آهنگ آژیر درصد برنده بالا

ساخت وبلاگ

نماد پیوند ایمیل تصویری از یک لینک زنجیره ای. این یک URL لینک وب سایت را سیماب می کند.

من آماری را در مورد معامله گران خود کامپایل می کنم. بهترین معامله گر من تنها 63 درصد از زمان پول کسب می کند. بیشتر معامله گران فقط در محدوده 50 تا 55 درصد درآمد کسب می کنند. این بدان معنی است که شما زیاد اشتباه می کنید. اگر اینگونه باشد ، بهتر است مطمئن باشید که ضررهای شما به همان اندازه کوچک است و برندگان شما بزرگتر هستند.

- استیو کوهن از SAC Capital ، از طریق جادوگران بازار سهام

درصد برنده یا نسبت معاملات برنده به از دست دادن معاملات ، یکی از بزرگترین مانع برای بازرگانان جدید است.

این مشکل ناشی از بی تجربگی و روانشناسی انسانی است. یعنی ، عدم تجربه گوش دادن به آنچه در ابتدا سرخ به نظر می رسد ، به جای آنچه در واقع کار می کند یا معنی دارد ، گوش می دهد.

بنابراین بسیاری از سیستم های تجاری از نوع "خیلی خوب برای درست بودن" بر اساس درصد برنده فوق العاده بالا یا "نرخ ضربه" - که اغلب 80 ٪ یا بهتر است ، در طی برخی از دوره های زمانی با دقت انتخاب شده فروخته می شوند. از آنجا که روان انسان به طور طبیعی به سمت بیزاری ضرر کج شده است ، این نوع چیزی است که جذابیت دارد.

نه نفس و نه کتاب جیبی مانند اشتباه بودن. بنابراین ، منطق مبتدی پیش می رود ، بهترین راه برای ثروتمند شدن به عنوان یک معامله گر ، درست بودن (یعنی به برندگان رزرو) هرچه بیشتر ممکن انسانی باشد.

متأسفانه ، این روش تفکر یک ترفند و یک تله است - افراط گران قیمت سیم کشی اولیه ما.

نکته جانبی: اگر شما یک عملیات معاملاتی با فرکانس بالا (HFT) را انجام می دهید ، که توسط یک ردیف ابر رایانه های مایع خنک شده شش بلوک از مبادله اجرا می شود ، ممکن است این افکار برای شما صدق نکند. اما HFT فوق العاده سخت افزاری و تحقیق و توسعه است- تقریباً بیشتر از یک مسابقه تسلیحاتی از یک روش تجارت- و در نتیجه یک کتری جداگانه ماهی.

واقعیت این است که درصد برنده ، خوب یا بد ، در خلاء بسیار کم می گوید - به خصوص در رابطه با سطوح مختلف محکومیت و اندازه موقعیت.

در اینجا دو مثال متضاد وجود دارد:

  • یک معامله گر اختیاری محتاطانه به مدت نه ماه از طریق شرایط کم تحرک و کم محکومیت می جنگد و تمام وقت را تجارت می کند-سپس قایق را با موقعیت های بزرگ و با هماهنگی زیاد در دوازده هفته پایانی سال بار می کند. او با درصد برنده کل Subpar (در مقایسه با میانگین بلند مدت خود) به پایان می رسد ، اما بازده سالانه عالی خالص است.
  • یک فروشنده گزینه های برهنه از استراتژی جمع آوری حق بیمه خود برای موفقیت بزرگ استفاده می کند و هر هفته برای ماه ها درآمد کسب می کند. پس از 40 هفته پشت سر هم هزاران ، یکی از سهام نان و کره وی - که از یک شرکت بزرگ و مایع - در اخبار مربوط به بازگرداندن درآمد منفجر می شود ، منفجر می شود. گزینه های Unhedged گزینه های معامله گر را به فروش می رساند کوتاه ، یک موقعیت با اندازه خوب ، ناگهان با ارزش بالا می رود. با نرخ ضربه (درصد برنده) هنوز بالاتر از 90 ٪ ، سال معامله گر توالت کاهش یافته است.

برای تأمل بیشتر در مورد این موضوع ، پرسش و پاسخ زیر از یک بحث اخیر هیئت پیامدهای نخبگان اخیر ، که بین شما و برخی از معامله گران دیگر برگزار می شود ، در مورد مزایای درصد برنده بالا در مقابل استراتژی های درصد برنده پایین ، اقتباس شده است.

نقطه شروع ادعایی بود که در کتاب پیتر برانت ارائه شد که ، سایر موارد برابر با معامله گران با دانش با نسبت پیروزی 30 ٪ ، بیش از یک عملکرد مشابه با 70 ٪ ، ترجیح می دهند. معامله گران تازه کار با تمرکز بر درخواست حق بودن ، برعکس می روند.

