ایده این است که پاسخ طبیعی اکثر مردم را جبران کنیم ، یعنی فروش سریع برندگان (به منظور قفل کردن سود) در حالی که برای تمام ابدیت روی بازندگان آویزان می شوید (برای جلوگیری از قفل شدن ضرر).
با این حال ، من هوادار برندگان سوار و برش بازنده نیستم ، حداقل همانطور که معمولاً تمرین می شود. به همین دلیل:
اجازه دادن به "برندگان" یک استراتژی خطرناک است
در نگاه اول ، اجازه دادن به برندگان به نظر می رسد یک ایده معقول است. ما می دانیم که یک اثر شتاب وجود دارد ، بنابراین وقتی قیمت یکی از سرمایه گذاری های شما شلیک می کند ، باید بنشینید و فقط بگذارید آن را پاره کند. این نظریه حداقل است.
اما چه مدت باید به برندگان اجازه دهید؟یک ماه؟یک سال؟برای همیشه؟
در اینجا یک مثال شخصی وجود دارد:
در اوایل سال 2011 ، من برخی از سهام JD Sports را برای 45. 6p خریداری کردم (تنظیم شده برای شکاف). این ایده خوبی بود زیرا JD Sports سرانجام از نظر سود سهام برنده واقعی شد.
من در نهایت می گویم زیرا واقعاً تا اواسط سال 2013 پیش نرفت. بنابراین مجبور شدم دو سال صبر کنم قبل از دیدن هرگونه سود سرمایه ، اما پس از آن قیمت سهم مانند موشک سنگین Falcon SpaceX به دست آمد.
و من هم شوخی نمی کنم. در اوج خود در اوایل سال 2017 ، سهام JD Sports هر کدام 450p بود ، تقریباً ده بار آنچه را که من در سال 2011 برای آنها پرداخت کرده ام.
این یک مزیت عالی است ، بنابراین چه رویکرد "اجازه می دهد برندگان اجازه دهند" در این مورد به نظر می رسد؟
در اینجا یک سناریوی قابل قبول وجود دارد:
- شما در اوایل سال 2011 در 45p در هر سهم در JD Sports سرمایه گذاری کرده اید
- شما 1/30th از 100،000 پوند نمونه کارها (3. 3 ٪ یا 3،300 پوند) را در این سرمایه گذاری قرار داده اید زیرا دوست دارید 30 سهام را در اختیار داشته باشید (همانطور که من انجام می دهم)
- این تنها سرمایه گذاری خوبی بود که شما انجام داده اید و بقیه نمونه کارها شما بین سال 2011 و اکنون به جایی نرسید
هنگامی که JD Sports در اوایل سال 2017 به اوج قیمت 450p رسید ، 3،300 پوند سرمایه گذاری شما به 33،000 پوند می رسد که بدیهی است که نتیجه خوبی است.
مهمتر از آن ، شما کل نمونه کارها 128،300 پوند ارزش خواهید داشت که با وجود سرمایه گذاری های دیگر شما به هیچ کجا نمی رود.
اما یک نتیجه وجود دارد: سرمایه گذاری JD Sports اکنون تقریباً 26 ٪ از نمونه کارها شما را تشکیل می دهد و این یک خطر عظیم است.
از این گذشته ، شرکت ها می توانند تنها در چند سال کوتاه با مدیریت اشتباه مسئول ، از خوب به بد خود بروند (من به عنوان نمونه باریلیون به عنوان نمونه بارز یاد نمی کنم).
