبدیل می شود. Coronavirus همبستگی یورو را در ضعیف ترین پیوند خود آزمایش می کند.

در این مرحله ، همه تهدید را جدی نمی گرفتند. بارگذاری در ایالات متحده هنوز کوچک به نظر می رسید. دونالد ترامپ ویروس را به عنوان "ترس" رد کرد. اما سرمایه گذاران اکنون به طور جدی نگران بودند. طی هفته ای که از 24 فوریه آغاز شد ، شاخص اصلی بازار سهام آمریکا ، S& P 500 ، 10 ٪ از ارزش خود را از دست داد. رئیس فدرال رزرو ایالات متحده ، جروم پاول ، به اندازه کافی نگران این بود که به زودی کاهش نرخ بهره را به منظور تحریک مصرف و سرمایه گذاری به وجود آورد. این یک واکنش متعارف بود ، اما Covid-19 دیگر شبیه یک تهدید متعارف نبود.

در اوایل ماه مارس ، هرچه نارضایتی پیروز شده بود مدتهاست که از بین رفته است. تعداد کشته شدگان در شمال ایتالیا به صدها نفر در حال افزایش بود و فقط زمان لازم بود تا دولت در رم مجبور شود یک قفل در سراسر کشور را اعلام کند.

سرمایه گذاران در سراسر جهان شروع به وحشت کردند. در مواقع عدم اطمینان ، آنها دارایی های ایمن را می خواهند. آنچه باعث می شود یک پیوند دولتی به یک سرمایه گذاری ایمن تبدیل شود ، نه تنها جایگاه مالی وام گیرنده بلکه عمق بازار است که در آن وام دهندگان می توانند در صورت تمایل زودتر پول خود را به آنها بفروشند. هیچ بازار عمیق تری برای خزانه های ایالات متحده وجود ندارد ، زیرا اوراق قرضه دولت ایالات متحده شناخته شده است. هرچه تقاضای ایمنی بیشتر باشد ، نرخ بهره دولت ایالات متحده به طور کلی برای وام گرفتن هزینه دارد. در هفته اول مارس ، این نرخ ها در رکورد پایین قرار داشتند.

برای بقیه اقتصاد جهانی ، این کار به ایمنی یک سیگنال نگران کننده بود. یکی از بخش هایی که می دانست که برای دردسر می رود نفت است. هنگامی که اقتصاد جهانی کند می شود ، تقاضا برای انرژی نیز چنین می شود. صنعت نفت قرن بیست و یکم از یک سو از تولیدکنندگان بزرگ و تحت کنترل دولت-مهمتر از همه گروه اوپک تحت سلطه عربستان سعودی و روسیه-و از طرف دیگر ، از صنعت شکستگی بالادست ایالات متحده تشکیل شده است. برای مطابقت با کاهش تقاضا برای نفت ، سعودی ها می خواستند تولید کلی را کاهش دهند و در نتیجه قیمت را افزایش دهند. برای این کار آنها به توافق سایر تولید کنندگان بزرگ احتیاج داشتند ، اما روسیه از کنار آمدن با آنها خودداری کرد. همانطور که مسکو آن را دید ، کاهش تولید با هدف افزایش قیمت ، دعوت به تولید کنندگان شیل آمریکایی برای پر کردن این شکاف بود. اگر سیاست تغییرات آب و هوایی به این معنی بود که آینده واقعاً انتقال را از سوخت فسیلی دور می کند ، برنده شدن در بازی نهایی شامل توقیف تا حد امکان تا زمانی که روغن پمپاژ شود. بنابراین روسیه تصمیم گرفت که تولید را کاهش ندهد ، بلکه جنگ قیمت را آغاز کند. در آخر هفته 7-8 مارس ، عربستان سعودی این چالش را به عهده نگرفت. اعلام کرد که این حداکثر تولید و تخفیف قیمت آن خواهد بود.

در روز دوشنبه 9 مارس ، با افتتاح بازارها ، قیمت نفت کاهش یافت. معیار نفت خام برنت تا پایان معاملات 24 ٪ سقوط کرد. تا پایان ماه ارزش آن نصف شده بود. از دیدگاه بازارهای مالی ، خشونت رقابت در صنعت نفت ، مهمترین چیزها بود. کاهش تقاضا باعث می شود صنعت پس از صنعت به کاهش قیمت یا تولید قرارداد بپردازد. در هر صورت ، این خبر بد برای سود بود.

هنگام تجارت در وال استریت آن روز صبح ، اوضاع آنقدر وخیم بود که مدار شکن-توقف خودکار به معاملات که هنگام کاهش قیمت ها با مبلغ مشخصی انجام می شود-به زودی فعال شدند. قرار بود این یک فروش وحشی را کند کند. اما پیام وحشت ارسال کرد. به محض اینکه تجارت از سر گرفته شد ، همه چیز فروخته شد.

