این مقدمه شماره ویژه را در FinTech در بازارهای الکترونیکی معرفی می کند. این موضوع شامل هشت مقاله است که جنبه های متنوعی را در جهان گسترده Fintech پوشش می دهد. هفت مقاله از تماس شماره ویژه ای که در سال 2016 منتشر شد و یک مقاله از یک مسیر سریع که با کنفرانس سیستم های اطلاعات کسب و کار (BIS) از سال 2016 سازماندهی شده بود ، منتشر شد. بزرگتر از مسائل ویژه منظم در بازارهای الکترونیکی ، که ممکن است نشان دهد FinTech یک زمینه تحقیق فعال است. این قابل توجه است زیرا این اصطلاح اخیراً مورد توجه گسترده قرار گرفته است.
به عنوان مثال ، یک پرس و جو ساده در مورد Google Trends نشان می دهد که فقط در سال 2014 بود که اصطلاح مرکب "fintech" در مقیاس گسترده ای ظاهر شد و تحول صنعت مالی را برای همه قابل مشاهده کرد (آرنر و همکاران 2016). صنعتی که طی چندین دهه پایدار مانده بود ، ظاهراً با شرکت کنندگان در بازار جدید و شتاب نوآوری دیجیتال ناگهان با همه روبرو شد. افزایش بنیاد شرکتهای جدید ("استارتاپ ها") رخ داده است ، که قول داده است که کل صنعت را تغییر دهد و حتی ادعا می کند که این آغاز پایان بانک ها خواهد بود. این اظهارات از دهه 1990 را تأیید می کند که به موجب آن "بانکداری ضروری است ، بانک ها نیستند" یا به موجب آن "بانک ها صنعت فولاد [نوزده] نود هستند" (بک 2001 ، ص 7). حدود 25 سال بعد ، ممکن است شاهد آغاز این تحول (دیجیتال) باشیم. اگرچه صنعت مالی به طور کلی و بسیاری از بازیکنان سنتی دنیای "بانکهای بزرگ" وجود دارد ، جنبش "fintech" به طور اساسی بر این بخش تأثیر گذاشته است.
Fintech (R) تکامل
مانند اصطلاحات ترکیبی مشابه، مانند "BioTech"، "FinTech" ترکیبی نسبتا ساده و واضح از یک دامنه کاربردی ("مالی") و "فناوری" است. بخش مالی طی قرن های گذشته با تأسیس اولین بانک در سال 1472 و تعداد زیادی از مشاغل دیگر (مانند شرکت های اوراق بهادار، شرکت های بیمه، نمایندگان املاک) رشد کرده است (Alt و Puschmann 2016، ص 9). شرکت های مالی اغلب به عنوان ارائه دهندگان خدمات شناخته می شوند زیرا آنها از شرکت ها در یک بازار اولیه برای انجام تجارت خود حمایت می کنند و در طول زمان یک بازار ثانویه را شکل داده اند که در آن ارائه دهندگان خدمات مالی (مانند کارگزاران وام مسکن، بانک های تجاری، بانکداران سرمایه گذاری) با یکدیگر تعامل دارند.(زو و همکاران 2004). از این "شبکه گسترده ای از روابط متقابل که پیچیده تر، متقابل و کمتر خطی تر از صنایع تولیدی و خرده فروشی سنتی است" حاصل شد (Zhu et al. 2004, p. 21). فن آوری ها - دومین عنصر اصطلاح فین تک - در مدیریت فرآیندهای مالی کلیدی شده اند. با پیروی از بومن و همکاران.(2005) یک فناوری روشی برای سازماندهی چیزها، هماهنگ کردن فرآیندها و انجام آسانتر وظایف است. این تعریف کلی فناوری های آنالوگ و دیجیتال را که هر دو در بخش مالی گسترش یافته اند، به رسمیت می شناسد. کار قبلی روی تکامل فین تک نشان می دهد که فناوری های مالی میراث طولانی تری نسبت به خود اصطلاح فین تک دارند. برای مثال، لی و شین (2018، ص 36) ریشه های فین تک را به گسترش اینترنت از دهه 1990 پیوند می دهند. آرنر و همکاران(2016) تصویر وسیع تری را ترسیم می کند و فناوری های مالی را در اواسط قرن نوزدهم تشخیص می دهد. یک دیدگاه تاریخی حتی ممکن است زودتر با ظهور موسسات مالی شروع شود (شکل 1 را ببینید).

تکامل فناوری های مالی
اولین برنامه های فن آوری های مورد استفاده توسط بانک ها و شرکت های بازرگانی به رسانه های فیزیکی حاوی اطلاعات/ارزش (به عنوان مثال ، کاغذ ، سکه) متکی بودند. از آنجا که انتقال این اسناد و مقادیر در مسافت ها فقط از طریق حالت های فیزیکی حمل و نقل امکان پذیر بود ، بازارها در درجه اول به دامنه منطقه ای محدود می شدند. این با نوآوری در فناوری اطلاعات و ارتباطات ("IT" کوتاه) تغییر کرد. به طور خاص ، تلگراف بصری و بعداً برقی ، امکان جدا کردن اطلاعات را از نمایش فیزیکی آن و انتقال سریعتر در مسافت های بزرگتر فراهم می کند. پیامدهای اقتصادی اساسی بود و تلگراف به عنوان عنصر صنعتی شدن در جوامع مدرن شناخته شد (مالون و همکاران 1987). این فن آوری های آنالوگ ممکن است به عنوان مرحله دوم فن آوری های مالی دیده شود و تا اواسط قرن بیستم ادامه داشته باشد.
