
Radhika Govindrajan در کتاب خود در کتاب خود ، ما را از طریق مجموعه ای از روابط انسانی و حیوانات در هیمالیا مرکزی هند ، بخش کومائون در تپه های اوتاراکند می برد. در هر فصل داستانهای واضح ارائه می شود که در کل یک گزارش روشنگری از چگونگی تأثیرگذاری در تعامل انسان و حیوان را تشکیل می دهد. شاید این فصل ها بتوانند از پیوندهای صریح تری استفاده کنند ، اما این کتاب هنوز هم نمایندگی قانع کننده ای از روابط انسانی و انیمیشن ها را در بین کاست های پایین و مناطق حاشیه ای هندوستان ارائه می دهد. این کتاب بر نقش بزهای قربانی متمرکز است (فصل 2). گاوهای مقدس (فصل 3) ؛میمون های مشکل ساز (فصل 4) ؛گرازهای وحشی (فصل 5) ؛و خرس های سکسی (فصل 6). این فصل ها در مورد پیوندهای بین عشق و اخلاق با درک صمیمیت بین انسان و حیوانات به عنوان نوعی عشق متقابل و مقابله با این صمیمیت ها با کسانی که خواستار اصلاحات گسترده تر برای اخلاق حیوانات مانند گروه های حقوق حیوانات هندو-ملی در هند و همچنین هستند ، بحث می کنند. سازمان های جهانی که در کشورهای در حال توسعه سوء استفاده از حیوانات را فریب می دهند. Govindrajan به طور خاص سازمان هایی را به عنوان موجودات قدرتمندی ارجاع می دهد که اشکال صمیمیت هایی را که بین مردم و حیوانات وجود دارد ، در نظر نمی گیرند. به گفته وی ، افرادی مانند همسایگی های او "ارتباط اخلاقی" دارند ، مانند زنی که بز خود را فدا می کند ، هندو که گوشت گاو جرسی را مصرف می کند ، و روستاییان پهاری که می خواهند اسلحه برای جمع کردن جمعیت گراز وحشی داشته باشند. این اشکال مربوط به زندگی از زندگی مردم پهاری ناشی می شود و به زندگی و کشته شدن گونه های متعدد کومائون درگیر و وابسته است. به عنوان مثال ، بهزیستی یک زن با بهزیستی گاو خود گره خورده است: نویسنده این ارتباط را با نشان دادن چگونگی ماندن زن در یک کلبه خرد شده با گاو با وجود طوفان خطرناک نشان می دهد. پایان نامه اصلی این است که این ارتباط چند گونه از طریق مواد انسانی و غیر انسانی انجام می شود. به عبارت دیگر ، بدن حیوانات و انسان از طریق شیوه های تجسم یافته به هم پیوسته اند ، که او به عنوان جنبه های زندگی و مرگ تعریف می کند که اثری از احشایی مانند خرس خرس و مستقیماً جسمی را پشت سر می گذارد ، مانند راه هایی که یک گاو به آن تکیه می دهدانسانی که او را شیر می دهد. اجساد انسان و حیوان با برخوردهای عاطفی با یکدیگر دگرگون می شوند.