مسیری مانند روشی که از 9 مارس آغاز شد ، منطق منحرف است. هنگامی که مدیران صندوق از افرادی که پول خود را مدیریت می کنند ، با برداشت روبرو می شوند ، به پول نقد نیاز دارند و باید انتخاب کنند که کدام دارایی برای فروش ابتدا باشد. آنها ممکن است ترجیح دهند خطرناک ترین سرمایه گذاری ها را بفروشند ، اما این موارد را می توان فقط برای ضرر بزرگ دفع کرد. بنابراین در عوض ، آنها سعی می کنند نقدی ترین و ایمن ترین دارایی های خود را - اوراق قرضه دولتی - بفروشند. این بدان معناست که قیمت آن اوراق قرضه سقوط می کند و آنها را به سمت سوستروم می کشد. این اثر ضرب و شتم در پرده برداری از یک رابطه اساسی است که بسیاری از سرمایه گذاران به آن اعتماد می کنند: به طور معمول ، وقتی سهام پایین می رود ، اوراق قرضه بالا می روند و برعکس. بنابراین برای محافظت از خود در برابر ریسک ، شما یک نمونه کارها را از هر دو خریداری می کنید. اگر همه چیز همانطور که تصور می شود کار کند ، نوسانات باید یکدیگر را متعادل کنند. اما در وحشت که از 9 مارس آغاز شد ، این دیگر اتفاق نمی افتاد: به جای تعادل ، قیمت سهام و اوراق قرضه با هم در حال فروپاشی بود. تنها چیزی که هر کسی می خواست نگه داشته باشد ، پول نقد بود و آنچه بیشتر از همه می خواستند دلار بود. دلار در حال افزایش آمریکا به نوبه خود فشار را در سراسر جهان برای همه کسانی که به آن پول بدهکار بودند ، گسترش داد.

فدرال رزرو ناامیدانه سعی در متوقف کردن اجرای آن داشت. برای نشان دادن تمایل خود برای حمایت از اقتصاد و کاهش فشار بر اقتصاد جهانی از دلار قوی ، کاهش نرخ بهره را که برای اواسط ماه انتظار می رفت ، به وجود آورده بود. اما با تاریکی افق ، نرخ بهره پایین تر برای کمک به آنها کم کار کرد. چه کسی تحت چنین شرایطی وام می گیرد یا سرمایه گذاری می کند؟اعتماد به نفس شکسته شد. در طی دو هفته بعد چقدر بد است.

من یک پیچش بی رحمانه از سرنوشت بود که ایتالیا اولین کشور اروپایی بود که توسط ویروس تحت تأثیر قرار گرفت. ایتالیا یک سیستم پزشکی پیشرفته دارد. لومباردی ، منطقه ای که بدتر از ویروس است ، از ثروتمندترین مکان های جهان است. ضعف در امور مالی عمومی کشور نهفته است. برای مبارزه با بحران ، ایتالیا نیاز به صرف هزینه برای بهداشت عمومی و حمایت از اقتصاد در هنگام قفل کردن داشت. اما آیا کرست یورو آن را به آن می دهد؟

مشکل این بود که هزینه برای تأمین بحران Coronavirus ، بدهی های عمومی ایتالیا را افزایش می دهد. هرچه مدیون تر باشید ، قیمتی که برای وام پرداخت می کنید بیشتر است. برای یک دولت اروپا ، این حق بیمه با تفاوت یا "گسترش" بین نرخ بهره شما و پرداخت شده توسط آلمان ، وام گیرنده بالاترین رتبه در اروپا اندازه گیری می شود. ایتالیا با بدهی قبل از بحران در زیر 135 ٪ تولید ناخالص داخلی ، به شدت نزدیک به جایی بود که در آن افزایش گسترش باعث کسری خود می شود و بنابراین ، در یک حلقه شرور ، بدهی های خود را کمتر و کمتر پایدار می کند.

برای اطمینان از آرامش سرمایه گذاران ، این وظیفه بانکهای مرکزی است که به عنوان خریدار آخرین راه حل عمل کنند. اما از آنجا که ایتالیا عضو منطقه یورو است ، دیگر یک بانک مرکزی مستقل ندارد که بتواند بدهی خود را خریداری کند. سیاست پولی آن توسط بانک مرکزی اروپا تعیین شده است ، که از خرید مستقیم بدهی تازه صادر شده کشور ممنوع است. ایتالیایی ها را در معرض دید قرار داد. با تشدید بحران Coronavirus در اواخر ماه فوریه و سرمایه گذاران از چشم انداز هزینه های دولت بیشتر نگران شدند ، گسترش به نرخ بهره آلمان افزایش یافت. اگر آنها خیلی دور شوند ، ایتالیا نه تنها با یک فاجعه بهداشت عمومی بلکه یک بحران مالی نیز روبرو خواهد شد. اروپا برای کمک به چه کاری می تواند انجام دهد؟