سؤالات جسورانه نسخه های متراکم از سوالات صفحه پیام است. پاسخ های ویرایش شده من در متن ساده است.

س: با فرض بازده قابل مقایسه ، چرا معامله گران حرفه ای روش شناسی را با نرخ موفقیت 30 ٪ بیش از 70 ٪ ترجیح می دهند؟من استدلال را کمی متفاوت توصیف می کنم. بیشتر این است که این روش با نسبت 30 ٪ ضربه قوی تر خواهد بود. این در برابر ضررها زره پوش تر خواهد بود ، زیرا ضررهای روتین و کنترل ریسک تهاجمی در مورد دوره های ضرر طولانی در حال حاضر بخشی از برنامه است.

این اولویت 30 ٪ همچنین بر اساس یک قاعده آگاهی از انگشت شست در مورد چگونگی توزیع سود و نسبت های HIT به طور معمول استوار است. در جادوگران بازار سهام ، استیو کوهن در حال ثبت است و می گوید بهترین معامله گر خود فقط چیزی مانند 63 ٪ از زمان درست بود. به عبارت دیگر ، 63 ٪ به عنوان برتری بالا در میان تیزترین گروه بازرگانان کوتاه مدت در جهان داده می شود.

با توجه به موارد فوق ، و با توجه به اینکه بازارها تمایل تاریخی برای توزیع سود به روشی بسیار "لاغر" دارند - که اغلب به یک معامله گر در تعداد انگشت شماری از دوره های بزرگ در سال پاداش می دهد - نسبت پیروزی پایین نیز از نظر استحکام بالاتری دارداز نظر مفهومی مشخصات نحوه توزیع سود را مناسب می کند.

برای پشتیبان گیری بیشتر از استدلال توزیع ، کنت گرانت ، نویسنده "ریسک تجاری" ، مدیر ریسک بسیاری از مدیران برتر سگ در یک نقطه بود - جونز ، کوهن ، بیکن و غیره. در کتاب خود در کتاب خود به طور غیرقانونی اظهار داشت که اکثریت قریب به اتفاق بازرگانان بزرگی که او با آنها کار کرده اند توزیع سود 90/10 دارند ، به این معنی که 90 ٪ سود خط پایین آنها از 10 ٪ از معاملات آنها است.

این به نوبه خود نمایه ای از بوکس و مقابله با مقادیر بسیار کمی در بازی را نشان می دهد ، سپس "آن را بریزید" در موارد جدا شده وقتی همه ستاره ها تراز می شوند. و یک بار دیگر این یک پروفایل 30 ٪ است ، نه 70 ٪ ...

اما تا حدی مشاهده حتی ساده تر ، که من با آن موافقم ، این است که تازه کارها به طور معمول با مفهوم آمار درصد برنده بالا بامبو می شوند. این برای موفقیت طولانی مدت ربطی ندارد و حتی اگر تأکید ناعادلانه یا اهرم بر روی آن قرار بگیرد ، حتی ممکن است مضر باشد.

س: آیا میزان موفقیت پایین تر فضای کمتری برای خطا باقی نمی گذارد؟آیا صحت بیشتر درصد برنده بالاتر مزایای ارزشمند بلند مدت را به همراه نخواهد داشت؟

من استدلال می کنم که هزینه دقت بیشتر مجموعه ای از فرصت های کاهش یافته است (نسبت به گرفتن حرکات معنی دار در بازارهای عمیق و مایع با مقدار معنی دار سرمایه در بازی). این امر به این دلیل است که بزرگترین و قدرتمندترین روندها اغلب در دوره های عدم اطمینان زیاد متولد می شوند.

چگونه می توانید یک حرکت هیولا را که در عدم اطمینان متولد می شود ، گرفتار کنید؟شما چندین عکس با ریسک کنترل شده کوچک می گیرید و به طور فرصت طلبانه به عنوان شرایط دیکته می شوند. تجلی دنیای واقعی این مجموعه ای از فرصت های کوچک و کم خطر از نوع کاوشگر همراه با سود حاصل از حرکات مهم دور است.

من فکر می کنم یک چالش برای بسیاری از معامله گران جدید (به طور خاص با کسی صحبت نمی کند) این است که آنها فکر زیادی به نحوه توزیع سود نمی کنند ، یا اینکه "ضرر" به چه معنی است. براساس تخمین بسیاری از معامله گران حرفه ای ، ضرر کنترل شده کوچک لزوماً یک شکست یا یک عقب نشینی به اندازه یک سرمایه گذاری نیست.