در فصل های 2 و 3 ، Govindrajan بر عشق متقابل بین انسان و حیوانات اهلی مانند بز و گاوها تمرکز دارد. چنین صمیمیت های بین المللی به ویژه در زمینه همه گیر Covid-19 بسیار مهم هستند ، هنگامی که بسیاری از آنها جدا شده و برای پشتیبانی به همراه حیوانات روی آورده اند. در بعضی از جاهای تحت تعقیب ، مردم فقط مجاز به ترک خانه های خود برای پیاده روی سگ های خود هستند در حالی که در مکان های دیگر مردم عجله می کنند حیوانات را از سگ ها به اردک بپردازند. مطمئناً این عشق با انگیزه خودخواهانه است ، زیرا انسانها در نهایت از همراهی تازه و آزادی حرکت از طریق حیوانات بهره مند می شوند ، اما این خودخواهی بخشی از درک گوویندراجان از روابط دوست داشتنی بین انسان و حیوانات است. او استدلال می کند ، عشق ، برانگیختن خواستار لورن برلانت برای نظریه های جدید دلبستگی ، همیشه برای عاشق مفید است و بنابراین انگیزه های خودخواهانه دارد. داستان او در مورد قربانی بز ، این نکته را با بررسی درد یک زن نشان می دهد که بز مورد علاقه او برای یک خدای محلی ذبح می شود. زن توضیح می دهد که فداکاری یک فداکاری واقعی نیست مگر اینکه عشق به بزها وجود داشته باشد. او به یک داستان اصلی قربانی بز اشاره می کند که خدایان فقط فرزندان انسانی را از جانبازان خود می پذیرفتند. بچه ها ، یعنی بزهای جوان ، برای کودکانی که قبلاً قربانی می شدند ، به معنای واقعی کلمه هستند اما آنها نیز ایستاده عاطفی هستند. زنان بزها را پرورش می دهند ، از آنها مراقبت می کنند و آنها را دوست دارند. با این فصل ، Govindrajan توضیح می دهد که چگونه این صمیمیت حیوانات جنسیتی است ، زیرا ارتباط آنها با کار روزانه زنان و حاشیه نشینی دولت از مردم پهاری که اکثر همبستگی های او را تشکیل می دهند ، تجسم می یابد.
پایان نامه اصلی این است که این ارتباط چند گونه از طریق مواد انسانی و غیر انسانی انجام می شود. به عبارت دیگر ، بدن حیوانات و انسان از طریق شیوه های تجسم یافته به هم پیوسته اند ، که او به عنوان جنبه های زندگی و مرگ تعریف می کند که اثری از احشایی مانند خرس خرس و مستقیماً جسمی را پشت سر می گذارد ، مانند راه هایی که یک گاو به آن تکیه می دهدانسانی که او را شیر می دهد. اجساد انسان و حیوان با برخوردهای عاطفی با یکدیگر دگرگون می شوند.
این داستان ها نه تنها مربوط به حیوانات و ارتباط آنها با انسان بلکه در مورد سیاست بشر است. این امر در فصل 3 آشکار می شود ، هنگامی که گوویندراجان درگیری بین ناسیونالیست های هندو و پهاری و مردم قلعه های پایین را با توجه به شیوه های پیرامون گاو مقدس توصیف می کند. مردم پهاری در مقابل خشونت های توجیهی مذهبی علیه اقلیت های مسلمان ، توصیف می کنند که چگونه برخی از گاوها نسبت به دیگران مقدس تر از دیگران هستند ، علی رغم عشق و مراقبت که صاحبان آنها آشکار می شوند. همانطور که او در مقدمه توضیح داد ، گوویندراجان وقت خود را صرف حضور در مردم نگاری برای جنبش می کند و بین بدن گاو و انسان و همچنین داستانهایی که مردم به او می گویند در مورد گاوها برای درک ارتباط گاو انسان است. نویسنده تمایزهای ایجاد شده بین گاوهای جرسی و گاوهای پهاری را برجسته می کند ، که هر دو نژادهای محلی منطقه هستند. یک گاو جرسی ، نژادی که توسط استعمارگران انگلیسی وارد می شود و اکنون توسط حزب حاکم ناسیونالیست برای افزایش تولید شیر در مقیاس صنعتی گرفته می شود ، به عنوان مقدس در نظر گرفته نمی شود زیرا ، مصاحبه کنندگان پهاری توضیح می دهند ، بدن جرسی او متفاوت است. در واقع ، بدن یک گاو جرسی دارای شیر ثابت تر است ، واقعیتی که باعث می شود او به یک دسته متفاوت تعلق داشته باشد. برای مداخلات Govindrajan ، این گاوها در مراسم معنوی قابل استفاده نیستند. از طریق بدن آنها ، گاوهای جرسی نیز استثناء تابو در برابر مصرف گاو را ارائه می دهند. در حالی که این ادعا قانع کننده است ، همچنین می توان دید که چگونه تعصبات کاست این طبقه بندی جدید "مقدس" در مقابل گاوهای "غیر هولی" را زیر پا می گذارد. از آنجا که شیر گاو جرسی در مقادیر صنعتی تولید می شود ، اغلب به نوشیدن افراد کاست داده می شود. به گفته تابوها ، هنگامی که یک کاست پایین آن را می نوشد ، یک گاو باید تولید شیر را متوقف کند. هنگامی که گاوهای جرسی بعد از اینکه به افراد کمتری کاست داده می شوند ، تولید را متوقف نمی کنند ، مردم احساس نمی کنند که تعصب آنها تضعیف می شود ، در عوض ، آنها یک دسته متمایز ایجاد می کنند - گاو مقدس تر می شود.
