
بیشتر اقتصاددانان توافق دارند که تورم در ایالات متحده در سه سال گذشته از اوایل دهه 1940 بدترین وضعیت بوده است و هم شدت و هم در طول مدت آن را در نظر گرفته است. اما آنها نمی توانند در مورد ماهیت تورم که اقتصاد آمریکا را درگیر می کند موافق باشند. از نظر برخی ، تورم حاکی از افزایش دیدنی در قیمت مصرف کننده است. برای دیگران ، تقاضای کل بیش از حد ؛و حداقل برای یک اقتصاددان ، ایجاد پول جدید توسط مقامات پولی ما است.
این اختلاف نظر بین اقتصاددانان بیش از یک تفاوت تحصیلی در معنای یک اصطلاح عامه پسند است. این نشان دهنده سردرگمی حرفه ای در مورد علت مشکل تورم و سیاست هایی است که ممکن است به اصلاح آن کمک کند. مرور برخی از اصول اساسی اقتصاد که برای پول اعمال می شود ممکن است این مشکل را روشن کند.
به دو سؤال اساسی باید پاسخ داده شود: (1) عواملی که در ابتدا به پول ارزش می دهند ، و (2) عواملی که در "ارزش تبادل عینی پول" یا قدرت خرید آن تأثیر می گذارد چیست؟
پول واسطه ای از مبادله است که تجارت کالاها و خدمات را تسهیل می کند. هر جا که مردم فراتر از راهپیمایی ساده باشند ، آنها شروع به استفاده از کالاهای قابل فروش خود به عنوان رسانه مبادله کردند. در جوامع ابتدایی آنها از گاوها یا اقدامات دانه ، نمک یا ماهی استفاده می کردند. در تمدن های اولیه که در آن تقسیم کار به مناطق بزرگتر گسترش یافته است ، طلا یا نقره به عنوان بازاریابی و سرانجام به عنوان تنها واسطه مبادله ، به نام پول ظاهر می شود. بدیهی است که سران ، پادشاهان و روسای دولت استفاده از پول را اختراع نکردند. اما آنها غالباً هر زمان که دچار کسری بودجه می شدند ، کنترل آن را غصب می کردند و می توانستند درآمد خود را از بین ببرند.
هنگامی که یک کالای اقتصادی جستجو و خواسته می شود ، نه تنها برای استفاده از آن در مصرف یا تولید بلکه برای اهداف مبادله ای که برای صرافی های بعدی در اختیار شما قرار می گیرد ، تقاضای آن بدیهی است که افزایش می یابد. ما ممکن است از دو تقاضای جزئی صحبت کنیم که برای افزایش ارزش آن در ازای آن - قدرت خرید آن ترکیب می شوند.
منشأ ارزش پول
مردم به دنبال پول هستند زیرا قدرت خرید دارد. و بخشی از این قدرت خرید با تقاضای مردم برای پول ایجاد می شود. اما آیا این استدلال در یک دایره شرور نیست؟
این نیست! به گفته "نظریه رگرسیون" لودویگ فون میزس ، ما باید به عامل زمانی توجه داشته باشیم. تلاش ما برای منابع نقدی با توجه به قدرت خرید پول در گذشته فوری ، که به نوبه خود تحت تأثیر قدرت خرید قبلی قرار گرفته است ، و غیره تا زمان رسیدن به همان آغاز تقاضای پولی است. در آن لحظه خاص ، قدرت خرید مقدار مشخصی از طلا یا نقره فقط با استفاده های غیر اصلی آن تعیین می شد.
این نتیجه گیری جالب می شود که استفاده جهانی از پول های کاغذی امروز بدون استفاده قبلی آنها به عنوان "جایگزین" برای پول واقعی ، مانند طلا و نقره ، غیرقابل تصور خواهد بود ، که برای آن تقاضای غیر مهمی وجود داشت. فقط هنگامی که انسان به این جایگزین ها عادت کرد ، و دولت ها او را از آزادی خود برای استخدام طلا و نقره به عنوان رسانه ای مبادله محروم کردند ، آیا کاغذ مناقصه دولت به عنوان "پول قانونی یا" فیات "ظهور کرد. این دارای ارزش و قدرت خرید است ، اگرچه فاقد تقاضای غیرقانونی است ، زیرا مردم اکنون تقاضای پولی خود را به سمت کاغذ مناقصه دولت هدایت می کنند. اگر به هر دلیلی این تقاضای عمومی باید به عنوان رسانه مبادله به سمت کالاهای واقعی متوقف شود ، پول فیات کل ارزش خود را از دست می دهد. دلار قاره و ارزهای مختلف خارجی در طول سالها این نکته را نشان می دهد.
