پیکربندی دانش بازار خارجی و قابلیت های تشخیص فرصت برای پیش بینی عملکرد بنگاه های تولید صادرات

ساخت وبلاگ

MD Imtiaz Mostafiz یک دانشکده تجارت شفیلد ، دانشگاه شفیلد هالام ، شفیلد ، انگلستان انگلیس و مکاتبات ایرلند شمالی i. umstafiz@shu. ac. uk https://orcid.org/0000-0002-4362-4521

Murali Sambasivan B گروه مدیریت ، دانشکده مدیریت Thiargarajar ، مادورای ، هند: //orcid.org/0000-0002-5779-4126

See-Kwong Goh C دانشکده تجارت تیلور ، دانشگاه تیلور ، دانشکده تجارت و حقوق ، Subang Jaya ، مالزی

Paiman Ahmad D گروه حقوق ، دانشکده علوم بشریت ، دانشگاه راپارین ، سلیمانیه ، عراق ؛ دانشگاه بین المللی E Tishk: روابط بین الملل و دیپلماسی ، دانشکده علوم اداری و اقتصاد ، جاده کرکوک ، منطقه اربی ل-کوردیستا ن-IRAQ

  • استناد را بارگیری کنید
  • https://doi.org/10. 1080/14778238. 2021. 1919573
  • جایگاه

مقاله تحقیق

پیکربندی دانش بازار خارجی و قابلیت های تشخیص فرصت برای پیش بینی عملکرد بنگاه های تولید صادرات

  • مقاله کامل
  • ارقام و داده ها
  • منابع
  • استناد
  • معیارهای
  • مجوز
  • چاپ مجدد و مجوزها
  • مشاهده pdf pdfview epub epub

چکیده

بنگاههای تولید صادرات زنده می مانند و در نهایت موفق می شوند که بتوانند جمع آوری ، برداشت و استفاده از دانش خارجی برای بهتر مارشال قابلیت های تشخیص فرصت ها را انجام دهند. مطالعات قبلی با ترکیب دانش بازار خارجی (FMK) و عملکرد شرکت با یک راه حل واحد پر شده است. تغییر از تئوری احتمالی به رویکرد پیکربندی نشان می دهد که چندین راه حل برای دستیابی به نتایج مورد نظر در دسترس است. بر اساس فرض Equifinality ، ما FMK را در رابطه با قابلیت تشخیص فرصت برای پیش بینی عملکرد پیکربندی می کنیم. در کل ، 382 شرکت تولید صادرات با استفاده از تجزیه و تحلیل مقایسه ای کیفی فازی (FSQCA) و تجزیه و تحلیل ضرورت QCA (NCA) مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های برجسته نشان می دهد که بنگاه های جوان با تقویت توانایی اکتشاف فرصت ، عملکرد برتر از مشاغل خارجی و دانش نهادی را به دست می آورند ، در حالی که شرکت های بالغ از دانش بین المللی و پرورش توانایی بهره برداری فرصت موفق می شوند. این مطالعه یکی از این موارد با معرفی FSQCA و NCA در ادبیات مدیریت دانش به این روش کمک می کند.

1. مقدمه

جمع آوری دانش بازار خارجی (FMK) یک استراتژی اساسی شرکت های بین المللی است (مصطفی و همکاران ، 2019a). از بین المللی شدن افزایشی تا اولیه ، همه نوع بنگاه ها از برداشت و استفاده از FMK سود زیادی کسب می کنند (اریکسون و همکاران ، 1997 ؛ نایت و لیش ، 2016). با گذشت سالها ، پالایش قابل توجهی برای بهبود تئوری FMK انجام شده است. مطالعه قبلی مفهوم FMK را به عنوان یک پیشین یا تعیین کننده مهم برای عملکرد بین المللی (ژو ، 2007). در این مفهوم سازی ، سه نوع FMK که دانش تجاری خارجی ، دانش نهادی و دانش بین المللی سازی هستند ، مورد توجه قرار می گیرند (اریکسون و همکاران ، 1997). با این حال ، بسیاری از مطالعات کاملاً بر اساس رویکرد نظری مشروط FMK (مصطفی و همکاران ، 2019a) انجام می شود ، که از فرض یک برابر بودن جلوگیری می کند (راگین ، 2009).