با شروع فناوری های دیجیتال اطلاعات و ارتباطات دیجیتال ، دوران فن آوری های مالی دیجیتال-که گاهی اوقات به عنوان "مالی الکترونیکی" نیز گفته می شود (گومبر و همکاران 2017 ، ص 540)-شروع شده و آرنر و همکاران.(2016 ، ص 1282) ادعا می کند که "مطمئناً ، تا اواخر دهه 1980 ، خدمات مالی تا حد زیادی به یک صنعت دیجیتالی تبدیل شده بود و با تکیه بر معاملات الکترونیکی بین موسسات مالی ، شرکت کنندگان در بازار مالی و مشتریان در سراسر جهان."در بخش بانکی ، فن آوری ها در امتداد زنجیره ارزش بانکی گسترش یافته است ، که به عنوان چهار خوشه تکامل یافته است (بونز و همکاران 2012 ، ص 198 ؛ مارین 2013): مشتریان (به عنوان مثال ، خرده فروشی ، تجاری ، سرمایه گذاری) ، کانال ها (به عنوان مثال.، شعب ، کارگزاران ، وب ، موبایل ، اجتماعی) ، ارائه دهندگان خدمات مالی (به عنوان مثال ، بانک ها ، غیر بانکی ها) و ارائه دهندگان بین بانکی (به عنوان مثال ، مبادله ، شبکه). نمونه هایی از این انتشار فناوری عبارتند از:
از دهه 1960 ارائه دهندگان خدمات مالی بزرگ - به ویژه بانک ها - به عنوان پیشگامان در استفاده از آن در خانه ظاهر شده اند. به خصوص بانک های بزرگ بخش های فناوری اطلاعات را تأسیس کرده اند که اغلب چندین هزار کارمند را تشکیل می دهند. این واحدهای سازمانی سیستم های کاربردی اختصاصی را توسعه داده و شبکه های شرکتی را که واحدهای داخلی از جمله دفاتر شعبه آنها را پیوند می دهند ، کار می کنند. با گذشت سالها ، این سیستم ها همچنین رابط های الکترونیکی را به مشتریان (به عنوان مثال ، دستگاههای خودپرداز ، بانکداری آنلاین) و به ذینفعان خارجی (به عنوان مثال ، سایر بانکها ، مبادلات مالی) امکان پذیر کردند.
در منطقه بین بانکی ، شبکه های الکترونیکی چند ملیتی ظاهر شد ، مانند انجمن ارتباطات مالی بین بانکی در سراسر جهان (SWIFT) در سال 1973 و سیستم انتقال اکسپرس اکسپرس در زمان واقعی در زمان واقعی Trans-European (Target) در سال 1999. آنها یک بلوک مهم ساختمانی بودندبرای دیجیتالی شدن بین بانکها ، که رابط هایی در سیستم های داخلی آنها ایجاد کرده اند (منطقه بین بانکی). شبکه جدیدتر منطقه پرداخت یورو اروپا (SEPA) است که از سال 2009 آغاز شده و اخیراً برای رسیدگی به فرآیندهای زمان واقعی در بین بانک ها افزایش یافته است (به عنوان مثال ، انتقال اعتبار فوری SEPA). علاوه بر این ، ارائه دهندگان صرافی ها تعویض کف معاملات فیزیکی توسط سیستم های تجارت و پاکسازی الکترونیکی در دهه 1980 آغاز کردند. در همین حال ، بیشتر مبادلات در سراسر جهان (به عنوان مثال ، CBOT در شیکاگو ، EEX در لایپزیگ ، NYSE در نیویورک ، XETRA در فرانکفورت) کاملاً الکترونیکی هستند و اجازه می دهند سهام ، گواهینامه ها و سایر مشتقات در زمان واقعی.
به طور کلی ، نیاز به استاندارد سازی با تنوع سیستم های اطلاعاتی فردی و ناسازگار در طول زنجیره ارزش بانکی آشکار شد. ابتکارات برای استانداردهای رابط (به عنوان مثال ، HBCI برای بانکداری آنلاین ، رفع معاملات سهام ، متحد وام) توسط ارائه دهندگان خدمات مالی هدایت می شود و سیستم های نرم افزاری بسته بندی شده توسط فروشندگان فناوری اطلاعات (به عنوان مثال ، Finastra ، SAP ، Temenos) در دسترس قرار گرفت. هر دو پیشرفت (یعنی استانداردهای رابط و نرم افزار استاندارد) با هدف کاهش ناکارآمدی که همراه با سیستم های اختصاصی است.
تحولات مشابه در صنعت بیمه رخ داده است ، هرچند در مقیاس کمتری به دلیل تعامل کمتر تجارت بیمه. به طور کلی ، مرحله فناوری مالی دیجیتال نشان داد که محصولات و خدمات در کل صنعت مالی ممکن است توسط آن پشتیبانی شود. این امر همچنین منجر به ملاحظات شد كه آیا مؤسسات نظارتی برای استفاده از این نوآوری ها و مهار خطرات ذاتی در فعالیت هایی كه به صورت الکترونیکی رخ داده اند ، وجود دارد. در حالی که این مزایا در بسیاری از موارد از خطرات پیشی گرفته است (برای بانکداری آنلاین به آرنر و همکاران 2016 ، ص 1285) ، بحران مالی که از سال 2007 شروع می شود و محدودیت های نظارتی بعدی بر نقش آنها در فعال سازی و همچنین برای مهار تحولات در تحولات تأکید می کند. صنعت مالی. در حقیقت ، چشم انداز رقابتی در مرحله دیجیتال نسبتاً پایدار باقی مانده و تا حد زیادی ساختارهای موجود را بهبود می بخشد.
