این مرحله اولیه جامعه سنتی نشانگر یک جامعه بدوی است که دسترسی به علم و فناوری مدرن نداشته باشد. به عبارت دیگر ، این جامعه مبتنی بر فناوری بدوی و نگرش بدوی نسبت به دنیای جسمی است. بنابراین ، Rostow یک جامعه سنتی را تعریف می کند "به عنوان کسی که ساختار آن در عملکرد محدود تولید مبتنی بر علم و فناوری قبل از نیوتن و به عنوان نگرش های پیش از نیوتونی نسبت به دنیای فیزیکی توسعه یافته است"
با این حال ، Rostow این جامعه سنتی را کاملاً ایستا نمی داند. در این مرحله از یک جامعه می تواند از طریق گسترش منطقه زمین تحت کشت یا از طریق کشف و گسترش یک محصول جدید در حال افزایش باشد.
اما واقعیت مهم در مورد این نوع جامعه این است که محدودیتی برای دستیابی به خروجی در هر سر وجود دارد. این حد به دلیل عدم دسترسی به علم و فناوری مدرن بوجود می آید. این نوع جامعه بخش بزرگی از منابع خود را به کشاورزی اختصاص می دهد و با یک ساختار اجتماعی سلسله مراتبی مشخص می شود که در آن امکان تحرک عمودی وجود دارد.
سیستم ارزشی که در چنین جامعه ای غالب است همان چیزی است که Rostow آن را یک سرنوشت سازی بلند مدت می نامد. مردم این جوامع فکر می کنند که پیشرفت اقتصادی زیادی برای آنها و نسل های آینده آنها امکان پذیر نیست.
2. پیش شرط یا مرحله مقدماتی:
دوره های طولانی یک قرن یا بیشتر را پوشش می دهد که در طی آن پیش شرط های برخاست.
این شرایط عمدتاً شامل تغییرات اساسی در زمینه های اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی است. مثلا:
(الف) تغییر در نگرش جامعه نسبت به علم ، ریسک پذیری و سودآوری.
(ب) سازگاری نیروی کار ؛
(ج) حاکمیت سیاسی ؛
(د) توسعه یک سیستم مالیاتی متمرکز و موسسات مالی. وت
ه) ساخت برخی از زیرساخت های اقتصادی و اجتماعی مانند راه آهن ، بنادر ، تولید برق و مؤسسات آموزشی. هند برخی از این کارها را در دوره برنامه پنج ساله اول (56- 1951) انجام داد.
از بالا بدیهی است که در این مرحله دوم از پایه های رشد برای تحول اقتصادی گذاشته شده است. مردم شروع به استفاده از علم و فناوری مدرن برای افزایش بهره وری در کشاورزی و صنعت می کنند.
علاوه بر این، در نگرش افرادی که شروع به دیدن جهان می کنند، در جایی که احتمال رشد آینده وجود دارد، تغییر می کند. طبقه جدیدی از کارآفرینان در جامعه ظهور می کنند که پس انداز را بسیج می کنند و در شرکت های جدید سرمایه گذاری می کنند و خطرات و عدم اطمینان را تحمل می کنند. در حوزه سازماندهی سیاسی، در این مرحله است که یک دولت ملی متمرکز کارآمد شروع به ظهور می کند.
بنابراین، در مرحله پیش شرط برای برخاستن، روستو، کشاورزی را به عنوان ایفای سه نقش می داند، نخست، کشاورزی باید غلات غذایی کافی تولید کند تا تقاضای جمعیت رو به رشد و کارگرانی که در کشاورزی استخدام می شوند، برآورده شود.
ثانیاً افزایش درآمدهای کشاورزی منجر به تقاضای محصولات صنعتی و تحریک سرمایه گذاری صنعتی می شود.
ثالثاً، توسعه کشاورزی باید بخش عمده ای از صرفه جویی های مورد نیاز برای گسترش بخش صنعتی را فراهم کند.
3. مرحله "برخاستن":
این مرحله بسیار مهمی است که یک دوره نسبتاً کوتاه دو تا سه دهه ای را در بر می گیرد که در آن اقتصاد خود را به گونه ای تغییر می دهد که متعاقباً رشد اقتصادی کم و بیش به طور خودکار اتفاق می افتد."برخاست" به عنوان "فاصله ای که در طی آن نرخ سرمایه گذاری افزایش می یابد به گونه ای که تولید واقعی سرانه افزایش می یابد و این افزایش اولیه تغییرات اساسی در تکنیک های تولید و وضعیت جریان های درآمدی را به همراه دارد" تعریف می شود. مقیاس جدید سرمایه گذاری را تداوم بخشد و در نتیجه روند رو به افزایش تولید سرانه را تداوم بخشد.
بنابراین، اصطلاح «برخاستن» بر سه چیز دلالت دارد: اول، نسبت سرمایه گذاری به درآمد ملی باید از 5 درصد به 10 درصد و بیشتر افزایش یابد تا از رشد احتمالی جمعیت پیشی بگیرد. ثانیاً این دوره باید نسبتاً کوتاه باشد تا ویژگی های یک انقلاب اقتصادی را نشان دهد. و ثالثاً باید به رشد اقتصادی خودپایدار و خود مولد ختم شود.