نظریه احتمالی راه حل متنی را برای پیشین یا عوامل تعیین کننده برای دستیابی به عملکرد شرکت ارائه می دهد (Keaey et al. ، 2018). بر اساس این فرض ، پیشین یا تعیین کننده مهم اغلب حذف می شوند. به عنوان مثال ، ژو (2007) تأثیر منفی قابل توجهی از FMK را بر سرعت متولد شده (صفحه 289) گزارش کرده است ، و رابطه غیر مهم بین FMK و عملکرد شرکت پس از بین المللی سازی توسط Musteen et al برجسته شده است.(2014). چنین نتایج این سوال را در مورد استفاده از FMK ایجاد می کند. مصفیز و همکاران.(2019b) تأکید می کند که کارآفرینان باید با احتیاط از دانش برای شناسایی فرصت بین المللی برای حفظ بازار رقابتی استفاده کنند. از یک طرف ، FMK بنگاه های کارآفرینی را برای درک نیازهای مصرف کننده ، افزایش توانایی مقابله با قراردادهای بین المللی و مدیریت عملیات بین المللی تسهیل می کند. از طرف دیگر ، تمام این اقدامات کارآفرینی ورودی های مهمی برای قابلیت های تشخیص فرصت هستند (کراوس و همکاران ، 2017). اگر هر دو FMK (مصفیز و همکاران ، 2019a) و شناخت فرصت (مصطفی و همکاران ، 2019b) به طور جداگانه عوامل مهم موفقیت در عملکرد بین المللی شرکت هستند ، پس پیکربندی FMK و قابلیت تشخیص فرصت ها فواید عملکرد برتر را برای صادرات فراهم می کندشرکت های تولید کننده.

قابلیت های تشخیص فرصت، قابلیت های اولیه و محوری شرکت های کارآفرین هستند (Kraus et al., 2017). به عنوان محور اصلی شرکت های کارآفرینی دیده می شود. همانطور که شین و ونکاتارامن (2000) قول می دهند، تشخیص فرصت فرآیندی است برای شناسایی، کشف و شناخت فرصت های بالقوه برای ایجاد ارزش اقتصادی. یکی از سؤالات دیرینه در ادبیات این است که "فرصت های ایجاد کالاها و خدمات در آینده از کجا می آیند؟"(ونکاتارامان، 1997، ص 122). دو قابلیت برای شکل دادن به شناسایی فرصت به عنوان قابلیت اکتشاف فرصت و قابلیت بهره برداری شرکت مورد نیاز است (بنیتز و همکاران، 2018). اکتشاف به شناسایی بازارهای جدید و کشف نیازهای اضافی مصرف کنندگان اشاره دارد، در حالی که بهره برداری به بداهه سازی محصولات/خدمات موجود اشاره دارد (لوباتکین و همکاران، 2006). به سه طریق، مفهوم فرصت ها در ادبیات مدیریت ادغام می شود. اول، به عنوان رفتار شرکت های کارآفرین (زهرا و همکاران، 2005). دوم، به عنوان مقدماتی برای دستیابی به هدف استراتژیک (کنتینن و اوجالا، 2011). و سوم، پیکربندی سازمانی (جورج و همکاران، 2016). در این مطالعه، ما قابلیت های تشخیص فرصت را به عنوان پیکربندی سازمانی تئوری می کنیم. جستجو در مجلات مدیریت دانش اولیه، کارآفرینی و مدیریت عمومی نشان می دهد که این مطالعه یکی از اولین تلاش ها برای پیشبرد ادبیات مدیریت دانش و کارآفرینی است. این کار با معرفی نظریه سازی برابری و بیان اینکه قابلیت های تشخیص فرصت، ستون فقرات پیکربندی سازمانی هستند که از انواع مختلف FMK برای ایجاد نتایج اقتصادی رقابتی ایجاد می شوند، انجام می شود. کارآفرینان FMK را از طریق منابع ثانویه موجود شناسایی و به دست آوردند و برخی ممکن است دانش ضمنی گسترده ای از فعالیت های بین المللی سازی قبلی خود داشته باشند. توانایی این کارآفرینان برای استفاده و به کارگیری دانش کسب شده ممکن است بر نتایج اقتصادی شرکت تأثیر بگذارد. تا به امروز، هم FMK (مستافیز و همکاران، 2019a؛ Musteen و همکاران، 2014) و هم قابلیت های اکتشاف و بهره برداری فرصت (بنیتز و همکاران، 2018) به عنوان مقدماتی برای عملکرد یک شرکت، و همسویی بین FMK وقابلیت های تشخیص فرصت از طریق پیکربندی تا حد زیادی نادیده گرفته شده است. بدین ترتیب، برای پر کردن شکاف تحقیق، و رسیدگی به زمان، چرا،