ایتالیا قبلاً دلیلی برای احساس رها شدن از طرف شرکای اروپایی خود داشت: آنها برای کمک به آن در مقابله با مشکل بیکاری مزمن خود ، یا اینکه پناهندگان وارد شده از شمال آفریقا را به خود جلب کنند ، اندکی انجام داده بودند. Coronavirus یک آزمایش جدید بود. این علائم خوب نبود: سایر کشورهای عضو در واکنش به درخواست های ایتالیا برای کمک به آنها کینه می کردند. اما آنچه برای بقای مالی کشور واقعاً مهم بود ، موضع گیری توسط بانک مرکزی اروپا بود.

تحت رئیس جمهور پیشین خود ، ماریو دراگی ، بانک مرکزی اروپا در آخرین بحران مالی به عنوان محوری اقتصاد اروپا ظاهر شده بود. قول دراگی برای انجام هر کاری که برای نگه داشتن یورو در کنار هم انجام شود ، که در اوج بحران در ژوئیه 2012 گفته شد ، به مانترا سیاست های اقتصادی مدرن تبدیل شده است. در مواجهه با وحشت مالی ، بازگرداندن اعتماد به نفس مهم است-و از آنجا که یک بانک مرکزی مسئول صدور ارز است ، این تنها جنگنده بحران با قدرت شلیک واقعاً نامحدود است.

محافظه کاران مالی و پولی اروپای شمالی همیشه به مداخلات دراگی مشکوک بودند ، که آنها به عنوان راهی برای انتقال بدهی های ایتالیا به ترازنامه اروپا می دیدند. و دور آخر او از خرید اوراق قرضه ، در سال 2019 ، به ویژه بحث برانگیز بود. با پایان یافتن سریال خود در بانک مرکزی اروپا که پاییز ، این همه دولت آنجلا مرکل در برلین می توانست انجام دهد تا اطمینان حاصل کند که هیچ صحنه ای غیرقانونی در حزب بازنشستگی وی وجود ندارد.

کریستین لاگارد ، وزیر سابق دارایی فرانسه و رئیس صندوق بین المللی پول ، در اکتبر سال 2019 به عنوان رئیس بانک مرکزی اروپا به عهده گرفت و موضع فوق العاده دشوار دراگی را به ارث برد. حالا او باید نشان دهد که می تواند یک بحران بزرگ مالی را تحمل کند. کنفرانس مطبوعاتی بانک مرکزی اروپا در 12 مارس آزمون مهم بود.

Christine Lagarde seen in a German TV broadcast of the ECB’s coronavirus press conference on 12 March.

بانک مرکزی اروپا خبرهای خوبی برای بانکهای اروپا داشت: آنها بودجه کم هزینه دریافت می کردند. همچنین قصد داشت 120 میلیارد یورویی اضافی دارایی بخرد - اگرچه اگر این امر در سراسر اعضای منطقه یورو پخش می شد ، طبق قوانین مورد نیاز ، به سختی می تواند به ایتالیا پشتیبانی مورد نیاز خود را بدهد. اما لحظه بحرانی به وجود آمد که لاگارد سؤالی در مورد نگرش بانک مرکزی اروپا به بدهی حاکمیت پرسید. پاسخ او قابل توجه بود. وی گفت: "ما اینجا نیستیم تا گسترش را ببندیم."وی گفت: "این عملکرد یا مأموریت ECB نیست. ابزارهای دیگری برای آن وجود دارد ، و بازیگران دیگری نیز وجود دارند که در واقع با آن مسائل مقابله می کنند. "

"گسترش" به معنای ایتالیا بود. و آنچه به نظر می رسید لاگارد می گوید این بود که این مشکل شخص دیگری بود. اما اگر بانک مرکزی اروپا قصد کمک به ایتالیا را نداشت ، چه کسی؟آیا واقعاً انتظار داشت که سایر کشورهای عضو منطقه یورو یک شبکه ایمنی مالی برای ایتالیا را جمع کنند؟بدیهی است ، با توجه به خون بد بین ایتالیا و اروپای شمالی ، لاگارد مجبور شد خط خوبی را طی کند. اما با صدها نفر از مردم که هر روز در حال مرگ هستند ، با بازارهای مالی جهانی در وضعیت وحشت سرکوب شده ، این بانک مرکزی اروپا به طور جدی نشان می داد که منتظر است تا برلین ، پاریس و رم قبل از آتش سوزی اختلافات خود را حل کنند؟نفس گیر بود