آیا این نمونه ای از ارتباط است که ادراکات مردم را تغییر می دهد یا این نمونه ای از مقوله استثنایی است که برای تقویت تعصبات عرفی ایجاد شده است؟این سؤال به صراحت در کتاب مطرح نشده است، اما گوویندراجان روشن می کند که تعصب طبقاتی تجربیات بدنی را نیز تغییر می دهد. در نقطه ای، انسان شناس صحنه ای را در تاکسی توصیف می کند که در آن مردی به طور غیرقابل کنترلی هنگام ورود تاکسی به محله ای از طبقه پایین تر، دهانش را می بندد و استفراغ می کند. این مثال نشان می دهد که چگونه شیوه های تجسم یافته تعصبات کاست را آشکار می کنند، و استدلال بزرگ تر گوویندراجان را نشان می دهد که بدن حیوانات و انسان ها بر سیاست تأثیر می گذارند.
گوویندراجان زمانی را صرف توجه قوم نگاری به جنبش و لمس بین گاو و بدن انسان و همچنین داستان هایی که مردم درباره گاوها برای او می گویند تا ارتباط انسان و گاو را درک کند، می گذراند. نویسنده تمایزهایی را که بین گاوهای جرسی و گاوهای پاهاری، که هر دو از نژادهای محلی منطقه هستند، برجسته می کند.
فصل 4 یک دوگانگی مرکزی دیگر را معرفی می کند: میمون های خودی و غیرخودی. این تنش بین مردم شهری و روستایی در هجوم اجباری میمون های شهری به فضاهای روستایی را روشن می کند. زمانی که میمون ها به شهرها حمله می کنند، آنها را جمع آوری می کنند و سپس به جنگل های هیمالیا می ریزند. چنین اقداماتی باعث آسیب دیدن آنها می شود در حالی که بچه میمون های یتیم در حالی که برای بقا تلاش می کنند، بدخواه تر می شوند. میمون های شهری مانند مردم شهری زندگی مردم پاهاری را مختل می کنند. آنها محصولات را مانند گونه های مهاجم مصرف می کنند و ظاهر و رفتارشان متفاوت از میمون های جنگلی است که در بین مردم پاهاری زندگی می کنند. گفت وگوهای گوویندراجان می توانند این میمون ها را از روی موهای متفاوتشان و عدم ترسشان از انسان ها تشخیص دهند - یک نفر به انسان شناس می گوید میمون های پاهاری مانند مردم پاهاری خجالتی هستند. رفتار زشت میمون های شهر منعکس کننده خشونتی است که ساکنان شهر بر کوه نشینان وارد می کنند که مجبور به ترک زمین هایشان می شوند: میمون های خارجی زمین را غیرقابل زندگی می کنند. فصل با لحظه ای جذاب از عشق به پایان می رسد که چنین دسته بندی های سخت گیرانه ای را به چالش می کشد: صحنه پیرمردی را نشان می دهد که با عصبانیت به میمون های شهر فحش می دهد و لحظه ای بعد، به یک دختر نوجوان یتیم رحم می کند و به یکی از گلابی هایی که همرزمانش دزدیده بودند به او غذا می دهد..