و چگونه دانش خارجی به عنوان ورودی برای قابلیت های تشخیص فرصت در دستیابی به عملکرد برتر جمع آوری و استفاده می شود، می پرسیم: (الف) چگونه FMK و قابلیت های تشخیص فرصت پیکربندی می شوند تا مسیرهای موفقیت عملکرد را شکل دهند؟(ب) آیا همه انواع شرکت ها (جوان در مقابل بالغ) از ترکیب ترکیبی مشترک شرایط سود می برند؟

برای پاسخ ، ما رویکرد نظری مشروط و پیکربندی را برای Bridge FMK جمع می کنیم (اریکسون و چتی ، 2003 ؛ اریکسون و همکاران ، 1997 ؛ مصفیز و همکاران ، 2019a ؛ Musteen و همکاران ، 2014) و قابلیت های تشخیص فرصت (Bhagavatula etبرای دستیابی به موفقیت عملکرد. ما از تجزیه و تحلیل مقایسه ای کیفی فازی (FSQCA) استفاده می کنیم تا از تعامل ناشناخته و بدون مدارک از قابلیت های تشخیص FMK و تشخیص فرصت استفاده کنیم تا مشخص کنیم که آیا ترکیبات پیکربندی یکسان (یعنی کفایت) به عنوان مسیرهای چندگانه و جایگزین برای تکمیل عملکرد شرکت وجود دارد. در حقیقت ، برای ارائه درک عمیق از شرایط با بررسی "ضرورت" ، ما از تجزیه و تحلیل ضرورت QCA (NCA) در متن پیچیده یک اقتصاد نوظهور استفاده می کنیم. از لحاظ تئوریکی ، مطالعه تعامل همزمان با FMK و قابلیت تشخیص فرصت ، مزایای رقابتی را ارائه می دهد. با این حال ، ما پیشنهاد می کنیم که ترکیبات و ضروریات بر اساس سن محکم متفاوت است. مزایا یا هزینه های استفاده از FMK و قابلیت تشخیص فرصت در انواع بنگاه ها مشابه نیست. بنگاههای بالغ می توانند بر اساس تجربیات در جمع آوری FMK و قابلیت های تشخیص فرصت ، که قبلاً در مدیریت دانش و ادبیات کارآفرینی مورد بررسی قرار نگرفته اند ، از مزایای عملکرد متفاوت از بنگاه های جوان برخوردار شوند. تعامل FMK و قابلیت های تشخیص فرصت یک فرایند مفرد نیست (مصفیز و همکاران ، 2019a). اگر فواید عملکرد بین بنگاه های جوان و بالغ متفاوت باشد ، فقط نظریه سازی Equifinality می تواند این مشکل تحقیق را برطرف کند (هیوز و همکاران ، 2017). از این رو ، مطالعه ما از سه طریق به مدیریت دانش و ادبیات کارآفرینی کمک می کند. با استفاده از داده های اقتصاد نوظهور ، ما 178 جوان و 194 شرکت بالغ 1 را که در صنعت پوشاک بنگلادش فعالیت می کنند ، بررسی می کنیم. اول ، مطالعه ما با مفهوم سازی FMK به عنوان یک ورودی پیکربندی برای قابلیت های تشخیص فرصت شرکت ، به ادبیات مدیریت دانش کمک می کند. مطالعه ما ادعا می کند که موفقیت شرکت های کارآفرینی در تنظیمات مؤثر انواع مختلف دانش خارجی نهفته است ،