بنابراین اگر اندازه موقعیت شروع 3. 3 ٪ شما مبلغ معقولی برای ریسک برای یک شرکت واحد بود ، آیا معقول است که 26 ٪ سرمایه گذاری در یک شرکت وقتی این اتفاق می افتد سرمایه گذاری کند ؟:
- مدیرعامل موجود JD Sports و یک مدیرعامل جدید به دست می گیرد
- مدیرعامل جدید با خرید بدهی با سوپری ، خرید شرکت های پوشاک ورزشی در سراسر جهان و استفاده از این شرکت به هیلت می رود
- این خریدها مشکل ساز هستند و وقت ، تلاش و تمرکز خود را از مارک های اصلی موجود و بسیار موفق شرکت می گذرانند
- آن مارک های اصلی از عدم توجه و سرمایه گذاری می جنگند و موقعیت رقابتی خود را از دست می دهند
- نرخ بهره به سمت بالا افزایش می یابد و افزایش سود بدهی شرکت را افزایش می دهد
- ترکیبی از تضعیف کننده تجارت اصلی و پرداخت های بهره خفه کننده منجر به یک مسئله عظیم حقوق می شود ، و سرمایه گذاران موجود را رقیق می کند تا جایی که تمام سودهای قبلی از بین برود یا ب) شرکت پیش فرض بدهی های خود را پیش فرض می کند و به لیست طولانی خوب می پیونددمشاغلی که توسط مدیریت بد کشته شدند
این سناریو کاملاً امکان پذیر است ، به همین دلیل سرمایه گذاران با کنترل قرار گرفتن در معرض هر یک از شرکت ها ، بخش ها یا کشور باید ریسک را کنترل کنند.
امیدوارم که موقعیت من تا کنون واضح باشد: اجازه دادن به برندگان و اجرای آن ایده بدی است زیرا اندازه موقعیت برنده را کاملاً نادیده می گیرد و بنابراین خطر آن برای نمونه کارها کلی است.
برای جلوگیری از این مشکل ، من از قانون "تعادل مجدد" زیر استفاده می کنم:
- قانون تعادل: اگر یک هلدینگ به دو برابر اندازه موقعیت پیش فرض رشد می کند ، نیمی از موقعیت را برای حفظ تنوع بفروشید
این قطعاً خطر را کاهش می دهد ، اما ...
بازآفرینی برندگان نیز دارای نقاط ضعف خود هستند
با نگاهی دوباره به تجربه شخصی من با JD Sports ، پیروی از قانون فوق منجر به تعادل مجدد شد که JD Sports تقریباً به 6. 6 ٪ از نمونه کارها من رسید (تقریباً می گویم زیرا این یک علم دقیق نیست).
این اتفاق در اکتبر 2014 رخ داد که سهام در اواخر سال 2014 به 90p رسید.
در آن مرحله ، من JD Sports را از 6. 1 ٪ از نمونه کارها خود به 4 ٪ کاهش دادم و درآمد حاصل از سرمایه گذاری های جدید را طی چند ماه آینده دوباره سرمایه گذاری کردم (من تمام راه را به 3. 3 ٪ بازگرداندم زیرا می خواستم چقدر پول نقد را به حداقل برسانممجبور شدم در جای دیگر سرمایه گذاری کنم).
JD Sports سپس طی 18 ماه آینده 50 ٪ دیگر افزایش یافت ، بنابراین مجبور شدم دوباره تعادل برقرار کنم. سپس فقط در شش ماه 50 ٪ دیگر افزایش یافت و بنابراین بله ، من دوباره دوباره متعادل شدم.
همه این تعادل مجدد به این معنی بود که سرمایه گذاری JD Sports من بین اولین خرید در سال 2011 و هنگامی که من سرانجام این شرکت را در سال 2015 فروختم ، 221 ٪ سرمایه خود را به دست آورد (من این شرکت را فروختم زیرا ارزش گذاری دیگر جذاب نبود ، که من به زودی پوشش خواهم داد).
اگر من به سادگی برای طولانی مدت ادامه می دادم و اجازه می دهم این برنده اجرا شود (و ارزشهای کشیده شده را در سال 2015 و بعد از آن نادیده گرفته است) ، سود سرمایه در اوج سال 2017 حدود 1000 ٪ می توانست باشد.
بنابراین ، بله ، با توجه به اینکه JD Sports Run بسیار سودآورتر خواهد بود ، اما بدون عقب نشینی این کار بسیار خطرناک بود و من در نهایت با 25 ٪ یا بیشتر سرمایه گذاری در یک شرکت به پایان می رسیدم.
برای من ، کنترل ریسک همه چیز را برطرف می کند ، بنابراین ایده اجازه دادن به برندگان باید در چارچوب خطر بیان شود.
و خطر فقط به معنای اندازه موقعیت نیست ، اگرچه این مهمترین خطر است. این همچنین شامل سایر عوامل خطرناک دیگر مانند خطر ارزیابی و ریسک تجاری است.