در صورت تقاضا و عرضه
قدرت خرید پول با تقاضای و عرضه پول ، مانند قیمت سایر کالاها و خدمات اقتصادی تعیین می شود. رابطه خاص بین این تقاضا و عرضه قدرت خرید خاص آن را تعیین می کند. بنابراین ، اجازه دهید ابتدا به عواملی که در تقاضای فردی برای پول تأثیر می گذارد ، نگاه کنیم.
از آنجا که پول یک مبادله است ، تقاضای ما برای آن ممکن است تحت تأثیر ملاحظات حقایق و شرایط باشد یا در سمت کالا یا در سمت پول. بنابراین ، ما ممکن است از عوامل ناشی از کالا و عوامل ناشی از پول صحبت کنیم.
تنوع در کنار کالا
یک مثال ساده ممکن است اولی را نشان دهد. بگذارید فرض کنیم که در یک شهر قرون وسطایی زندگی می کنیم که توسط یک ارتش دشمن از تمام منابع تازه قطع شده است. خواسته و گرسنگی عالی وجود دارد. اگرچه مقدار پول تغییر نکرده است - هیچ طلا و نقره ای شهر محاصره شده ما را ترک نکرده است - قدرت خرید آن باید کاهش یابد. برای همه به دنبال اطمینان از بقا ، در ازای برخی از غذاهای کمیاب به دنبال کاهش منابع نقدی خود است.
اوضاع در همه موارد مشابه است که عرضه کالاهای موجود کاهش می یابد اگرچه مقدار پول در دارایی های نقدی مردم بدون تغییر باقی می ماند. در یک جنگ ، هنگامی که کانال های عرضه توسط دشمن قطع می شوند یا تولید اقتصادی به دلیل کمبود نیروی کار کاهش می یابد ، ارزش پول تمایل به کاهش دارد و قیمت کالاها حتی اگر مقدار پول ممکن است بدون تغییر باقی بماند ، افزایش می یابد. برداشت بد در یک اقتصاد کشاورزی ممکن است ارز را به وضوح تضعیف کند. به همین ترتیب ، اعتصاب عمومی که یک اقتصاد را فلج می کند و عرضه کالا و خدمات را به شدت کاهش می دهد ، قیمت کالاها را افزایش می دهد و همزمان قدرت خرید پول را کاهش می دهد. در حقیقت ، هر اعتصاب یا خرابکاری در تولید اقتصادی تمایل به تأثیرگذاری بر قیمت ها و ارزش پول دارد حتی اگر این ممکن است برای بسیاری از ناظران قابل مشاهده نباشد.
برخی از اقتصاددانان همچنین سطح مالیات را به عنوان یک عامل مهم در تعیین ارزش مبادله پول ذکر می کنند. به گفته کالین کلارک ، هر زمان که دولت ها بیش از 25 درصد از محصولات ملی را مصرف می کنند ، کاهش ظرفیت تولیدی در نتیجه چنین بار مالیاتی مظلوم باعث افزایش قیمت کالاها و کاهش قدرت خرید پول می شود. طبق این دیدگاه ، که ممکن است با آن اختلاف نظر داشته باشد ، نرخ بالای مالیات عامل اصلی "تورم" است. به هر حال ، شکی نیست که دلار آمریکا از فشار و مالیات های فدرال ، ایالتی و دولت محلی که بیش از 35 درصد از محصولات ملی آمریکا است ، به شدت متحمل شده است.
با این حال ، اگر افزایش چشمگیر در بهره وری صنعتی در جهت مخالف کار نکرده باشد ، این از دست دادن قدرت خرید دلار تا کنون بیشتر خواهد بود. علی رغم بار روزافزون دولت و علی رغم افزایش پدیده در عرضه پول (که در زیر مورد بحث بیشتر قرار می گیرد) ، که هر دو ارزش دلار را کاهش می دهند ، تجارت و صنعت آمریکا موفق به افزایش عرضه بازاریابی شده استکالاها ، بنابراین قدرت خرید دلار را تقویت می کنند. در اکثر شرایط دشوار ، بازرگانان موفق به ایجاد سرمایه بیشتر و بهبود فناوری تولید شدند و به این ترتیب کالاهای اقتصادی بیشتر و بهتری را در دسترس قرار دادند که به نوبه خود به تثبیت دلار کمک کردند. بدون این دستاورد قابل توجه توسط کارآفرینان و سرمایه داران آمریکایی ، مطمئناً دلار آمریکا راه بسیاری از ارزهای ملی دیگر را به استهلاک و کاهش ارزش های رادیکال دنبال می کرد.