فصل بعد یک کاشت را نشان می دهد. کاشت می تواند بین حیوانات اهلی (مانند گاوها و بزها) و گونه های به اصطلاح "وحشی" (مانند میمون ها و خرس ها) به عقب و جلو تغییر یابد. Govindrajan شجره نامه ای از هر دو دسته ، داخلی و وحشی ، به عنوان میراث استعماری و نژادپرستانه که امروزه ادامه دارد ، ارائه می دهد. همکاران او گرازهای خطرناکی را که در محصولات با ارزش بالا خود علوفه می کنند مقایسه می کنند و با خوک های بزرگسالی از یک کاشت فراری از یک آزمایشگاه مستقر در انگلیس حمله می کنند. Govindrajan با توجه به اینکه همکاران وی ، خانواده را به عنوان بخشی از طبیعت خوک درک می کردند ، هر چقدر "وحشی" ، این مفهوم را برای ارائه درک موضعی از بیابان ارائه می دهد که به طور مرتب در دوگانگی "وحشی" و "متمدن" قرار نمی گیرد. مفهوم OtherWild مردم را قادر می سازد دسته هایی را که فراتر از هنجارهای استعماری و ناسیونالیستی "متمدن" و "وحشی" وجود دارد ، تصور کنند ، حتی اگر در نهایت ، آنها را تقویت کند. OtherWild بهتر است که چگونه SOW را به صورت محلی درک می کند. او در خارج از چارچوب سلطه وجود دارد و به مردم این امکان را می دهد تا "یک امکان نهفته جهان دیگر" را تصور کنند ، (123) موضوعی که گوویندراجان همچنان در فصل پیش فرض در مورد خرس هایی که زنان را اغوا می کنند ، توسعه می یابد.
آیا این نمونه ای از ارتباط است که درک افراد را تغییر می دهد یا این نمونه ای از یک دسته استثنایی برای تقویت تعصبات مرسوم است؟این سؤال به صراحت در کتاب مورد بررسی قرار نمی گیرد ، اما Govindrajan روشن می کند که تعصبات کاست تجربیات بدنی را نیز تغییر می دهد.
فصل 6 ، با یک شوخی و هشدار شروع می شود. دوست Govindrajan به او در مورد خرس هایی که ممکن است او را جذاب جنسی می دانند هشدار می دهد زیرا آنها به طور کلی توسط دختران شهر جذب می شوند. بقیه فصل یک داستان عامیانه را بازگو می کند که در آن خرس ها زنان را ربوده و آنها را به غار برای رابطه جنسی مجبور می کند. در ابتدا ، داستان می گوید ، زن آدم ربایی تمایلی ندارد ، اما در نهایت ، او از رابطه جنسی با خرس لذت می برد. علی رغم تاریخ آسیب زای آدم ربایی و تجاوزهای جنسی گسترده که در طول پارتیشن هند در سال 1947 رخ داده است ، گوویندراجان این خرس های سکسی را به عنوان لحظاتی از لذت خسته کننده برای زنان متناسب می کند. زنان این داستانها را برای بازپس گیری لذت جنسی خود در شرایطی که روابط مردسالاری و خطرات واقعی خرس ها محدودیت های قابل توجهی را بر بدن آنها تحمیل می کند ، می گویند.
تحلیل قوم نگاری گوویندراجان از روابط بین گونه ای، روابط بین خود حیوانات را نیز بررسی می کند. این کتاب اطلاعات علمی جالبی در مورد رفتارهای جنسی خرس ها، ضربه میمون ها، بدن خوک، تولید شیر گاو و عادات غذایی بز ارائه می کند، از این رو توجه مجموعه کتاب به انسان شناسی بیولوژیکی را منعکس می کند. Epilogue، بر حیوانی آشناتر متمرکز است: سگی که مرگش، در سیستم اعتقادی محلی، زندگی دادن به پلنگ است. این داستان از مرگ یک سگ قوم نگاری را بر روی تأملی در پیوند بین عشق و مرگ، پیوندهای بین گونه ای و تعاملات انسان و غیرانسانی می بندد. گوویندراجان پیشنهاد می کند که عشق به این شیوه مرگ-زندگی، تنها امیدی است که در برابر فاجعه جهانی تغییرات آب و هوایی ساخته دست بشر داریم.
بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : صدرا ذوالریاستین
بازدید : 51
تاريخ : سه
شنبه
22 فروردين
1402 ساعت: 19:44