بنابراین ممکن است یک قانون اصلاح شده "اجازه دهد برندگان اجازه دهند" به این شکل باشد ...
اجازه دهید برندگان اجرا شوند ، اما تنها در صورتی که این عوامل خطر در سطوح قابل قبول باشد:
- ریسک قیمت: اندازه موقعیت کنترل را با تعادل مجدد هنگامی که یک موقعیت به 6. 6 ٪ از نمونه کارها (یا هر آنچه که حداکثر مورد نظر شما باشد) باشد
- خطر ارزیابی: هنگامی که نسبت ارزیابی سهام دیگر جذاب نیست ، کل موقعیت را بفروشید
- ریسک تجاری: هنگامی که شرکت دیگر جذاب نیست ، کل موقعیت را بفروشید (به عنوان مثال وقتی دیگر رشد نمی کند ، سود سهام پرداخت می کند یا بازده جذاب سرمایه را بدون اهرم بیش از حد تولید می کند)
با این حال ، برخی از سرمایه گذاران ممکن است استدلال کنند که هنوز هم بهتر است در ورزش های JD نگه داشته شود ، هیچ تعادل برقرار نکنید و کل 1000 ٪ سود سرمایه را ضبط کنید.
این سرمایه گذاران ممکن است استدلال کنند که یک رویکرد بهتر برای کنترل ریسک فروش سهام ، حتی یک سهام برنده است ، به محض اینکه بازنده شود.
این چیزی است که من فکر می کنم:
فروش "بازنده" به هیچ وجه معنی ندارد
برای اکثر مردم ، "فروش سریع بازنده" به معنای استفاده از ضرر توقف است.
اگر یک سرمایه گذاری از بین برود ، مثلاً 20 ٪ از اوج خود ، سهام به طور خودکار فروخته می شود.
این یک استراتژی کاملاً مناسب برای معامله گران حرکت است ، اما برای سرمایه گذاران مشاغل بلند مدت به هیچ وجه معنی ندارد.
مشکل اصلی من در مورد ضرر و زیان توقف این است که آنها قدرت تصمیم گیری را به بازار می دهند.
به عنوان مثال ، یک روز سهام خود را در شرکت A نگه دارید و فکر می کنید این یک شرکت خوب با قیمت مناسب است. اما روز بعد قیمت سهم آن 20 ٪ کاهش می یابد و شما متوقف می شوید که از دست دادن لگد وارد می شوید و کل موقعیت را به فروش می رساند.
بنابراین بازار به طور موثری به شما گفته است که این دیگر یک شرکت خوب با قیمت مناسب نیست زیرا سرمایه گذاری باید فروخته شود.
تصمیم به فروش صرفاً براساس این واقعیت بود كه قیمت سهم 20 ٪ از اوج قبلی كاهش یافته است. هیچ خبری در مورد وضعیت فعلی شرکت یا آینده بلند مدت آن در نظر نمی گیرد. خیر: قیمت کاهش یافت تا سهام فروخته شود.
من مطمئن هستم که شما قبلاً این نقل قول را دیده اید ، اما من به هر حال آن را از بین می برم زیرا این امر کاملاً مهم است که من معتقدم سرمایه گذاران بلند مدت باید فکر کنند:
آقای بازار در آنجا برای خدمت به شما وجود دارد ، نه اینکه شما را راهنمایی کند. این کتاب جیبی اوست ، نه خرد او که مفید خواهید یافت. اگر او روزی را با روحیه ای احمقانه نشان دهد ، شما آزاد هستید که او را نادیده بگیرید یا از او استفاده کنید ، اما اگر تحت تأثیر او قرار بگیرید فاجعه بار خواهد بود. در واقع ، اگر مطمئن نیستید که می فهمید و می توانید تجارت خود را به مراتب بهتر از آقای بازار ارزش گذاری کنید ، در بازی تعلق ندارید." - وارن بافت ، 1987 نامه به سهامداران برکشایر هاتاوی
برای سرمایه گذاران بلند مدت ، کاهش 20 درصدی قیمت سهم یک شرکت به شما چیزی در مورد یک شرکت یا چشم انداز آن نمی گوید.