و اینکه چگونه می توان این دانش را به عنوان ورودی به توانایی شرکت در کشف مؤثر و بهره برداری از فرصت های بین المللی و ایمن سازی عملکرد پایدار برداشت کرد و از آن استفاده کرد. دوم ، با استفاده از فرضیه برابر بودن ، مطالعه ما از نظر تئوری استدلال می کند و به صورت تجربی نشان می دهد که شرکت های جوان با تجزیه و تحلیل چندین ترکیب تنظیمات (یعنی کفایت) موفقیت عملکرد متفاوت از شرکتهای بالغ را بدست می آورند و شرایط لازم (یعنی NCA) را برای تکمیل موفقیت عملکرد ارائه می دهند تا اینکه موفقیت عملکرد را انجام دهند تا اینکه موفقیت عملکرد را انجام دهند. یک راه حل مستقل. مطالعه ما با توضیح چگونگی تجزیه دانش متفاوت برای ایجاد قابلیت های تشخیص فرصت شرکت برای پیشرفت در بازار بین المللی ، به تئوری دانش مبتنی بر کمک می کند. مطالعه ما ادبیات مدیریت دانش را با نشان دادن مزایای مختلف FMK در رابطه با قابلیت های اکتشافی و بهره برداری از شرکت که برای عملکرد سودمند هستند ، پیشرفت می کند. سوم ، بر خلاف مطالعات قبلی که عمدتاً از تجزیه و تحلیل دو متغیره تقلیل گرا در ادبیات مدیریت دانش در مورد کارآفرینی استفاده می کنند (پائولونی و همکاران ، 2020) ، مطالعه ما در آغوش یک برابر است و FSQCA را اعمال می کند (هیوز و همکاران ، 2017). از آنجا که تجزیه و تحلیل دو متغیره کاهش دهنده اغلب باعث ایجاد فرضیه پشتیبانی نشده و عوامل مهم برای موفقیت محکم می شود (Woodside ، 2014). FSQCA ترکیب متناسب با شرایط را اولویت بندی می کند و بینش های ظریف بین رابطه متغیرهای پیش بینی کننده و نتیجه را ارائه می دهد (هیوز و همکاران ، 2017). علاوه بر این ، سهم روش شناختی ما در ادبیات مدیریت دانش نه تنها به کفایت (FSQCA) محدود نمی شود بلکه شرایط لازم (NCA) را نیز شامل می شود که برای شرکت های کارآفرینی ضمن اولویت بندی تنظیمات FMK و قابلیت های اکتشافی و بهره برداری از فرصت ها برای تأمین عملکرد شرکت ضروری است. واد

2. توسعه نظری و تنظیمات

2. 1دانش بازار خارجی

FMK یک عامل موفقیت یکپارچه برای شرکت هایی است که عملیات بین المللی را انجام می دهند (مستافیز و همکاران، 2019a). اریکسون و همکاران(1997) سه نوع FMK را پیشنهاد کرده اند که عبارتند از (الف) دانش تجاری خارجی، (ب) دانش نهادی خارجی، و (ج) دانش بین المللی سازی. دانش تجارت خارجی به آگاهی از اقدامات انجام شده توسط رقبا، نیازهای بازار خارجی، کانال های توزیع و فعالیت های بازاریابی اشاره دارد (ژو، 2007). دانش سازمانی به قوانین و مقررات تجارت خارجی، سازمان های دولتی، زبان ها و هنجارها اشاره دارد (Musteen et al., 2014). در نهایت، دانش بین المللی سازی تماماً در مورد تجربه خارجی شرکت، برخورد با مصرف کنندگان خارج از کشور و مدیریت عملیات بین المللی است (مستافیز و همکاران، 2019a). هر دو دیدگاه مبتنی بر دانش (گرانت، 1996) و یادگیری سازمانی (گیل و کریلو، 2016؛ هوبر، 1991؛ لوینتال و مارس، 1993؛ مارس، 1991) برای نظریه پردازی FMK در ادبیات مدیریت اتخاذ شده اند. نظریه پردازان دیدگاه مبتنی بر دانش اظهار می کنند که شرکت ها باید FMK را به طور مداوم انباشته کنند تا در بازار رقابت کنند (مستافیز و همکاران، 2019a). در حالی که نظریه پردازان یادگیری سازمانی بیان می کنند که شرکت ها باید از بازار خارجی بیاموزند تا مبتکر، فعال و توسعه جریان های درآمدی جدید برای حفظ در بازار رقابتی شوند (مودمبی و زهرا، 2007؛ س. زهرا و همکاران، 2001؛ زهرا و همکاران.، 2000). FMK شرکت ها را برای جمع آوری اطلاعات و آزمایش برای ایجاد انبار دانش سازمان تسهیل می کند (Anders Paarup, 2006). مصطفی و همکاران(2019a) پیشنهاد می کند که شبکه اجتماعی و شناخت، توانایی شرکت را برای جمع آوری FMK اصلاح می کند. انجام اقدامات استراتژیک مختلف در پاسخ به محرک های بازار، فرآیند یادگیری مستمر شرکت است (Cantwell & Mudambi, 2005). با وجود این، هم دیدگاه مبتنی بر دانش و هم نظریه یادگیری سازمانی، نظریه های احتمالی هستند که فرض برابری را در نظر نمی گیرند.