برای سرمایه گذاران ، اظهار نظر لاگارد مانند پیچ و مهره ای از رعد و برق آمد. و در عرض چند دقیقه ، او شروع به عقب نشینی کرد. او در مقابل دوربین ها رفت و قول داد كه بانک مرکزی اروپا از انعطاف پذیری برنامه 120 میلیارد یورو برای جلوگیری از تکه تکه شدن منطقه یورو - کد برای کمک به ایتالیا استفاده می کند. اما خسارت وارد شده بود. بازارها سقوط کردند و قیمتی که ایتالیا برای وام گرفتن از آن باید بپردازد: به طور متوسط ، این گسترش با 0. 65 ٪ حرکت کرد. این ممکن است مانند یک تفاوت بزرگ به نظر نرسد ، اما وقتی به کوه بدهی اندازه ایتالیا اعمال می شود ، این لایحه را به اندازه 14 میلیارد یورو برای فقط یک سال افزایش می دهد. این آخرین چیزی بود که ایتالیا به آن احتیاج داشت. در یک توهین عمومی نادر ، پاریس و رم خود را از بانک مرکزی اروپا فاصله گرفتند. این بحران اروپا را از هم جدا می کرد.

پنج روز وحشتناک از آشفتگی بازار ، آخر هفته 14-15 مارس لحظه ای برای بانکهای مرکزی در سراسر جهان بود تا پاسخ آنها را هماهنگ کنند. آنچه همه می خواستند دلار بود ، بنابراین مهمتر از همه فدرال رزرو بود که نیاز به رهبری داشت. و به عنوان صندلی خود ، پاول انجام داد. وی برای بعد از ظهر 15 مارس کنفرانس مطبوعاتی برنامه ریزی نشده را فراخواند. آنچه او اعلام کرد قابل توجه بود.

با تأثیر فوری ، فدرال رزرو نرخ بهره را به صفر کاهش می داد - کاری که فقط یک بار قبل از آن انجام داده بود ، در اوج بحران در سال 2008. برای تثبیت بازار اوراق بهادار خزانه داری ایالات متحده ، در دور جدیدی از SO 700 میلیارد دلار می خریدتسکین کمی. و این بزرگ شروع می شود و با خرید 80 میلیارد دلار تا 17 مارس. در فضای تنها 48 ساعت ، بیشتر از فدرال رزرو در بیشتر ماهها در پی سال 2008 صرف خزانه داری می شود.

The New York Stock Exchange on 16 March.

این اقدامات برای اقتصاد ایالات متحده بود. اما Coronavirus یک مشکل جهانی بود. پرواز به سمت ایمنی و افزایش دلار در نتیجه ، هر کسی را که به ارز ایالات متحده وام گرفته بودند ، فشار آورد. بنابراین ، برای اطمینان از اینکه می توان دلارها را در هر مرکز مالی در هر مرکز مالی بزرگ جهان لوله کرد ، فدرال رزرو اعلام کرد که این شرایط را در خطوط به اصطلاح مبادله نقدینگی بهبود می بخشد-معاملات که بانکهای اصلی مرکزی با آن موافقت می کننددلار برای استرلینگ ، یورو ، فرانک سوئیس و ین با مبلغ نامحدود.

پاول با سرعت بسیار بیشتری نسبت به پیشینیان خود تاکنون سلاح های اصلی بحران سال 2008 را مستقر می کرد. اما هنوز کافی نبود. هنگامی که بازارها روز بعد ، 16 مارس افتتاح شدند ، پاییز سرگیجه بود. اگر بازار بیش از 7 ٪ سقوط کند ، قرار است مدارک شکن ها عملی شوند. آن روز صبح ، پاییز آنقدر سریع بود که S& P 500 قبل از اینکه معاملات متوقف شود ، 8. 1 ٪ کاهش یافت. شاخص به اصطلاح ترس ، VIX-اندازه گیری نوسانات بازار-به سطحی که در روزهای تاریک نوامبر 2008 دیده می شود ، افزایش یافت.

اکنون ترس در بازارها از خود تغذیه می شد. اگر جادوی فدرال سال 2008 دیگر کار نکرد ، پس چه می شود؟

بازار ارزی ، که در آن ارزها معامله می شوند ، بزرگترین بازار جهان است. و مکانی که بیشترین معاملات در آن رزرو شده است ، شهر لندن است. به طور متوسط روز ، معاملات به عقب و جلو در کل 6. 6 دلار. اما در چهارشنبه 18 مارس ، فقط یک تجارت وجود داشت: مردم می خواستند همه چیز را بفروشند. تنها چیزی که آنها می خواستند بخرند دلار بود. هر ارز دیگر در حال سقوط بود.