این به سادگی به شما می گوید که امروز برخی از سرمایه گذاران که شما هرگز ملاقات نکرده اید ، مایل به خرید و فروش سهام در این شرکت برای 20 ٪ کمتر از برخی سرمایه گذاران دیگر (که شما نیز هرگز آنها را ملاقات نکرده اید) قبلاً پرداخت کرده اند یا می پذیرند.
اما پس چه؟به عنوان یک سرمایه گذار بلند مدت فعال ، این کار شما است که شرکت ها را تجزیه و تحلیل کنید. کار بازار این است که به شما امکان خرید و فروش سهام را در آن شرکت ها و در صورت مناسب بودن شما داشته باشید.
به عبارت دیگر ، بازار نقدینگی را ارائه می دهد ، نه مشاوره.
اگر فکر می کنید بازار بیشتر از شرکت هایی که در آن سرمایه گذاری می کنید بیشتر از آنچه انجام می دهید می داند ، پس نباید سهام خود را انتخاب کنید. درعوض ، شما باید با استفاده از فرضیه کارآمد بازار ، تئوری مدرن نمونه کارها و سایر ایده های "بازار کارآمد" سرمایه گذاری کنید.
بیایید به عنوان نمونه ای از اینکه بازار در مورد آینده کمی می داند به JD Sports برگردیم.
من در اوایل سال 2011 سهام خود را در JD Sports با بیش از 45p خریداری کردم.
تا نوامبر 2011 سهام 20 ٪ به 36p کاهش یافته بود ، بنابراین هر سرمایه گذار با استفاده از ضرر 20 ٪ توقف با ضرر سریع 20 ٪ متوقف می شد.
من فکر می کنم این سرمایه گذاران خوشحال بودند که از آنچه که در آن زمان به عنوان یک خرده فروش در حال تلاش در نظر گرفته می شد ، فرار کرده اند ، به خصوص که سهام در نهایت تقریباً 40 ٪ پایین تر از قیمت خرید من کاهش یافته است ، تا پایان سال 2012 به کمتر از 29pبشر
فرار خوش شانس؟نه ، زیرا بازار هیچ تصوری از آینده ندارد ، به همین دلیل این ایده بد برای سرمایه گذاران است که به آن توجه کنند.
در این حالت ، سهام JD Sports از این پایین وحشتناک 29p در دسامبر 2011 به 450p با شکوه بیش از حد در ماه مه 2017 صعود کرد ، که در کمتر از شش سال حدود 1500 ٪ (حدود 65 ٪ در سال).
آیا این همان چیزی است که شما از یک بازار همه جانبه "کارآمد" انتظار دارید؟من فکر نمی کنم
برای من بازار نه کارآمد است و نه هوشمندانه. این صرفاً مکانیسمی است که به سرمایه گذاران (که من نمی دانم) اجازه می دهند سهام را بخرند و بفروشند (به دلایلی که نمی دانم) با قیمتی که آنها را قابل قبول می دانند (با استفاده از معیارهایی که من نمی دانم)بشر
این واقعیت که قیمت سهم یک شرکت از 29p به 450p یا از 450p به 29p می رود ، به من چیزی در مورد شرکت یا چشم انداز آن نمی گوید. و به همین دلیل ، مقایسه قیمت سهم از یک نقطه از زمان به زمان دیگر کاری است که من کاملاً هرگز انجام نمی دهم.
تنها چیزی که یک سرمایه گذار بلند مدت باید قیمت سهام را با آن مقایسه کند ، اصول بلند مدت شرکت اساسی است.
حالا که من آن را از سینه ام دور کردم ، قوانین من برای فروش چیست ، اگر نه به سادگی "به سرعت بازنده ها را بفروشم؟"
قوانین من برای فروش همان قوانین من برای برگزاری است
قوانین من برای خرید ، نگهداری و فروش همه بر اساس این ایده است که نمونه کارها من باید با گروه متنوعی از شرکتهای خوب که با ارزیابی های جذاب تجارت می کنند پر شود:
- یک گروه متنوع به معنای حدود 30 شرکت است که در طیف گسترده ای از بخش ها و کشورها فعالیت می کنند ، و هیچ شرکتی بیش از 6 ٪ یا بیشتر از نمونه کارها را در دست نمی گیرد
- شرکت های خوب به معنای شرکت هایی هستند که دارای ویژگی هایی مانند بدهی های پایین و سودآوری بالا و پتانسیل رشد سود سهام خود در طولانی مدت هستند
- ارزیابی های جذاب به این معنی است که بازده مورد انتظار به سهامداران باید بالاتر از حد متوسط باشد ، به لطف بازده سود سهام مناسب برای افزایش امید به رشد سود سهام
پس از خرید شرکتی ، تا زمانی که عوامل فوق صادق باقی بمانند ، روی آن آویزان خواهم شد ، یعنی اینکه عوامل خطر مختلف (ریسک قیمت ، خطر ارزیابی و ریسک تجاری) قابل قبول هستند.