نظریه پردازان Equifinality با تئوری پیکربندی مطابقت دارند و وجود مسیرهای پیکربندی یکسان از شرایطی را که ممکن است به عنوان چندین مسیر به نتیجه مطلوب وجود داشته باشد ، اعطا می کنند (Drazin & Van de Ven ، 1985 ؛ Meyer et al. ، 1993). مطالعات کارآفرینی نشان می دهد که فرضیه برابر می تواند یک مدل تجاری معنادار ، مولد و متناسب تر برای تعیین عملکرد شرکت ایجاد کند (کرنی و همکاران ، 2018). تعامل بین اقدامات استراتژیک و عوامل تعیین کننده برای عملکرد بنگاهها جذاب تر از اثرات علیت مستقیم است. به عنوان مثال ، با ترسیم دیدگاه نظری مشروط ، موستین و همکاران.(2014) و ژو (2007) تأثیر غیر منتظره FMK را بر نتایج گزارش می دهند. این اتفاق می افتد زیرا نظریه مشروط ، تجزیه و تحلیل متقارن تقلیل گرایانه را در بر می گیرد (Drazin & Van de Ven ، 1985) که مشرف به اثرات یکسان است. پدیده سازمانی در میان پیچیده ، اطلاعات زیادی را همراهی کرده است ، و دیدگاه نظری تقلیل گرایانه اغلب این اطلاعات را از دست می دهد ، از این طریق از عوامل مهم استراتژیک (به عنوان مثال ، FMK) حذف می شود. در مقابل ، نظریه پردازان پیکربندی ، تغییرات کوچک در پدیده سازمانی ، زمینه ، سن ، اندازه ، اندازه و سایر توانایی ها را در اولویت قرار می دهند که ممکن است به طور قابل توجهی بر رشد سازمانی تأثیر بگذارد (FISS ، 2011). بنابراین ، چندین مؤلفه یا عوامل مؤثر استراتژیک برای بررسی روند ، فعالیت ها ، توانایی ها و عملکرد شرکت به جای بررسی آنها در انزوا مورد نیاز هستند (مایر و همکاران ، 1993). ما تصور می کنیم که شرکت های کارآفرینی بسته به اینکه چگونه آنها FMK و قابلیت تشخیص فرصت را برای دستیابی به موفقیت عملکرد پیکربندی می کنند ، شکوفا می شوند. این تنظیمات بسته به اندازه شرکت متفاوت است زیرا بنگاه های بالغ دارای دانش ثروتمند (Gkypali و همکاران ، 2015) و احتمالاً قابلیت تشخیص فرصت بالاتر از شرکت های جوان هستند (زرا و همکاران ، 2005). علاوه بر این ، مطالعه ما همچنین شرایط لازم را برای شایستگی بینش عمیق در مورد این تنظیمات بررسی کرده است. به عبارت ساده ، ما مزایا (یا هزینه ها - در صورت وجود) سرمایه گذاری FMK و استفاده از فرصت های اکتشافی و بهره برداری از فرصت را برای شرکت های جوان و بالغ برای تکمیل عملکرد با دستیابی به مساوی ، باز می کنیم.