عوامل طرف پول
همچنین تعدادی از عوامل وجود دارد که بر تقاضای پول در سمت پول مبادله تأثیر می گذارد. به عنوان مثال ، جمعیت رو به رشد ، با میلیون ها نفر از افراد بالغ مشتاق ایجاد منابع نقدی ، تقاضای جدیدی ایجاد می کنند که به نوبه خود تمایل به افزایش قدرت خرید پول و کاهش قیمت کالاها دارد.
از طرف دیگر ، یک جمعیت رو به کاهش اثر متضاد را ایجاد می کند.
تغییرات در تقسیم کار باعث تغییر در ارزش مبادله پول می شود. افزایش تخصص و تجارت تقاضا و ارزش مبادله پول را افزایش می دهد. کشاورز مرزی قرن نوزدهم که غرب را با گاوآهن و اسلحه کج می کرد ، تا حد زیادی خودکفا بود. تقاضای او برای پول در مقایسه با آن از نوه بزرگش که فقط ذرت را بالا می برد و تمام مواد غذایی خود را در سوپر مارکت خریداری می کند ، کوچک بود. تحت یک تقسیم کار مدرن و بسیار پیشرفته ، فرد برای رضایت از تمام خواسته های خود از طریق مبادله به پول نیاز دارد. بدیهی است که چنین تقاضا تمایل به افزایش ارزش مبادله پول دارد. از طرف دیگر ، وخیم شدن این بخش از کار و بازگشت به تولید خودکفا ، که می توانیم در بسیاری از مناطق آسیا ، آفریقا و آمریکای جنوبی مشاهده کنیم ، تأثیر متضادی را ایجاد می کند.
توسعه و بهبود یک سیستم پاکسازی پولی نیز تأثیر می گذارد تا ارزش کمتری داشته باشد. پاکسازی به معنای جبران پرداخت توسط بانک ها یا کارگزاران است. این تقاضا برای پول را کاهش می دهد ، زیرا فقط مانده های خالص با پرداخت نقدی تسویه می شوند.
سیستم پاکسازی آمریکا که به تدریج بیش از 130 سال از محلی به منطقه ای و منطقه ای و ملی توسعه یافته است ، به آرامی نیاز و تقاضای پول نقد و در نتیجه قدرت خرید آن را کاهش می دهد. البته ، این کاهش ارزش مبادله دلار در مقایسه با آن ناشی از سایر عوامل ، به ویژه افزایش زیاد عرضه پول ، ناچیز بود.
شیوه های تجاری نیز ممکن است بر تقاضای پول و بنابراین ارزش آن تأثیر بگذارد. مرسوم است که تجارت در اولین ماه تعهدات خود را تسویه کند. پرداخت مالیاتی در تاریخ های مشخصی انجام می شود. محبوبیت روزافزون کارتهای اعتباری ، نیاز به منابع مالی را در طول ماه کاهش می دهد ، اما در ابتدای ماه که پرداخت می شود ، آن را متمرکز می کند. تمام این تغییرات در تقاضا بر ارزش مبادله عینی پول تأثیر می گذارد.
خواسته های افراد برای دارایی های بزرگتر یا کوچکتر
مهمترین تعیین کننده خرید قدرت پول تحت این عنوان "عوامل ناشی از پول" ، نگرش مردم نسبت به پول و در اختیار داشتن آنها از دارایی های خاص است. آنها ممکن است به یک دلیل یا دلیل دیگر تصمیم بگیرند که دارایی های خود را افزایش یا کاهش دهند. افزایش سهام نقدی توسط بسیاری از افراد تمایل به افزایش ارزش مبادله پول دارد ، کاهش منابع نقدی تمایل به کاهش آن دارد.