عوامل مختلف این مشاهدات را نشان می دهد: اول ، اگرچه انتشار آن منجر به افزایش فرآیندها و فعالیتهای برون سپاری شده است ، اما میزان ادغام عمودی در صنعت بانکی بالا مانده است. به عنوان مثال ، تحقیقات از گلریش و همکاران.(2005) در تجزیه و تحلیل آنها از 859 بانک اروپایی تنها 5 ٪ کاهش یافت. اندازه گیری آنها از ادغام عمودی از میانگین 82. 2 ٪ در سال 1995 به میانگین 77. 2 ٪ در سال 2002 کاهش یافته است. از آن زمان احتمالاً این بخش شاهد کاهش بیشتر تولید داخلی و فشار به سمت برون سپاری ، تخصص و تنوع بیشتر است. دوم ، تعداد بانک ها در مرحله دیجیتال کاهش یافته و تعداد کارمندان (یعنی نیروی کار دستی) افزایش یافته است. بین سالهای 1980 و 2009 ، تعداد موسسات از 37،090 به 15،801 در ایالات متحده و از 3006 تا 1774 در آلمان کاهش یافته است (OECD 2018). در مقابل ، نیروی کار از 2،019،341 (1990) به 2،302،628 در ایالات متحده و از 495. 700 (1980) به 633. 550 در آلمان (OECD 2018) رشد کرد. این ممکن است به عنوان پتانسیل اتوماسیون و فرآیندهای دیجیتالی که بر مشکل فعالیتهای دستی بین سیستم های مختلف اطلاعاتی غلبه می کند ، دیده شود. بیانیه ای از گزارش سال 2013 در مورد حمایت از فرآیندهای تجاری با آن ممکن است از این امر پشتیبانی کند: "در سراسر اروپا ، بانک های خرده فروشی فقط 20 تا 40 درصد از فرآیندهای خود را دیجیتالی کرده اند. 90 درصد از بانکهای اروپایی کمتر از 0. 5 درصد از کل هزینه های خود را برای دیجیتال سرمایه گذاری می کنند. »(Olanrewaju 2013). چنین سرمایه گذاری های کم نوآوری ممکن است تعجب آور به نظر برسد زیرا بانک ها به عنوان فرزندخوانده اولیه آن شناخته می شوند و طبق گزارش ها نسبت به مشاغل دیگر در صنایع ، مقادیر بالاتری از درآمد خود را در آن سرمایه گذاری کرده اند. به عنوان مثال ، Gopalan و همکاران.(2012 ، ص 30) گزارش داد: "در سطح جهانی ، بخش بانکی به طور متوسط 4. 7 درصد تا 9. 4 درصد از درآمد عملیاتی را برای آن خرج می کند ، در حالیدرآمد به ترتیب. "به نظر می رسد که سرمایه گذاری های IT بالا شبیه به تحول دیجیتالی فرآیندهای تجاری و مدل های تجاری نبوده است.
ناکارآمدی های ذاتی در این شرایط منجر به زمینه بارور برای مرحله فعلی جنبش fintech شده است که تقریباً همزمان با بحران مالی بود. این کشور بر روی چهار نیروی محرک ساخته شده است که از آخرین شماره ویژه در مورد بانکداری که توسط بازارهای الکترونیکی در سال 2012 منتشر شده است ، در مقاله ای خلاصه شده است (Alt and Puschmann 2012 ، p. 204f). اینها:
سرعت در حال افزایش انتشار راه حل های نوآورانه IT در پایین دست. هنگامی که مقاله موقعیت در سال 2012 منتشر شد ، "مواد تشکیل دهنده" fintech قابل پیش بینی بود ، اما مفهوم "fintech" فقط پس از آن انتشار گسترده آن را مشاهده کرد. در عوض ، مقاله موقعیتی از تحولات به عنوان "نوآوری های فناوری اطلاعات" یاد می کند. به دنبال خدمات اصلی تجارت در بانکداری ، مجموعه ای از خدمات دیجیتالی جدید در مناطق اطلاعات مالی ، برنامه ریزی و مشاوره ، پرداخت ، سرمایه گذاری ، تأمین مالی و پشتیبانی متقاطع ، نگاهی اجمالی به طیف گسترده ای از راه حل های FinTech در بانکداری ارائه داد. خیلی اوقات ، راه حل ها در دامنه محدود بودند و به یک مشکل خاص مشتری پرداخته بودند.
ظهور غیر بانکی ها و مشاغل جدید نوپا که خدمات مالی متمرکز را ارائه می دهند. پس از بحران مالی ، جذب سرمایه گذاری در مشاغل راه اندازی مالی صورت گرفت. به عنوان مثال ، حجم جهانی بودجه سرمایه گذاری سالانه از 3. 7 میلیارد دلار در سال 2013 به 16. 5 میلیارد دلار در سال 2017 افزایش یافت (CBInsights 2018). ذهنیت راه اندازی ممکن است به عنوان یک عنصر اصلی FinTech تلقی شود و گرچه کارآموزان شروع به ایجاد واحدهای سازمانی جدید (به عنوان مثال ، آزمایشگاه های نوآوری ، اندیشکده ها ، چرخش های چرخش) کردند ، اما به نظر می رسد که نه بانک ها و نه شرکت های بیمه قادر به نمایش یکسان نبودندذهنیت خلاق ، پویا و "دیجیتال" که-و هنوز هم-در هسته بسیاری از مشاغل نوپا بود.
تغییر رفتار مشتریان بانکی به سمت بانکداری آنلاین و روابط چند بانکی. انتشار دستگاه های تلفن همراه و خدمات مالی دیجیتال باعث شده است تا مشتریان بتوانند دسترسی همه جانبه به اطلاعات مالی را بدست آورند. علاوه بر این ، ابزارهای الکترونیکی ویژگی هایی را ارائه می دهند که قبلاً برای مشاوران بانکی محفوظ بودند. به طور کلی ، وفاداری به یک بانک اصلی کاهش یافته است و مشتریان تمایل دارند که با چندین ارائه دهنده خدمات مالی به نفع روابط باشند. به عنوان مثال ، بیش از نیمی از مشتریان بانکداری خرده فروشی آلمان در حال حاضر از خدمات تأمین کنندگان رقیب استفاده می کنند و برای محصولات مالی ارائه شده توسط شرکت های فناوری اطلاعات باز هستند (Bain and Company 2017).