عدم موفقیت بانکهای مرکزی در آرامش بازارها ، صحنه را برای بدترین روزهای وحشت قرار داده بود. پرونده های کروناویروس با سرعت بیشتری در اروپا از اوج بحران در ووهان جمع می شد. صندوق های پرچین شرط بندی های چند میلیارد دلاری را که رکود اقتصادی در اروپا طولانی می شود ، قرار می داد. شرکت های تراشه آبی مانند اپل با حق بیمه سخت روبرو بودند تا به مدت سه ماه پیش از وام وام بگیرند. حتی طلا ، یک پناهگاه کلاسیک امن ، در حال فروش بود.

آن چهارشنبه ، در روز سوم خود به عنوان فرماندار بانک انگلیس ، اندرو بیلی یک کنفرانس مطبوعاتی را در تلاش برای اطمینان خاطر برگزار کرد. اما همانطور که او صحبت می کرد ، استرلینگ از سال 1985 5 ٪ به پایین ترین سطح خود سقوط کرد. در همین حال ، بازار اوراق قرضه دولت انگلستان ، همچنین به عنوان گیلت - قدیمی ترین بازار دارایی بزرگ جهان - شاهد آشفتگی بی سابقه بود. این در بیانیه نادیده گرفته شده بیلی ، "هم مرز با بی نظمی" بود.

در پاسخ ، کمیته سیاست های پولی بانک انگلیس روز بعد در جلسه اضطراری تشکیل جلسه داد و اعلام کرد که این بانک 200 میلیارد پوند در گیلت ها خریداری می کند. برخلاف سال 2008 ، این کار را در یک برنامه از پیش تنظیم شده انجام نمی دهد. همانطور که بیلی توضیح داد: "ما همانطور که می بینیم مناسب و سریع در بازارها عمل خواهیم کرد."این زمان برای جدول زمانی نبود. بانک مرکزی با پذیرش خودش ، با صندلی شلوار خود پرواز می کرد.

The goveor of the Bank of England, Andrew Bailey.

در یک کنفرانس اضطراری در شامگاه 18 مارس ، هیئت اجرایی بانک مرکزی اروپا تصمیم گرفت که این امر نیز نیاز به عمل داشته باشد. تحت یک برنامه خرید اضطراری همه گیر ، اعلام کرد که با خرید 750 میلیارد یورو بدهی دولت و شرکت ها آغاز می شود. اما بانک مرکزی اروپا حاضر بود حتی فراتر از آن برود. این گفته است که ، در صورت لزوم ، برخی از "محدودیت های خود تحمیل شده" آن را تجدید نظر می کند.

برای یک موسسه به عنوان مخفیگاه به عنوان بانک مرکزی اروپا ، این به یک انقلاب رسید. محدودیت های خود تحمیل شده-اهداف تورم ، قوانینی که بدهی دولت اروپا می تواند آن را بخرد و در چه مقادیر-همان چیزی است که بانک مرکزی اروپا در آن زندگی می کند. واضح است که اعضای محافظه کار شورای حاکم بانک همچنان در برابر چنین اقدامی مقاومت می کنند. اما در پایان این آشفتگی در بازارها بود که مسئله را تصمیم گرفت. بانک مرکزی اروپا نیاز به ارسال سیگنال تعیین دارد. اگر لاگارد لحظه "هر آنچه که طول می کشد" او را لکه دار کرده بود ، بانک مرکزی اروپا اکنون حداقل قول می داد که هر کاری را که لازم بود انجام دهد.

در پایان هفته سوم مارس ، 39 بانک مرکزی در سراسر جهان ، از مغولستان تا ترینیداد ، نرخ بهره را پایین آورده بودند ، مقررات بانکی را کاهش داده و تسهیلات وام ویژه ای را تنظیم می کردند. برای کاهش فشار در بازارهای نوظهور ، فدرال رزرو شبکه خطوط مبادله نقدینگی را برای پوشش 14 اقتصاد مهم از جمله مکزیک ، برزیل و کره جنوبی گسترش داد. این یک موج قابل توجه از فعالیت بود. اما خود همه گیر فقط شروع به نیش زدن کرد. بانک های مرکزی می توانند شوک مالی را تحت فشار قرار دهند ، اما به انفجار اقتصادی واقعی نپردازند ، چه رسد به بحران سلامت.

دولت های اروپایی سریع حرکت کرده بودند. آلمان احتیاط مالی خود را کنار گذاشته بود و به یک برنامه غول پیکر از ضمانت های دولتی برای وام های تجاری متعهد بود. اما این باعث شد تا این شکاف به ایتالیا و اسپانیا ، که نه تنها به سختی ویروس مورد اصابت قرار گرفت ، بلکه با میراث مالی بحران منطقه یورو محدود شد. آنها نمی خواستند خطر ابتلا به بحران بدهی را به خطر بیاندازند.