این به خوبی درک شده است که حتی اقتصاددانان ریاضی بر "سرعت" پول در معادلات و محاسبات ارزش پول تأکید می کنند. سرعت گردش خون به عنوان میانگین تعداد بار در یک سال تعریف می شود که یک دلار به عنوان درآمد (سرعت درآمد) یا به عنوان هزینه (سرعت معامله) خدمت می کند. البته ، این استفاده اقتصادی از یک اصطلاح وام گرفته شده از فیزیک ، مرد بازیگری را که افزایش یا کاهش منابع نقدی خود را نادیده می گیرد ، نادیده می گیرد. حتی هنگامی که در حمل و نقل است ، پول تحت کنترل صاحبان خود است که تصمیم می گیرند آن را خرج کنند یا آن را نگه دارند ، پرداخت یا تأخیر در پرداخت ، وام یا وام بگیرند. اقتصاددان ریاضی که وزن و اندازه گیری می کند و از این طریق انتخاب ها و ترجیحات افراد بازیگری را نادیده می گیرد ، وسوسه می شود تا این "سرعت" را کنترل و دستکاری کند تا بتواند بر ارزش پول تأثیر بگذارد. او حتی ممکن است افراد (که از عمل مطابق با الگوی خود امتناع می کنند) را به دلیل استهلاک پولی یا قدردانی مقصر بدانند. و دولت ها فقط مشتاق هستند که این سرزنش را تکرار کنند. در حالی که آنها در حال ایجاد مقادیر جدیدی از پول مطبوعاتی هستند ، آنها افراد را به منظور کنترل سرعت پول محدود می کنند.
درست است ، تمایل به افزایش یا کاهش منابع نقدی توسط بسیاری از افراد تأثیر مهمی در قدرت خرید پول دارد. اما برای اینکه به طور اساسی منابع خود را تغییر دهند ، افراد باید دلایل مهمی داشته باشند. آنها تلاش می کنند هر زمان که آنها را پیش بینی کنند ، منابع خود را بالا ببرند. و آنها معمولاً هر زمان که تورم بیشتری را پیش بینی می کردند و ارزش پول را کاهش می دادند ، منابع خود را کاهش می دهند. به طور خلاصه ، آنها تمایل دارند که به طور عقلانی و طبیعی نسبت به روندها و سیاست های خاص واکنش نشان دهند. دولت نمی تواند تغییر کند یا از این واکنش جلوگیری کند. این صرفاً می تواند سیاست های خود را تغییر دهد که واکنش را به وجود آورد.
عرضه پول
هیچ تعیین کننده تقاضا ، خواه بر روی کالاهای مبادله یا طرف پول تأثیر بگذارد ، در معرض چنان تغییرات گسترده ای نیست که عرضه پول است. در طول سن استاندارد سکه طلا که سکه های طلای آزادانه در حال گردش بودند ، عرضه پول با عرضه طلا به طور باریک پیچیده می شد. اما امروز که دولت ها کنترل کاملی بر پول و بانکداری دارند ، هنگامی که بانک های مرکزی می توانند پول را به خواست خود ایجاد یا برداشت کنند ، مقدار پول از سال به سال به میزان قابل توجهی تغییر می کند ، حتی از هفته به هفته. دانش آموز پول و بانکداری اکنون باید برای درک روندهای اقتصادی فعلی ، آمار رسمی عرضه پول را با دقت تماشا کند. البته ، عرضه همیشه در حال تغییر پول نباید به عنوان عاملی تلقی شود که به طور مساوی و یکنواخت سطح قیمت کالاها را تغییر دهد. کل عرضه پول در یک اقتصاد معین با کل عرضه کالاها مقابله نمی کند. تغییر در عرضه پول همیشه از طریق دارایی های نقدی افراد ، که نسبت به تغییر در درآمد شخصی خود و تغییر نرخ بهره در بازار وام واکنش نشان می دهند ، عمل می کند. از طریق افراد بازیگری که تغییرات را ایجاد می کند ، تأثیر خود را بر قیمت کالاهای مختلف اعمال می کند.
در ایالات متحده ، ما دو مقام پولی داریم که به طور مداوم عرضه پول را تغییر می دهند: خزانه داری ایالات متحده و سیستم ذخیره فدرال. از 28 فوریه 1969 ، خزانه داری ایالات متحده حدود 6. 7 میلیارد دلار پول صادر کرده بود که از این تعداد 5. 1 میلیارد دلار سکه کسری بود. سیستم فدرال رزرو 46. 3 میلیارد دلار یادداشت صادر کرده بود و علاوه بر این ، حدود 22 میلیارد دلار ذخایر بانکی نیز در اختیار داشت. بانک های تجاری تقریباً 150 میلیارد دلار سپرده تقاضا و حدود 201 میلیارد دلار سپرده زمانی را در اختیار داشتند که همگی در "پول قانونی" که فدرال رزرو و پول خزانه داری است ، قابل پرداخت است.