پیامدهای نظارتی و رقابتی بحران مالی که در سال 2007 رخ داد. آنها شامل قوانین جدیدی برای جداسازی بانکداری خرده فروشی و سرمایه گذاری (مانند قانون داد-فرانک)، برای حمایت از مصرف کنندگان و بازارها (مانند MiFID)، گزارش دهی طرح هایی برای منع رفتار متقلبانه بودند. به عنوان مثال، AIA، FATCA) و الزامات برای پوشش سرمایه بالاتر (به عنوان مثال، توافقنامه بازل). این محدودیت های قانونی رو به رشد عمدتاً فشار بر ارائه دهندگان خدمات مالی سنتی را افزایش داد.
شماره ویژه بازارهای الکترونیکی در سال 2012 به این نتیجه رسید که بانک ها تنها در ابتدای مشاهده پتانسیل ارائه شده توسط فناوری تلفن همراه و اینترنت بودند (Bons et al. 2012; Alt and Puschmann 2012). در سال 2018، ممکن است بگوییم که این پیشرفت اتفاق افتاده است. علاوه بر رشد بیشتر بودجه راه اندازی فین تک، بسیاری از شرکت های فعال دیجیتالی شدن فرآیندهای خود را افزایش داده اند و گاهی اوقات حتی محصولات و خدمات جدیدی را معرفی کرده اند (مانند بهبود بانکداری آنلاین، برنامه های مشتری و کنفرانس ویدیویی، دارایی های رمزنگاری شده). بنابراین، ظهور فین تک چشمگیر است، اما "به یکباره" رخ نداده است و بر میراث طولانی فناوری مالی متکی است. آیا این یک انقلاب است یا بهتر بگوییم یک تکامل؟اگر بتوان مسیر توسعه خطی را مشاهده کرد، فین تک واقعاً به عنوان یک تکامل ساده در نظر گرفته می شود. با این حال، پیشرفت های فناوری اطلاعات (به عنوان مثال، هوش مصنوعی، داده های بزرگ، پلتفرم ها، رسانه های اجتماعی)، اتخاذ دیدگاه مشتری مدار و ذهنیت راه اندازی ممکن است جنبه هایی را نشان دهد که منجر به ناپیوستگی می شود. این همچنین در تعاریف فین تک که از سال 2014 ابداع شده اند نیز منعکس شده است.(2018) هنگامی که "فناوری های دیجیتالی مانند اینترنت، محاسبات تلفن همراه و تجزیه و تحلیل داده ها برای فعال کردن، نوآوری یا اختلال در خدمات مالی" به فین تک اشاره می کنند. اختلال در فرآیند و تبدیل خدمات به عنوان نیروهای کلیدی فین تک علاوه بر نوآوری در فناوری (Gomber و همکاران 2018، ص 224f) و به عنوان یک تمایز اصلی در رابطه با عبارات قبلی "مالی دیجیتال" یا "الکترونیکی" (Gomber et al. al. 2017، ص 541f).
سطوح دگرگونی
برای توصیف سطح تغییر ناشی از فناوری اطلاعات ، پنج درجه تحول تجارت از ونکاترام (1994) به یک چارچوب شناخته شده تبدیل شده است. آنها شامل دو سطح تکاملی (بهره برداری موضعی ، ادغام داخلی) و سه سطح انقلابی (طراحی مجدد فرایند تجارت ، طراحی مجدد شبکه تجاری ، تعریف مجدد دامنه تجارت) هستند. به خاطر سادگی ، سه سطح درون سازمانی ترکیب می شوند که منجر به سه سطح می شود. آنها ابتدا برای توصیف چگونگی متفاوت بودن مرحله fintech با مرحله قبلی بانکداری دیجیتال (که به عنوان "بانکداری آن" در جدول 1 گفته می شود) خدمت می کنند: ممکن است فعالیت ها و فرآیندهای موجود در سازمان را بهبود بخشد ، تعامل با شرکت کنندگان در شبکه تجاری را بهبود بخشد. یا "دامنه تجارت و منطق روابط تجاری در شبکه گسترده تجارت" را تحت تأثیر قرار دهید (Venkatraman 1994 ، ص 83):
در سطح سازمان داخلی ، FinTech شامل تغییر در تمرکز کسب و کار از فرآیندهای تجاری داخلی به اتخاذ دیدگاه مشتری محور (Alt and Puschmann 2016 ، صص 36-40 ، صص 94-102 ؛ Davies et al. 2016 ؛ Marjanovic andMurthy 2016 ؛ Poustttchi and Dehnert 2018 ؛ Goodale 2012). چندین کانال آنلاین تراز شده تکمیل و تا حدی جایگزین دفاتر شعب کلاسیک (شیم و شین 2016 ، صص 170-173 ؛ دیویس و همکاران 2016 ؛ گودال 2016) و صلاحیت های اصلی از خدمات مشتری ، محصولات و رسیدگی به معاملات به سمت مدیریت آنلاین تغییر یافتندکانال ها ، تجزیه و تحلیل داده ها و سیستم عامل ها (Alt and Puschmann 2016 ، صص 33-34 ؛ Dhar and Stein 2017). این همراه با تعداد فزاینده ای از فرآیندهای دیجیتالی (خودکار) (Ehrenfeld 2017) است که در سیستم های بانکداری اصلی کمتر یکپارچه شده اند ، اما اغلب به دنبال روشهای چابک با رابط های API تعریف شده ، داخلی ساخته می شوند (Alt and Puschmann 2016 ، صص 153-185)واد
در سطح شبکه تجاری ، مشاغل در دوره FinTech بیشتر با شرکای خارجی تخصصی شبکه می شوند (شیم و شین 2016 ، صص 172-176 ؛ گیمپل و همکاران 2018) و رقابت با حاشیه های پایین تر تمایل دارد (Alt و Puschmann2016 ، صص 31-35 ؛ دیویس و همکاران 2016). علاوه بر دنیای خدمات مالی سنتی ، چشم انداز رقابتی FinTech اکنون شامل مبتدیان جدید و ورودی های جانبی است (دیویس و همکاران 2016) ، که دارای فرهنگ های مختلف شرکت های متمایز از شرکت های خدمات مالی سنتی هستند (Gomber et al. 2017 ، p540). با توجه به کاهش هزینه های تعویض در بین ارائه دهندگان FinTech ، حفظ مشتری نیز تمایل به پایین تر دارد (Poustttchi و Dehnert 2018).