به طور معمول من فقط هر سال شش شرکت را با نرخ یک ماه دیگر (به عنوان مثال ژانویه ، مارس و غیره) می فروشم. این به من فرصت زیادی می دهد تا در مورد آنچه می خواهم بفروشم فکر کنم و مهمتر از همه ، این امر باعث می شود که من از تصمیم گیری های تند و تیز زانو جلوگیری کنم ، به خصوص مواردی که بر اساس کاهش قیمت سهام ناگهانی کاهش می یابد.
بنابراین طبق نظرات من در مورد اجازه دادن به برندگان ، من تا زمانی که آن را به یک سرمایه گذاری آویزان می کنم:
- قابل قبول است (وقتی به 6٪ یا بیشتر رسید، یک موقعیت را به نصف کاهش خواهم داد) قابل قبول است (اگر نسبت های ارزش گذاری خیلی زیاد شود، شرکت را در لیست انتظار فروش خود قرار می دهم)
- عوامل اساسی قابل قبول هستند (اگر هر یک از عوامل اساسی آن - مانند قدرت ترازنامه، سودآوری یا نرخ رشد - خارج از حداقل استانداردهای من باشد، شرکت را در لیست انتظار فروش خود قرار می دهم)
اجازه دادن به برندگان و کاهش بازنده ها یک استراتژی تجاری است، نه یک استراتژی سرمایه گذاری
به طور خلاصه، اگر شما یک معامله گر حرکتی هستید، اجازه دادن به برندگان و کاهش سریع بازنده ها، یک استراتژی معاملاتی قانونی است.
اما اگر شما یک سرمایه گذار بلندمدت هستید که می خواهید در کسب وکارها از طریق بازار سهام سرمایه گذاری کنید، پس نگه داشتن یک سرمایه گذاری فقط به این دلیل که قیمت آن بالا رفته است، یا فروش یک سرمایه گذاری صرفاً به این دلیل که قیمت آن کاهش یافته است، اصلاً معنی ندارد..
من شما را با یک نقل قول پایانی ترک می کنم:
"برخی سرمایه گذاران - واقعاً سفته بازان - به اشتباه به آقای بازار برای راهنمایی سرمایه گذاری نگاه می کنند. آنها مشاهده می کنند که او قیمت پایین تری را برای یک اوراق بهادار تعیین می کند و بدون توجه به غیرمنطقی بودن او، برای فروش دارایی های خود عجله می کند و ارزیابی خود را از ارزش اساسی نادیده می گیرد. مواقع دیگر او را می بینند که قیمت ها را افزایش می دهد و با اعتماد به پیشروی خود، با رقم بالاتر خرید می کند، گویی او بیشتر از آنها می داند. واقعیت این است که آقای مارکت چیزی نمی داند، زیرا محصول فعالیت جمعی هزاران خریدار و فروشنده است که خودشان همیشه انگیزه سرمایه گذاری ندارند. سرمایه گذاران عاطفی و سفته بازان به ناچار پول خود را از دست می دهند. در مقابل، سرمایه گذارانی که از غیرمنطقی بودن دوره ای آقای مارکت استفاده می کنند، شانس خوبی برای لذت بردن از موفقیت بلندمدت دارند.» ست کلارمن، حاشیه ایمنی
اگر در وب برای "Mr Market" جستجو کنید، تعداد زیادی مقاله و نقل قول در مورد این موضوع پیدا خواهید کرد. این مقاله آقای بازار از Value Walk دارای برخی از بهترین نقل قول ها در یک صفحه است.
بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : صدرا ذوالریاستین
بازدید : 39
تاريخ : سه
شنبه
22 فروردين
1402 ساعت: 21:18