قدرت گسترده ایجاد پول که توسط سیستم ذخیره فدرال رزرو شده است ، که بانک مرکزی ما و بازوی پولی دولت ایالات متحده است ، فقط وقتی قابل مقایسه با عرضه پول امروز با آن در گذشته قابل مشاهده است. بنابراین ، ما به حجم اعتبار بانک مرکزی فدرال رزرو در تاریخ های مختلف از سال 1929 نگاه کنیم:
تاریخ کل در میلیارد ها
1969 20 اوت 58. 2 منبع: بولتن های رزرو فدرال
این ارقام به وضوح ماهیت و میزان تورم را که از اوایل دهه 1930 ما را درگیر کرده است ، نشان می دهد. دهه 1940 و دوباره دهه 1960 به عنوان دوره سریعترین تورم و گسترش اعتبار برجسته می شود.
چگونه دولت پول ایجاد می کند
چرا و چگونه "مقامات پولی" ما چنین مقادیر زیادی از پول را ایجاد می کنند که به ناچار منجر به کاهش ارزش پول می شوند؟در دهه 1940 ، استدلال اضطراری برای توجیه چاپ هر مقدار که دولت برای تلاش جنگ می خواست ، توجیه شد. در طول دهه 1960 ، دولت فدرال از طریق سیستم فدرال رزرو خود به منظور دستیابی به اشتغال کامل و نرخ مطلوب تر از رشد اقتصادی ، با تب و تاب چاپ می کرد. علاوه بر این ، تقاضای روزافزون عمومی برای توزیع مجدد اقتصادی ، کسری بودجه را وارد کرد ، که تأمین مالی آن با ایجاد پول تسهیل شد.
چگونه انجام شد؟فدرال رزرو سه ابزار کنترل مختلف را در اختیار دارد که می تواند به صورت جداگانه یا مشترک برای تغییر عرضه پول استفاده شود. این ممکن است "خریدهای بازار آزاد" را انجام دهد ، یعنی تعهدات خزانه داری ایالات متحده را در بازار سرمایه خریداری می کند و با پول نقد یا اعتبار تازه ایجاد شده برای آنها می پردازد. تقریباً تمام پول صادر شده از سال 1929 با این روش ایجاد شد. یا ، فدرال رزرو ممکن است نرخ تخفیف خود را کاهش دهد ، یعنی نرخی که بانک های تجاری را برای اسکان هزینه می کند. اگر نرخ خود را پایین تر از بازار کاهش دهد ، تقاضا از عرضه فراتر خواهد رفت ، که فدرال رزرو پس از آن آماده تأمین آن است. یا سرانجام ، فدرال رزرو ممکن است نیازهای ذخیره بانکهای تجاری را کاهش دهد. چنین کاهش باعث می شود فدرال رزرو پول برای وام یا سرمایه گذاری توسط بانکهای تجاری رایگان کند.
فرقی نمی کند که چگونه عرضه پول جدید ایجاد می شود. واقعیت اساسی ایجاد مقامات پولی است. من و شما نمی توانیم پول چاپ کنیم ، زیرا این امر طبق قانون جعل و مجازات خواهد بود. اما مقامات پولی ما هر روز از هفته با اختیار رهبران دولت ما مقادیر جدیدی را ایجاد می کنند.
این واقعیت به تنهایی توضیح می دهد که چرا ما عصر تورم و نابودی پولی است.
پاسخهای متغیر
نظریه کمیت ، که یکی از قدیمی ترین توضیحات در ادبیات اقتصادی را ارائه می دهد ، نشان دهنده ارتباط بین تغییرات در ارزش پول و عرضه پول است. البته فرض بر این است که همانطور که برخی از اقتصاددانان قبلی انجام داده اند ، اشتباه است که تغییر در ارزش پول باید متناسب با تغییر در مقدار پول باشد ، به طوری که دو برابر کردن عرضه پول باعث افزایش قیمت کالاها و کاهش نیمی از آنها می شود. ارزش پول
همانطور که در بالا اشاره شد ، تغییرات در عرضه همیشه از طریق دارایی های نقدی مردم کار می کند. هنگامی که دولت به سیاست تورم متوسل می شود ، ممکن است برخی از افراد با تأخیر در خرید کالاهای خاص و خدمات خود به این امید که به زودی قیمت ها کاهش یابد ، واکنش نشان دهند. به عبارت دیگر ، آنها ممکن است دارایی های نقدی خود را افزایش داده و از این طریق اثر افزایش قیمت سیاست دولت را خنثی کنند. از دیدگاه تورم ، این واکنش ایده آل است ، زیرا ممکن است آنها به تورم خود ادامه دهند در حالی که این افراد از طریق واکنش خود ممکن است از بدترین اثرات تورم جلوگیری کنند. این احتمالاً به همین دلیل است كه دولت آمریكا از طریق پوسترهای اداره پست ، تابلوهای تبلیغاتی و سایر تبلیغات تلاش می كند تا مردم آمریكا را ترغیب كند تا هر زمان كه خود دولت به تورم متوسل شود ، پول بیشتری را پس انداز كند.