در سطح سازمان خارجی ، تنظیم مقررات از نیازهای سهام پایین تر ، نظارت کمتر و حمایت زیاد در برابر قوانین ملی در قبال قوانین سختگیرانه تر برای حقوق صاحبان سهام ، نظارت بیشتر در سطح بین المللی و حمایت کمتری که توسط قوانین ملی ارائه می شود (Alt and Puschmann 2016 ، pp25-27 ؛ آرنر و همکاران 2017 ؛ لارنس 2016 ؛ پوستچی و دهرت 2018). این همچنین لازم است زیرا زیرساخت های کلیدی (به عنوان مثال ، بانک مرکزی ، شبکه های پرداخت) دیگر توسط نهادهای ملی متمرکز یا شرکت های کانونی ارائه نمی شوند بلکه توسط سیستم های الکترونیکی که توسط شرکای مختلف شبکه برای کارهای خاص اداره می شوند (به عنوان مثال ، پرداخت ، سرمایه گذاری ، سرمایه گذاری ، سرمایه گذاری ،تأمین مالی) یا حتی به صورت کاملاً غیر متمرکز (به عنوان مثال ، blockchains) (Alt and Puschmann 2016 ، صص 94-102 ؛ Němcová و Dvořák 2013). استفاده گسترده از زیرساخت های دیجیتالی امکان عملیات مقرون به صرفه و حرکت به سمت جوامع بدون پول را فراهم می کند.
بر اساس تکامل فن آوری های مالی همانطور که در بالا توضیح داده شد ، اصطلاح "fintech" برای کلیه برنامه ها با استفاده از آنالوگ و در درجه اول دیجیتالی IT برای ارائه راه حل های مالی است (آرنر و همکاران 2016 ، ص 1272). این شامل طیف گسترده ای از ایده های نوآورانه و مدل های تجاری جدید است که توسط فناوری های دیجیتال فعال می شوند. راه حل های fintech ممکن است برای تعامل مشتری (به عنوان مثال ، مدیریت مالی شخصی) ، برای خدمات پرداخت (به عنوان مثال ، پرداخت های مبتنی بر فناوری blockchain) ، برای بودجه و وام (به عنوان مثال ، جمع آوری جمعیت/تأمین) و برای بیمه (به عنوان مثال استفاده-- یافت شود. بیمه مبتنی بر). توجه داشته باشید که این یک دیدگاه کاربردی است ، که از دیدگاه نهادی متفاوت است که FinTech را به عنوان انواع خاصی از مشاغل (راه اندازی) می بیند. این دیدگاه عملکردی این دیدگاه را به سه زیر منطقه FinTech باز می کند:
ماهیت خاص کسب و کار بیمه، به ویژه تمرکز آن بر مدیریت ریسک، باعث پیدایش اصطلاح InsurTech شده است که ممکن است از سال 2015 به بعد مشاهده شود. در این رابطه استوکلی و همکاران.(2018) InsurTech را به عنوان "پدیده ای شامل نوآوری های یک یا چند بازیگر سنتی یا غیرسنتی بازار که از فناوری اطلاعات برای ارائه راه حل های خاص صنعت بیمه استفاده می کنند" تصور می کنند.
ارتباط انطباق و مسائل نظارتی برای صنعت مالی منجر به ترکیب "قانونی" و "فناوری"، یعنی "RegTech" شده است. استفاده از فناوری، به ویژه فناوری اطلاعات، در زمینه مقررات، نظارت، گزارش و انطباق را توصیف می کند (Deloitte 2016). راه حل های RegTech "هدفشان کاهش انطباق با مقررات و جایگزینی کار دستی در فرآیندهای استاندارد مقرراتی و انطباق است" (Gomber et al. 2018, p. 250).
در نهایت، برای تأکید بر تجارت سنتی بانکداری در فین تک، برخی از نویسندگان مفهوم بانک تک را انتخاب کرده اند (مانند شواب و گیباود 2016). علیرغم شناخت دقیق تر فناوری ها و نوآوری ها در بخش بانکداری، مسلماً توجه گسترده ای به آن جلب نشده است.
مشارکت در موضوع ویژه
ترکیبی از این سه حوزه فرعی فین تک و سه سطح تبدیل، یک ماتریس دو بعدی به دست می دهد. این یک چارچوب مناسب برای قرار دادن مقالات ارسال شده به شماره ویژه حاضر فراهم می کند (شکل 2 را ببینید). از هشت مقاله، دو مقاله متقاطع و مرتبط با هر سه حوزه فین تک (مقالات 1 و 6) هستند، در حالی که پنج مقاله تمرکز مشخصی بر بانک تک (مقالات 2، 4، 5، 7، 8) و یک مقاله (مقاله 3) دارند.) در InsurTech. به دنبال دامنه بازارهای الکترونیکی، بیشتر مقالات به تحولات مؤثر بر شبکه و/یا سطح سازمانی خارجی می پردازند. مقاله ای که تحقیقاتی را در سطح داخلی ارائه می کند (مقاله 8) به پتانسیل های موجود در یک سازمان بازار الکترونیک اشاره دارد.