س: آیا نرخ موفقیت پایین تر به معنای وابستگی بیشتر به عدم تجارت نیست؟

بله و خیر. مسئله وابستگی براساس فرکانس سیگنال قابل بحث است.

به عنوان مثال ، اگر از سوابق آماری می دانید که به طور متوسط 120 معاملات در سال انجام می دهید ، مطمئناً فرصتی به اندازه کافی بزرگ برای قانون تعداد زیادی تنظیم خواهید کرد تا به نفع خود کار کنند.

در جایی که N برابر با تعداد معاملات باشد ، میانگین نرخ ضربه کمتر شانس یک طلسم خشک را برای دوره های کوتاه تر N افزایش می دهد ، اما با افزایش N ، احتمال این شکاف را می بندد.

س. آیا منطقی نیست که فرض کنیم معامله گران با درصد برد بالاتر به طور مداوم سودآوری قوی تری خواهند داشت، همانطور که شرکتی با پایگاه مشتری متنوع تر احتمال بیشتری دارد که عملکرد مالی پایداری داشته باشد؟صندوق فرصت های اعتباری ساختاریافته Bear Steas برای 40 ماه متوالی بازدهی مثبت داشت. سپس منفجر شد. ویک نیدرهوفر بیش از سهم خود در ماه های بازدهی مثبت خالص طولانی مدت داشته است - به دنبال آن انفجارهای مکرر. آدم های ادغام آرب به خاطر «مثل پرندگان غذا خوردن و مثل فیل ها می خورند» یا «به یکباره از بین بردن نوسانات خود» شناخته می شوند.

به عبارت دیگر، طرف دیگر بحث این است که پایداری بالا به طور مصنوعی، استحکام را قربانی می کند. خطر مکانیزم متکی وجود دارد که آن ثبات را به طور ناگهانی ایجاد می کند. نمونه های دنیای واقعی این لژیون هستند.

من بیشتر استدلال می کنم که استدلال تنوع مشتری اشتباه به کار گرفته شده است. به زبان ساده، لمپی واقعی تر است. معامله گر با روش "گردابی ثابت" که سود را با نرمی پیش از طبیعی توزیع می کند، اغلب به یک رویکرد تخصصی، یا یک بازار، یا مجموعه ای از شرایط بازار غالب تکیه می کند. او کسی است که بیشتر در معرض تغییرات بالقوه نگران کننده است.

در مقابل، استراتژی هایی با نرخ ضربه پایین تر و مضرب های R بالاتر، تقریباً طبق تعریف، در تعداد بیشتری از بازارها و مجموعه ای بسیار متنوع تر از شرایط بازار کار می کنند. بنابراین، توانایی بهره برداری از فرصت ها در مثلاً 30 بازار مختلف، مشابه داشتن 30 مشتری مختلف است. بسیار متفاوت از مردی که تمام پول خود را از طریق arb ادغام، یا افزایش DAX، یا یک استراتژی بسیار محدود دیگر به عنوان رویکردهای با نرخ ضربه بالا به دست می آورد.

س. علاوه بر مشکل «وابستگی بیشتر به برندگان»، معامله گر با درصد برنده پایین تر زمان سخت تری برای تعیین زمانی که استراتژی اش از ریل خارج شده است، نخواهد داشت؟اگر دوره های طولانی ناملایمات چیز غیرعادی نیست، او چگونه می داند؟

استدلال "تعداد برنده منفرد" با حجم نمونه به اندازه کافی بزرگ از N باطل می شود. ممکن است درست باشد که یک استراتژی خاص شانس بیشتری برای یک ماه باخت دارد، به عنوان مثال، اما این به طور خودکار به شانس بالاتر از یک سال بازنده ترجمه نمی شود.، زیرا 12 ماه مدت زمان کافی برای N برای بیان کامل میانگین های تاریخی است.

در مقابل، استراتژی برنده 70٪ تقریباً همیشه مستلزم فداکاری های قابل توجهی برای حفظ است - معمولاً به صورت کاهش R / اهرم بالاتر / کاهش سود در هر معامله. به همین دلیل است که استراتژی های ضریب ضربه بالا معمولاً مربوط به تجارت روزانه، ادغام ارب، فروش گزینه ها و غیره هستند، که همگی چالش های خاص خود را نشان می دهند - حداقل محدودیت های ظرفیت و ریسک سقوط ناگهانی (به عنوان مقادیر بیشترمعمولاً باید از اهرم شروع استفاده کرد تا نور ارزش شمع را داشته باشد).