بنابراین در مرحله جهش، میل به رشد اقتصادی برای بالا بردن سطح زندگی بر جامعه حاکم می شود. تغییرات انقلابی هم در کشاورزی و هم در صنعت رخ می دهد و سطح بهره وری به شدت افزایش می یابد.
شهرنشینی بیشتر است و نیروی کار شهری افزایش می یابد. در یک دوره نسبتاً کوتاه یک یا دو دهه، هم ساختار اساسی اقتصاد و هم ساختار اجتماعی و سیاسی تغییر می کند تا بتوان نرخ رشد خود را حفظ کرد.
شایان ذکر است که به نظر روستو ، ظهور نخبگان جدید (یعنی طبقه جدید کارآفرینی) و ایجاد یک کشور ملت برای توسعه اقتصادی بسیار مهم است.
4. رانندگی به بلوغ: دوره رشد خود پایدار:
این مرحله از رشد اقتصادی زمانی اتفاق می افتد که اقتصاد بالغ می شود و قادر به رشد خود پایدار است. نرخ پس انداز و سرمایه گذاری از چنان بزرگی است که توسعه اقتصادی به صورت خودکار می شود. با بالغ شدن اقتصاد ، سرمایه کلی در هر سر افزایش می یابد. ساختار اقتصاد به طور فزاینده ای تغییر می کند.
صنایع کلیدی اولیه که باعث کاهش سرعت در حال کاهش به عنوان کاهش بازده های تعیین شده شده اند. نسبت جمعیت درگیر در کشاورزی و سایر کاهش پیگیری های روستایی ، و ساختار تجارت خارجی کشور دچار تغییر اساسی می شود.
این هم با مشکلات و هم حرکات چرخه ای درآمد ملی در چنین اقتصادهای رشد بالغ در این مرحله چهارم است که بخش عمده اقتصاد نظری مدرن مربوط می شود. دانشجویان کشورهای در حال توسعه معاصر و همچنین تاریخ اقتصادی به احتمال زیاد به اقتصاد دو مرحله قبلی مربوط می شوند ، یعنی اقتصاد مقدماتی و مراحل "برخاست". اگر بخواهیم یک تئوری مفید و کافی در مورد رشد اقتصادی داشته باشیم ، بدیهی است که باید به اندازه کافی جامع باشد تا این دو مرحله را نیز در آغوش بگیرد ، به ویژه اقتصاد "برخاستن از رشد خود پایدار".
5. مرحله مصرف انبوه:
در این مرحله از توسعه درآمد سرانه کشور به چنان سطح بالایی افزایش می یابد که سبد مصرف مردم فراتر از غذا ، پوشاک و پناهگاه ها به مقالات راحتی و تجملات در مقیاس انبوه افزایش می یابد. علاوه بر این ، با صنعتی شدن مترقی و شهرنشینی ارزشهای اقتصاد مردم به نفع مصرف بیشتر تجملات و سبک های زندگی بالا تغییر می کند. انواع جدیدی از صنایع تولید کالاهای مصرفی با دوام به وجود می آیند که خواسته ها را برای مصرف بیشتر برآورده می کند. این صنایع جدید که کالاهای مصرفی بادوام تولید می کنند ، به بخش های جدید پیشرو رشد اقتصادی تبدیل می شوند.
نقدی از مراحل رشد Rostow:
مراحل تئوری رشد روستو مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. گونار میدرال استدلال کرده است که توالی اجتناب ناپذیری از رویدادها وجود ندارد که به عنوان مراحل متوالی رشد توصیف شوند. به گفته وی، رشد اقتصادی نتیجه سیاست های اقتصادی خاص اتخاذ شده است و نه برعکس.
به همین ترتیب، مایر استدلال می کند که مراحلی در تاریخ رشد اقتصادی را نمی توان از تجربه توسعه برخی از کشورهای اروپایی آنطور که روستو انجام داده است تعمیم داد. به نقل از مایر، «رویکردهای صحنه سازی وقتی تصور خطی از تاریخ را در نظر می گیرند گمراه کننده هستند و دلالت بر این دارند که همه اقتصادها تمایل دارند از یک سری مراحل عبور کنند. اگرچه یک توالی خاص ممکن است به طور گسترده با تجربه تاریخی برخی از اقتصادها مطابقت داشته باشد، اما هیچ دنباله واحدی با تاریخ همه کشورها مطابقت ندارد. گفتن اینکه هر اقتصادی همیشه مسیر توسعه یکسانی را با گذشته مشترک و آینده یکسان دنبال می کند، به معنای طرح بندی بیش از حد نیروهای پیچیده توسعه، و دادن کلیتی غیرقابل توجیه به توالی مراحل است.
بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : صدرا ذوالریاستین
بازدید : 51
تاريخ : سه
شنبه
22 فروردين
1402 ساعت: 20:56