در ایالات متحده ، فدرال رزرو به عمل رسیده بود. اما سیاستمداران کجا بودند؟کنگره از انتخابات ریاست جمهوری آینده پریشان شد. آنچه لازم بود یک بسته نجات بی سابقه برای اقتصاد در سقوط آزاد بود. چگونه جمهوریخواهان و دموکرات ها برای آشتی دادن تفاوت های اساسی در مورد مراقبت های بهداشتی و بیمه بیکاری یا بدنام بدنام رئیس جمهور و قبیله وی چگونه بودند؟از آنجایی که دموکرات ها در سال 2018 کنترل مجلس نمایندگان را به دست آورده بودند ، قانونگذاری تا حد زیادی فلج شده بود. اکنون ، در مواجهه با سونامی ضرر و زیان شغلی ، دو طرف مجبور شدند به توافق برسند.

معاملات S در اوایل صبح دوشنبه 23 مارس در آسیا آغاز شد ، خبر واشنگتن اظهار داشت که هیچ معامله ای در کاپیتول هیل صورت نگرفته است. بازارهای آتی چنان خشونت آمیز فرو رفتند که مجدداً قطع کننده مدار فعال شد - در حال حاضر این اتفاق پنج بار بی سابقه در دو هفته رخ داده است. اگر می خواست هنگام باز شدن وال استریت از ذوب شدن جلوگیری کند ، فدرال رزرو باید حرکتی دیگری انجام دهد.

تا این لحظه ، جروم پاول در سایه پیشینی خود ، بن برنانکه ، که در سال 2008 از آن تغذیه شده بود ، حرکت می کرد. تسکین ، حمایت از بازارهای پول. اما این کار نکرده بود ، تا حدودی به این دلیل که نتوانست به منبع بحران برسد - یعنی ویروس و قفل کردن - و همچنین به این دلیل که به کمی سیستم اعتباری که در سال 2020 آسیب پذیر بود ، نرسید: وام گرفتنتوسط شرکت های بزرگ.

US Federal Reserve chairman Jerome Powell.

فدرال رزرو همواره از بدهی شرکتی که آن را از نظر سیاسی حساس می دانست ، جلوگیری کرده است. اگر بدهی را از شرکتهای انفرادی خریداری کرده اید ، در برابر اتهامات طرفداری آسیب پذیر بودید. اگر مقطعی از بدهی را خریداری کرده اید ، در نهایت وام های با کیفیت بسیار ضعیف را در دست گرفتید. اما در ساعات اولیه 23 مارس ، مشخص بود که برای تثبیت بازار بدهی شرکت ها باید کاری انجام شود. از سال 2008 ، اوراق قرضه صادر شده توسط شرکتهای غیر مالی از 3. 3 دلار به بیش از 6. 5 دلار افزایش یافته است. اگر ارزش آنها خیلی زیاد شود ، شرکت های آمریکایی نه تنها با خاموشی و از دست دادن کامل درآمد روبرو می شوند ، بلکه یک اعتبار اعتباری فلج کننده نیز می شوند.

در حالت ایده آل ، فدرال رزرو در رابطه با بسته محرک کنگره اعلامیه بزرگی را اعلام می کرد. اما تا عصر 22 مارس ، مشخص شد که بسته ای که توسط جمهوریخواهان پیشنهاد شده است برای دموکرات ها قابل قبول نیست. ممکن است روزها طول بکشد تا آنها تفاوت را مربع کنند. بازارهای مالی صبر نمی کنند.

در 23 مارس ، 90 دقیقه قبل از افتتاح بازارها ، پاول حرکت خود را انجام داد. وی اعلام کرد که فدرال رزرو در حال راه اندازی اشخاص حقوقی - خارج از کتاب های فدرال رزرو است ، اما توسط آن تضمین شده است - این ظرفیت خرید بدهی شرکت های دارای رتبه بسیار دارای رتبه یا حداقل بدهی را دارد که آژانس های رتبه بندی هنوز مایل به اعلام سرمایه گذاری بودند-مقطع تحصیلی. در واقع ، فدرال رزرو خود را به عنوان پشتیبان بازار اوراق بهادار شرکتی تریلیون دلاری تأسیس می کرد. فدرال رزرو برنامه خرید دارایی خود را به 375 میلیارد دلار حیرت انگیز در اوراق بهادار خزانه داری و 250 میلیارد دلار در اوراق بهادار وام مسکن در یک هفته اختصاص داد.

این یک حرکت خارق العاده برای گسترش دامنه مداخله بانک مرکزی به اقتصاد شرکت بود. و این توسط بازارها به این ترتیب درک شد. از آغاز سال ، S& P 500 و Dow Jones و همچنین FTSE 100 30 ٪ از ارزش خود را از دست داده بودند. آن روز ، آنها شروع به بهبودی کردند.