هنگامی که بیشتر و بیشتر افراد متوجه می شوند که تورم یک سیاست اراده است و خیلی زود به پایان نمی رسد ، ممکن است با کاهش منابع نقدی خود واکنش نشان دهند. چرا آنها باید نقدی را که کاهش می یابد ، نگه دارند و چرا قبل از افزایش قیمت ها ، اکنون باید کالاها و خدمات بیشتری خریداری کنند؟این واکنش اثرات افزایش قیمت تورم را تشدید می کند. در حالی که دولت باد می کند و مردم تقاضای پول خود را کاهش می دهند ، قیمت کالاها به سرعت افزایش می یابد و بر این اساس قدرت خرید پول کاهش می یابد.
عبور از باک
ممکن است اتفاق بیفتد که دولت ممکن است موقتاً تورم خود را متوقف کند ، اما با این وجود مردم همچنان تقاضای نقدی خود را کاهش می دهند. پس از آن ، تورم های بانک مرکزی ممکن است به ثبات عرضه پول اشاره کنند و مردم را به دلیل رفتار و واکنش "غیر منطقی" مقصر بدانند. بنابراین دولت خود را از بین می برد و عادات هزینه مردم را برای تورم محکوم می کند. اما در واقعیت ، مردم صرفاً نسبت به تجربیات گذشته واکنش نشان می دهند و بنابراین بازگشت زودهنگام سیاست های تورمی را پیش بینی می کنند. توسعه پولی در بیشتر سال 1969 منعکس کننده این وضعیت بود.
سرانجام ، مردم ممکن است کاملاً و غیرقابل برگشت به پول رسمی فیات بی اعتماد باشند. هنگامی که در ناامیدی قرار گرفتند ، سرانجام نتیجه می گیرند که تورم قبل از نابودی پول آنها به پایان نمی رسد ، ممکن است برای نقدینگی منابع نقدی باقی مانده خود عجله کنند. هنگامی که هرگونه خرید کالا و خدمات سودمندتر از نگه داشتن سریع نقدی است ، ارزش پول به صفر نزدیک می شود. پس از آن پول به پول متوقف می شود ، تنها واسطه مبادله.
هنگامی که دولت کنترل پول را به دست می گیرد ، نه تنها یک پست فرماندهی مهم را در مورد زندگی اقتصادی مردم به دست می گیرد بلکه منبع سودآور درآمد را نیز به دست می آورد. تحت فشارهای روزافزون برای خدمات و کارکردهای دولتی ، این منبع درآمد-که می توان آن را بی سر و صدا بدون توجه به مردم انجام داد-وسوسه بزرگی را برای مدیران ضعیف که دوست دارند بدون جمع آوری آن از طریق مالیات غیرقانونی خرج کنند ، تنظیم می کند. عرضه پول نه تنها بهترین شاخص در مورد ارزش پول است ، بلکه منعکس کننده وضعیت ملت و تفکر مردم است.
ارز
گفته می شود که لنین اعلام کرده است که بهترین راه برای از بین بردن سیستم سرمایه داری ، تخریب ارز است. با ادامه روند تورم ، دولت ها می توانند بخش مهمی از ثروت شهروندان خود را مصادره ، مخفیانه و بدون نظارت کنند. با این روش آنها نه تنها مصادره می شوند ، بلکه به طور خودسرانه مصادره می شوند. و در حالی که این روند بسیاری را فقیر می کند ، در واقع برخی از ... را غنی می کند ... با افزایش تورم و ارزش واقعی ارز از ماه به ماه ، تمام روابط دائمی بین بدهکاران و طلبکاران ، که پایه و اساس نهایی سرمایه داری را تشکیل می دهند ، چنان بی نظم می شوند که تقریباً بی معنی است. و روند ثروت به قمار و قرعه کشی تبدیل می شود.
بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : صدرا ذوالریاستین
بازدید : 33
تاريخ : شنبه
3 تير
1402 ساعت: 13:58