جنبه های دگرگونی که در مقالات ویژه مورد بررسی قرار گرفته است (اعداد به مقالات جداگانه اشاره دارد)
مقاله اول با عنوان "درک استارت آپ های fintech" و نویسنده هنری گیمپل ، دانیل راو و ماکسیمیلیان رالینجر تألیف شده است. این طبقه بندی از ارائه خدمات بر اساس ویژگی های غیر کاربردی برای طبقه بندی ارائه خدمات راه اندازی FinTech با محوریت مصرف کننده که از 227 مورد حاصل می شود ، ارائه می دهد (گیمپل و همکاران 2018). اگرچه نویسندگان صریحاً از لنزهای نظری خاصی استفاده نمی کنند ، اما آنها یک فرایند توسعه سیستماتیک طبقه بندی را دنبال می کنند. طبقه بندی معتبر تجربی برای تعریف مکانیک های اساسی ارائه خدمات fintech ، در نتیجه پایه ای برای طراحی خدمات نوآورانه ایجاد می کند. این امر به درک منطق مبتدیان مصرف کننده گرا کمک می کند و بنابراین به سطح سازمان خارجی اختصاص می یابد.
مقاله دوم به بررسی "تأثیر دیجیتالی شدن در تصمیم گیری مصرف کننده در بانکداری خرده فروشی" می پردازد. Key Pousttchi و Maik Dehnert بر چگونگی تأثیر دیجیتالی خدمات مالی بر تصمیم گیری مصرف کننده در بانکداری خرده فروشی تأثیر می گذارند (Poustttchi و Dehnert 2018). این مقاله به درک تماس با مشتری کمک می کند و تئوری تصمیم گیری را برای مشخص کردن عوامل (شخصی ، اجتماعی ، نگرشی و سایر موارد) که بر تصمیمات توسط مصرف کنندگان بانکداری خرده فروشی تأثیر می گذارد ، برای جستجو ، خرید و در نهایت استفاده از یک سرویس مالی جدید استفاده می کند. در ماتریس تحول fintech ، ممکن است به سطح تحول شبکه (طراحی روابط خارجی با مشتریان) و ستون BankTech اختصاص یابد.
مقاله سوم به بررسی "ویژگی های تحول گرا و قابلیت های تحول گرا نوآوری های Insurtech" می پردازد. امانوئل استرکلی ، کریسیتیان Dremel و Falk übeickel 200 نوآوری Insurtech را تجزیه و تحلیل می کنند و بین نوآوری هایی که باعث ایجاد ارزش در سطح شرکت می شوند و مواردی که در سطح شبکه ایجاد می کنند ، تمایز قائل هستند (Stöckli et al. 2018). این مقاله چشم انداز گسترده ای در مورد تحول ارائه می دهد زیرا علاوه بر جنبه های سطح داخلی و شبکه ، منطق مشاغل Insurtech نیز مورد بحث قرار می گیرد. نویسندگان از تئوری مبانی برای به دست آوردن یک نوع شناسی از شش نوآوری Insurtech و تئوری دیدگاه مبتنی بر منابع استفاده می کنند تا 14 قابلیت تحول را که بر شش نوع نوآوری تأثیر می گذارد ، شناسایی کنند.
مقاله چهارم به "درک مشارکت موسسات مالی" در اکوسیستم پرداخت های موبایل نوظهور "کمک می کند. KUI DU قصد دارد توضیح دهد که چرا اتحادیه های اعتباری ایالات متحده با شرکت در اکوسیستم پرداخت های موبایل نوپا - یا نه (DU 2018) خدمات مالی خود را نوآوری می کنند. نویسنده از سه تئوری برای تعریف سه عامل استفاده می کند: نظریه چشم انداز برای تعریف فاکتور "از دست دادن عملکرد" ، نظریه وابستگی به منابع برای تعریف عامل "مشتری با قابلیت های فناوری اطلاعات" و نظریه نهادی برای تعریف عامل "فشار رقابتی". این تحقیق با تأکید بر سطح سازمان خارجی به BankTech کمک می کند.
سهم پنجم با عنوان "از بلوک های زنجیره ای گرفته تا شکستن یکنواخت" و پایداری طولانی مدت معدن اثبات بیت کوین بین سالهای 2012 و 2016 را تجزیه و تحلیل می کند. Jona Derks ، Jaap Gordijn و Arjen Siegmann بازیگران درگیر در شبکه بیت کوین را به عنوان تجزیه و تحلیل می کنند. و همچنین با استفاده از داده های در دسترس عموم ، ارزش بین این بازیگران جریان می یابد (Derks et al. 2018). آنها نتیجه می گیرند که شبکه بیت کوین در بیشتر دوره مورد بررسی پایدار نبوده است و این شبکه تنها در صورت در دسترس بودن الگوریتم های محاسباتی محاسباتی (منجر به کاهش 50 ٪ هزینه های برق) پایدار خواهد شد یا اگر معدنچیان هزینه های معدن بیت کوین را به طور قابل توجهی بالاتر دریافت کنند(+50 ٪). این تحقیق از تئوری شبکه و روش مدل سازی ارزش E3 برای محاسبه سودآوری و پایداری شبکه مالی بیت کوین ، به ویژه برای روش معدن اثبات کار استفاده می کند.