دو روز بعد ، در 25 مارس ، پشتیبان از کنگره وارد شد که مجلس سنا بسته غول پیکر خود را با 2 TN دلار تصویب کرد - بیش از دو برابر اندازه لایحه محرک تصویب شده در سال 2009سیستم بیمارستان خصوصی ایالات متحده. از اهمیت ویژه ای ، این همچنین 454 میلیارد دلار را برای تأمین ضررهای فدرال اختصاص داده است. از آنجا که انتظار نمی رود بیشتر وام ها بد شود ، این امر باعث می شود که فدرال رزرو در صورت لزوم بیش از 4 دلار وام در وام ایجاد کند.

در ایالات متحده ، کمپین بهداشت عمومی علیه ویروس هنوز هم شرم آور بود. اما در مورد سیاست اقتصادی ، اکنون قدرت کامل دولت آمریکا در پشت برنامه اضطراری مستقر شده است. و فدرال رزرو همچنین به عنوان ارائه دهنده نقدینگی دلار برای اقتصاد جهانی عمل می کرد. در انگلستان نیز خزانه داری و بانک انگلیس در تلاش بودند تا از افزایش عظیم هزینه های دولت برای تلاش برای تثبیت بازارهای مالی استفاده کنند.

اما در منطقه یورو ، این نوع هماهنگی فاقد بود. بانک مرکزی اروپا موفق شده بود وحشت فوری را متوقف کند. با این وجود هنوز این سؤال مطرح شده است كه آیا كشورهای عضو می توانند برای حمایت از همسایگان سخت ترین همسایگان خود ، ایتالیا و اسپانیا ، برنامه مالی ارائه دهند. راه حل بارز این بود که به طور مشترک بدهی را برای مبارزه با بحران با هم صادر کنیم - ایده ای که بارها و بارها در طول بحران منطقه یورو مطرح شد ، هنگامی که به شدت توسط یک ائتلاف محافظه کار در اروپای شمالی به رهبری آلمان مقاومت کرد. این امر اطمینان حاصل می کند که ایتالیا با ضعف مالی از قبل موجود محدود نمی شود.

برای ائتلافی از نه ایالت به سرپرستی فرانسه ، ایتالیا ، اسپانیا و پرتغال ، این پرونده آشکار بود. در 25 مارس آنها خواستار "ابزار بدهی مشترک" برای تأمین پاسخ بحران شدند. بانک مرکزی اروپا با انرژی خود را پشت سر گذاشت. اما ، یک بار دیگر ، هلند و آلمان از بودجه خودداری کردند. این موضوع به یوروگروپ ، جلسه ای از وزرای دارایی منطقه یورو منتقل شد ، جایی که سرانجام طرح این توافق نامه سرانجام دو هفته بعد پدیدار شد. در آن زمان وحشت فوری گذشت. از آنجا که لاگارد و همکاران بانکداری مرکزی از ابتدا از آن ترسیده بودند ، روی شانه های آنها بود که ثبات یورو به استراحت خود ادامه داد.

آیا فایروال های مالی گسترده ای که توسط بانکهای مرکزی در هر دو طرف اقیانوس اطلس ساخته شده است ، کافی است تا در برابر خبرهای بدی که طی هفته ها و ماه های آینده به سر می برد ، مقاومت کند؟گفتن خیلی زود است. اما اولین آزمایش در روز پنجشنبه 26 مارس ، هنگامی که وزارت کار ایالات متحده اعلام کرد ، در یک هفته ، 3. 3 میلیون آمریکایی برای بیمه بیکاری امضا کرده اند. کاملاً بی سابقه بود. یک نمودار که نیم قرن به عقب کشیده می شود ، به سادگی در یک افزایش عمودی به سمت بالا می چرخد. در دو هفته آینده ، 13. 5 میلیون نفر دیگر به لیست های بیمه اضافه می شوند. و هیچ پایان چشمگیری وجود نداشت. آمریکا برای بیکاری ملی در تابستان به 30 ٪ رسیده است - بیشتر از رکود بزرگ دهه 1930.

این خاموشی فاجعه ای را برای میلیون ها خانواده آمریکایی بیان کرد که حداقل نیمی از آنها هیچ ذخایر مالی برای صحبت کردن و مشاغل بالا و پایین زمین ندارند. چگونه بازارها واکنش نشان می دهند؟به طرز حیرت انگیزی ، آنها 26 مارس 5 ٪ به پایان رسیدند. بزرگترین افزایش بیکاری که تاکنون در تاریخ ثبت شده است با یک کوچک و آرامش روبرو شد.