پاسخ کوتاه این است که این موضوع برای معامله گران احتیاطی که به سیگنال های مکانیکی یا پارامترهای سیستم به شدت بهینه شده وابسته نیستند، مشکلی نیست. برای یک پاسخ کمی طولانی تر، این نیز به قوی بودن و تنوع فرصت ها برمی گردد - هر چه یک استراتژی بتواند بازارهای بیشتری را معامله کند، و مجموعه فرصت های گسترده تری که بتواند از عهده آن برآید، احتمال تخریب دائمی آن کمتر می شود (صرف نظر از اینکه استراتژی مناسب باشد یا خیر. اختیاری یا مکانیکی).

باز هم، بر اساس مشاهدات تجربی ساده از معامله گران موفقی که مقادیر قابل توجهی از سرمایه (10 میلیون دلار به علاوه) را در سرتاسر چشم انداز بازار دارند، استراتژی هایی که به نظر می رسد بیشترین تنوع، طول عمر و فراگیر بودن را در طول زمان دارند، تمایل به تمرکز روی R بالاتر دارند. در دوره های سود متمرکز، تمرکز به حداقل یا نادیده گرفته شده بر برنده شدن درصد به عنوان یک آمار کلیدی، و سطوح قابل قبولی از نوسانات روزانه و ماهانه به طور عمدی در برنامه گنجانده شده است.

س. آیا شما می گویید درصد برنده کمتر پیش نیاز موفقیت است؟

نه، من استدلال نمی کنم که درصد برنده شدن کمتر شرط لازم برای موفقیت است - بیشتر به این دلیل که این یک اتفاق بسیار منظم و روتین است. مطمئناً یک نفر هنوز هم می تواند نرخ ضربه بالایی برای مدت زمان طولانی داشته باشد، و یکی از معامله گران کلان بزرگ جهانی در «دست های نامرئی» می گوید نرخ ضربه طولانی مدت او 50 درصد است.

منطق انتزاعی به 1) عدم قطعیت کوتاه مدت، 2) شرط بندی های کاوشگر، و 3) شیوه توزیع یکجا سود باز می گردد.

اگر از نقطه خطر تنگ تری استفاده می کنید، می توانید موقعیتی با اندازه بزرگتر ایجاد کنید. اما انجام این کار تعداد احتمالی دفعاتی را افزایش می دهد که باید قبل از انجام یک حرکت معنی دار آزمایش و بررسی کنید. سپس سودهای دورتر از حرکاتی به دست می آید که بسیار بزرگ هستند، یا فرصت های هرمی با کیفیت بالا را ارائه می دهند، یا در غیر این صورت، لحظه ای عالی برای حرکت کامل با ریسک کاملاً تعریف شده را فراهم می کنند.

س: شما می گویید حداکثر R ، یا انتظار پاداش به ریسک در تجارت ، برای استراتژی سودآور 63 ٪ از زمان (مثال کوهن) در مقابل روشی که 30 یا 35 ٪ سودآور است؟

خوب ، این زیبایی یک معامله گر اختیاری است - واقعاً "حداکثر" برای صحبت کردن وجود ندارد ، بیشتر از آنکه حداکثر درآمد برای یک کارآفرین وجود داشته باشد.

بیایید بگوییم که یک معامله گر (بسیار خوب) قادر است از طریق دقت شدید و کنترل ریسک شدید ، نسبت 63 ٪ ضربه را حفظ کند ، اما همچنین در مشاهده آن لحظات نادری بسیار نادری بسیار خوب است که همه ستاره ها برای یک روند عظیم تراز می شوند.

سپس بگویید که همان معامله گر موقعیت بزرگی را در شرکت فورد موتور (F: NYSE) با 2 دلار در هر سهم در اوایل سال 2009 ایجاد می کند و به لطف کوسن سود انباشته شده ، تصمیم می گیرد پاکت ریسک خود را باز کند و تمام راه را سوار کند13 دلار در هر سهم. با توجه به سود 11 دلار ، اگر او در ابتدا 20 یا 30 سنت در تجارت داشته باشد ، R او چه خواهد بود؟

همچنین روش های دیگری برای ساختار معاملات وجود دارد که در شرایط خاص ، یک R می تواند به 50 به 1 یا برخی از موارد (یا حتی موارد دیگر) نزدیک شود. بنابراین واقعاً منطقی نیست که در مورد کلاه یا حداکثر صحبت کنیم ، با فرض اینکه همه کاره بودن در آنجا باشد.

البته ، من در اینجا به جای مکانیکی (یا اجرای اختیاری با تقویت مکانیکی) در مورد روشهای اختیاری صحبت می کنم. اما این همچنین به توضیح اینکه چرا سودآورترین معامله گران جهان اختیاری هستند کمک می کند.

بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : صدرا ذوالریاستین بازدید : 55 تاريخ : يکشنبه 27 فروردين 1402 ساعت: 17:58