تحقیق ششم این سؤال را ایجاد می کند "چگونه سرمایه گذاران تصمیم می گیرند؟"و عواملی را که بر نحوه تصمیم گیری سرمایه گذاران در سرمایه گذاری تأثیر می گذارد ، بررسی می کند. آندریاس هوگن ، دنیس م. اشتاینینگر و دانیل ویت می دانند که تصمیم گیری در زمینه جمع آوری جمعیت با تصمیمات تأمین مالی سنتی متفاوت است. آنها بینشی در فرآیندهای شلوغی در سطح شبکه ارائه می دهند و از تئوری تصمیم گیری برای تجزیه و تحلیل تصمیمات سرمایه گذاری در جمع آوری جمعیت استفاده می کنند (هوگن و همکاران 2018). بر اساس متاآنالیز 68 مطالعه منتشر شده ، آنها بین عوامل مؤثر بر تصمیمات سرمایه گذاری در جمع آوری جمعیت در مقابل تصمیمات مالی سنتی تفاوت هایی مشاهده می کنند. سرمایه اجتماعی به عنوان یک عامل اصلی برای تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری در جمع آوری سرمایه گذاری شناخته می شود و نه تنها به تماس های شخصی با افراد و سرمایه گذاران مهم نیاز دارد بلکه یک دسترسی گسترده اجتماعی برای ایجاد آگاهی برای این کارزار و برنده شدن بسیاری از سرمایه گذاران اولیه است. سایر فاکتورهای مورد نیاز برای جذب سرمایه گذاری در جمع آوری سرمایه گذاری ها ، سیستم عامل های دیجیتالی و همچنین طراحی و ویژگی های پلتفرم است.
هفتمین سهم از تماس شماره ویژه "طراحی یک مشاور روبو برای سرمایه گذاران ریسک پذیر و کم بودجه" است. دومینیک یونگ ، ورنا درنر ، کریستوف وین هاردت و هاکان پوسماز اظهار داشتند که مشتریان تمایلی به اتخاذ راه حل های جدید fintech از بانک ها ندارند و عدم استفاده از قابلیت استفاده به عنوان یک مهار کننده اصلی را شناسایی کردند (یونگ و همکاران 2018). آنها با استفاده از یک رویکرد ترکیبی مبتنی بر نظریه پذیرش فناوری ("سهولت استفاده" و "سودمندی فناوری") و نظریه بار شناختی ("محدودیت های شناختی کاربر") برای به دست آوردن چهار اصل طراحی برای شرکت ها ، این مشکل را برطرف می کنند. با هدف توسعه راه حل های مشاور روبو در بانکداری. اعتبار سنجی نشان می دهد که این اصول در اجرای و بهبود چشم انداز مشتری محور ، که به عنوان یک ماده مهم FinTech شناخته شده است ، مفید است.
مقاله هشتم و پایانی "سرعت محاسباتی و سودآوری معاملات با فرکانس بالا" توسط الکساندرو-ایوآن استن تألیف شده و بر معامله گران فرکانس بالا در بازارهای سهام متمرکز است. این سؤال تحقیق را دنبال می کند که چگونه قدرت پردازش داده ها ، دقت اخبار و شدت ورود خبری ممکن است بر سودآوری معاملات تحت استراتژی های مختلف معاملاتی تأثیر بگذارد (Stan 2018). براساس تئوری های بهره وری فناوری اطلاعات ، نویسنده ارزیابی می کند که چگونه عملکرد اوراق بهادار با فرکانس بالا تحت تأثیر رفتار معاملاتی معامله گران ، شرایط بازار تجارت اوراق بهادار و صحت اخبار و شدت اخبار ارائه شده به معامله گران است. آزمایش های شبیه سازی مونت کارلو نشان می دهد که سرمایه گذاری های فناوری اطلاعات بیش از معامله گران با فرکانس بالا ، عملکرد معاملات معامله گران با فرکانس فوق العاده بالا را افزایش می دهد.
خلاصه و چشم انداز
هدف از این مقدمه ، معرفی شماره ویژه FinTech با خلاصه ای از تکامل پدیده Fintech و به دست آوردن عناصر سازنده بود که ممکن است برای توضیح اینکه چرا FinTech پتانسیل مخرب را برای صنعت مالی فراهم می کند و فراتر از یک ادامه خطی ساده استتحولات موجودهمانطور که در گذشته نگر توضیح داده شده است ، فن آوری های مالی به آغاز موسسات مالی باز می گردد و مرحله فعلی FinTech از حدود سال 2008 آغاز شده است. از یک طرف ، این مرحله بر تکامل و همگرایی فن آوری های متعدد (به عنوان مثال دستگاه های تلفن همراه ، شبکه های بی سیم ، وب ساخته شده است. از طرف دیگر ، فن آوری ها) نه مشتری-جهت گیری و نه نوآوری یا روحیه کارآفرینی قبل از جنبش fintech همان حضور و ترکیب را نشان نمی دادند. برای ساختار چگونگی تحول ناشی از فن آوری صنعت مالی ، پیشگفتار چارچوبی را معرفی کرد که Fintech را در مورد بانکداری زیر دامنه (BankTech) ، بیمه (Insurtech) و مقررات (RegTech) در سه سطح تحول تقسیم می کند: داخلی ، شبکه وخارجی
اول ، ارسال ها به شماره ویژه منعکس کننده تسلط بخش بانکی در حوزه های FinTech است. اگرچه این مقالات بینش های دیگری را در زمینه های متمرکز از زمینه گسترده FinTech ارائه می دهند ، اما تحقیقات بیشتری در مورد دو حوزه fintech دیگر (Insurtech ، Regtech) لازم است. در حالی که مقاله مربوط به Insurtech در مورد وجود نوآوری های بیشمار ، تجزیه و تحلیل مختصری که در Google Scholar انجام شده است ، تصور فقط تحقیقات محدود موجود در حوزه Regtech را تأیید کرد. این امر قابل توجه است زیرا الزامات و بررسی های قانونی و نظارتی با توجه به مقررات فزاینده ای که پس از بحران مالی سال 2008 در صنعت مالی رخ داده است ، تعهد شده است. همانطور که از تجزیه و تحلیل Deloitte (2016) نشان می دهد ، راه اندازی های RegTech نه تنها بر انطباق بلکه بر مدیریت هویت ، مدیریت ریسک ، گزارش نظارتی و نظارت بر معاملات نیز تمرکز دارند. از این مدل های تجاری جدید ، افزایش برون سپاری فعالیت های نظارتی ممکن است پیش بینی شود ، که منجر به دیجیتالی شدن و شبکه سازی بیشتر در زنجیره های ارزش مالی خواهد شد.