چرا سرمایه گذاران وحشت زده تر نبودند؟از آنجا که مقیاس محرک کنگره روشن می کند که ، هر چقدر هم که سیاست آمریکا تقسیم شده باشد ، این امر در راه افزایش هزینه های زیادی نخواهد بود. و فدرال رزرو ، به نوبه خود ، اطمینان حاصل می کند که در صورت لزوم به حساب های خود ، جریان عظیم بدهی جدید جذب می شود. سیستم اعتباری خصوصی ، بودجه دولت و ترازنامه فدرال رزرو در یک حلقه بسته با هم جوش داده شد.

W Hat Fed ، Bank of England و بانک مرکزی اروپا که در ماه مارس موفق به انجام آن شدند ، از خسارت ناشی از خاموش شدن ناشی از فروپاشی فوری اعتبار شرکت ها جلوگیری کرد. در عین حال ، با تثبیت بازارهای بدهی مستقل ، آنها امکان افزایش هزینه های عمومی را برای مبارزه با بحران و کوسن عوارض جانبی اجتماعی و اقتصادی خود فراهم کرده اند. برای انجام این کار ، آنها هر دو ایمنی را به بخش هایی از سیستم مالی که هرگز از آن محافظت نشده اند ، گسترش داده و در مقیاس بسیار بیشتر از سال 2008 مداخله کرده اند.

در روزهای پایانی مارس ، فدرال رزرو در حال خرید اوراق بهادار خزانه داری و اوراق بهادار تحت حمایت وام با نرخ 83 میلیارد دلار در روز بود ، یا فقط 1 میلیون دلار در ثانیه خجالتی بود. در 9 آوریل ، در همان لحظه با انتشار آخرین شماره های بیکاری وحشتناک ، 2. 3 دلار دیگر در پشتیبانی که به طور خاص در بدهی شهرداری و بدهی شرکت های درجه پایین هدف قرار گرفت ، اعلام کرد. در همان روز ، بانک انگلیس رویکردی حتی رادیکال تر اتخاذ کرد. به جای گذراندن روند داشتن بدهی مسئله خزانه داری که پس از آن توسط بانک مرکزی خریداری می شود ، اعلام کرد که این امر می تواند مالی مستقیم پولی را به دولت ارائه دهد ، تا هر بودجه لازم را برای آن فراهم کند. این موقت خواهد بود ، اما هنوز هم یک حرکت اساسی بود. حساب جاری دولت در بانک انگلیس مجدداً در صورت لزوم ده ها میلیارد پوند در هزینه های Coronavirus اجازه می دهد. آخرین باری که دولت انگلیس به این مکانیسم متوسل شد ، در اوج بحران در سال 2008 بود.

آنچه ما در سیستم مالی دیدیم ، طی چند هفته گذشته ، پیروزی انواع است - اما این یک دفاعی است. یک بار دیگر ، ما در حال پیشبرد یک سیستم شکننده و سودآور هستیم تا از بدتر شدن چیزی جلوگیری کنیم. همچنین این یک پیروزی محدود در دامنه است.

با صاف کردن منحنی وحشت مالی ، بانک های مرکزی اقتصادهای پیشرفته موفق شده اند تا با خاموش کردن اعتبار به مشاغل و خانواده ها ، زندگی تحت قفل شدن حتی غیرقابل تحمل تر نشوند. آنها همچنین اطمینان حاصل کرده اند که پاسخ بهداشت عمومی به COVID-19 می تواند در هر مقیاس مورد نیاز پیش برود. در اروپا ، سؤالاتی در مورد اختلافات اعضای منطقه یورو وجود دارد: آلمان توانسته است پاسخ مالی کاملاً آشکار بزرگتر به بحران نسبت به ایتالیا یا اسپانیا ارائه دهد. اما آن نابرابری ها در کنار مشکلات بسیاری از سایر نقاط جهان کمرنگ است. در آنجا اعتبار بسیار مهم حتی قبل از شروع موارد کرونوویروس قطع می شود ، به این معنی که بار دیگر تأیید کرده ایم که سیستم مالی جهانی سلسله مراتبی است. در Apex ، فدرال رزرو ایالات متحده قرار دارد. بانک مرکزی اروپا ، بانک ژاپن ، بانک انگلیس و همتایان پیشرفته اقتصاد آنها همه از حمایت مستقیم فدرال رزرو برخوردار هستند. با تشکر از هیچ بخش کوچکی از این پشتیبانی ، بانکهای مرکزی پیشرفته-اقتصاد در پیشبرد سیستم های اعتباری خود از عرض جغرافیایی بسیار خوبی برخوردار هستند. آنها ممکن است با حرکات متوسط در نرخ ارز ارز خود روبرو شوند ، اما هیچ فشار مالی ویرانگر وجود ندارد.

بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : صدرا ذوالریاستین بازدید : 34 تاريخ : شنبه 31 تير 1402 ساعت: 19:47