دوم، تنها توجه کمی به پیوند نوآوری های فین تک به بخش اولیه شده است. همانطور که در بند سوم این مقدمه ذکر شد، هدف اصلی بخش مالی، امکان معاملات در بازار اولیه است. در میان نمونه های راه حل های پرداخت و جریان نقدی که از زنجیره های تامین در صنعت تولید پشتیبانی می کنند، یکپارچه شده اند. مثال دیگر انتشار مدل های خدمات (هوشمند) است (مثلاً تراکنش های یکپارچه در اقتصاد اشتراک گذاری) که نسبت به مدل های کالامحور تراکنش فشرده تر هستند. چنین نوآوری هایی فرصت هایی را برای شرکت های مستقر، استارت آپ ها و واسطه ها فراهم می کند و در نتیجه مرزهای بین بخش های صنعت و بخش مالی را محو می کند. علاوه بر افزایش ادغام راه حل های فین تک با بخش اولیه، مسیر دیگری از ادغام به یکپارچگی قوی تر در بخش های ثانویه اشاره دارد. با بلوغ کسب وکارهای فین تک، برای غلبه بر ماهیت منزوی بسیاری از مدل های فین تک امروزی، باید به پرسش های مربوط به قابلیت همکاری بین سیستم های فین تک و سیستم های بانکداری مرکزی سنتی پرداخته شود. مدل های کسب وکار جدیدی در این رابط ها پدیدار می شوند که جنبش فین تک را در سطح شبکه بیشتر پیش می برد. واضح است که در اینجا به تحقیقات بیشتری در مورد نوآوری های مدل کسب و کار در صنایع مختلف نیاز است.
سوم، این مرزهای مبهم با بحث در مورد فناوری های بلاک چین (یا دفتر کل توزیع شده) بیشتر تقویت می شود. اعتقاد بر این است که با تغییر انتقال دارایی های دیجیتال و حقوق مالکیت در داخل و بین صنایع، فرصت های تجاری جدید فین تک ایجاد می کنند. اگرچه تحقیقات در این زمینه از حوزه بانکی (به عنوان مثال، ارزهای الکترونیکی، به ویژه بیت کوین) پدید آمده است، تحقیقات گسترده تر در مورد استفاده از این زیرساخت های ارزشی فقط در حال تکامل است و توجه علمی بیشتری برای درک کامل تحولات در رابط مورد نیاز است. فن آوری ها و صنایع مختلف و همچنین جریان های مرتبط دارایی ها و خدمات. یکی از مسیرهای احتمالی تکامل در سرمقاله بازارهای الکترونیکی که اخیراً در مورد "فرضیه تکامل مشترک" منتشر شده است، پیشنهاد شد که به موجب آن در دسترس بودن زیرساخت های فناوری غیرمتمرکز ممکن است اشکال غیرمتمرکز انجام کسب و کار را نیز فعال کند (Alt 2018).
چهارم ، مشاغل fintech بیشتر از ارائه دهندگان مالی قبل از ارائه دهندگان مالی هستند. با این حال ، حتی برای شرکت های FinTech از یک هدف تجاری پشتیبانی می کند و آنها همچنین باید چالش کلاسیک و مکرر را در سازمان های فناوری اطلاعات معروف به "سوء استفاده بین تجارت و فناوری اطلاعات" برآورده کنند (Peppard and Ward 1999). تفاوت در فرهنگ های سازمانی بین صنعت مالی موجود و استارتاپ های کارآفرینی نیز در نحوه پیش بینی معماری IT قابل مشاهده است: مدیران فناوری اطلاعات در صنعت فعلی تمایل دارند به جای تمرکز روی تأثیر تجاری یا مشتری- تمرکز خود را بر طراحی معماری ها ، تعاریف و هستی شناسی متمرکز کنند. گرایش. در مقابل ، مدیران مشاغل غالباً خواستار "به من بگویند که به کدام فناوری نیاز داریم ، پس من با تأثیر تجارت سر و کار خواهم داشت". این سوءاستفاده بین فناوری اطلاعات و تجارت باید برای ایجاد یک ذهنیت دیجیتالی در سطح سازمان و اتخاذ روح کارآفرینی که از شرکتهای نوپا شناخته شده است ، حل شود. در حالی که مأمورین باید یاد بگیرند که چگونه نوآوری را از "Inside Out" تولید کنند و نتیجه نهادهای نوآوری خود را (به عنوان مثال ، آزمایشگاه های تحقیق/نوآوری ، اندیشکده ها ، راه اندازی های ماهواره ای) در مقیاس بزرگتر انجام دهند ، مشاغل نوپا نیز خواهند بودنیاز به برآورده کردن چالش مقیاس گذاری و حفظ حرکت نوآورانه راه اندازی با رشد سازمانی آنها.
این شماره ویژه با هدف روشن کردن چندین زمینه که شایستگی تحقیقات بیشتر دارند. امیدوارم ، مجموعه مقالات تحقیقاتی موجود در شماره ویژه ، برخی از انگیزه ها را در این زمینه و به سمت خدمات مالی فراهم کند تا مشتری محور تر شود. ما می خواهیم از همه نویسندگان ، داوران و ویراستاران که در ساخت این مسئله خاص درگیر بودند تشکر کنیم و امیدواریم که از خواندن آن لذت ببرید.
بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : صدرا ذوالریاستین
بازدید : 41
تاريخ : چهارشنبه
27 ارديبهشت
1402 ساعت: 12:37