2. 2قابلیت های تشخیص فرصت

وعده تحقیقات کارآفرینی بر لزوم تعمیق درک فرصت ها و منابع آنها تأکید می کند (Venkataraman ، 1997). کوهن و وین (2007) توانایی های تشخیص فرصت را به عنوان توانایی های شرکت برای "درک فرصت های موجود در صورت وجود پتانسیل توزیع مجدد منابع برای بهبود برخی از آنها بدون اینکه دیگران را بدتر کنند" تعریف می کنند (ص 32). این یک فرآیند برای مطابقت با تقاضای مصرف کننده در حال ظهور و راه حل برای برآورده کردن ضرورت است (O'Connor & Rice ، 2001). دو مکتب افکار به عنوان نظریه تعادل نئوکلاسیک و نظریه اتریشی ، حق بیمه را برای تشخیص فرصت در ادبیات کارآفرینی فراهم می کنند. نظریه تعادل نئوکلاسیک فرض می کند که فردی که در شناخت این فرصت تمایل به ریسک بالا دارد ، یک کارآفرین محسوب می شود (Khilstrom & Laffont ، 1979). با این حال ، نظریه تعادل نئوکلاسیک مشرف به چارچوب کارآفرینی ، منابع و وجود فرصت ها است (Eckhardt & Shane ، 2003). با وجود این ، نظریه پردازان اتریشی استدلال می کنند که فرصت ها از بازار ناقص با عدم تقارن اطلاعات به شکل پراکنده ظاهر می شوند (Venkataraman ، 1997). در همین راستا ، کیرزنر (1997) تأکید می کند که هجوم دانش در بازار بر کشف فرصت تأثیر می گذارد ، و تنها چند کارآفرین قادر به تشخیص آن هستند. بر اساس این مفهوم ، وانگ و همکاران.(2013) بررسی کنید که تشخیص فرصت شرکت به تمایل و توانایی شرکت برای کشف و ایجاد فواید آن بستگی دارد. کارآفرینان می توانند در هر زمان و در هر صنعت فرصتی را دنبال کنند (مصفیز و همکاران ، 2019d). فوق الذکر ، فرصت ها را می توان از عدم قطعیت ها بدست آورد. با این حال ، همچنین ممکن است که فرصت ها از شرایط نیازهای محصولات جدید ، خدمات یا تجارت (یعنی دانش) ظاهر شود (Barringer & Ireland ، 2008). تیمونز و اسپینلی (2006) بر فرصتهای بازار تأکید می کنند که به معنای تمرکز بر تقاضای بازار است زیرا آنها شانس موفقیت را افزایش می دهند. بنابراین ، سه ویژگی ذاتی یک فرصت به شرح زیر است: (الف) ارزش اقتصادی ، (ب) جدید بودن (یعنی در بعضی موارد افزایشی) و (ج) مطلوبیت و امکان سنجی (به عنوان مثال ، پذیرش محصول/خدمات در بازار) (بارون ، 2006).

دو قابلیت اساسی وعده داده شده است که شناسایی فرصت شرکت ها را به عنوان (الف) قابلیت اکتشاف فرصت و (ب) قابلیت بهره برداری از فرصت ها انجام دهد. قابلیت اکتشاف فرصت، توانایی شرکت برای تسهیل اسکن بازار، اقدامات رقبا، درک نیازهای مصرف کننده برای شکل دادن به پیشنهادات و عملیات تجاری است (وی و همکاران، 2011). در قابلیت بهره برداری از فرصت، شرکت ها برای دستیابی به کارایی از طریق بهبود کیفیت محصول/خدمت، کاهش هزینه ها و افزایش قابلیت اطمینان پیشنهادات موجود رفتار می کنند (لوباتکین و همکاران، 2006). این می تواند یک مسیر متوالی بین اکتشاف فرصت و قابلیت های بهره برداری باشد (بنیتز و همکاران، 2018). با این حال، شرکت ها می توانند منابع را برای کشف فرصت های جدید تزریق کنند، اما می توانند از فرصت های اکتشاف شده موجود، منافع اقتصادی ایجاد کنند (مستافیز و همکاران، 2019a). در این مفهوم، قابلیت های اکتشاف و بهره برداری فرصت، بسته به تجارب و منابع در دست، خاص و متمایز هستند (Mainela et al., 2014). قابلیت اکتشاف فرصت، پیکربندی منابع و تقاضای بازار خارجی را ادغام می کند (Vasilchenko & Morrish، 2011). همچنین می تواند از رویدادهای غیرمنتظره ناشی شود که در آن قابلیت استراتژیک برای تسهیل تصمیم های استراتژیک، فرآیندهای منطقی و جمع آوری سیستماتیک اطلاعات مورد نیاز است (کوویلو و مونرو، 1995). در حالی که، قابلیت بهره برداری از فرصت، اجرای استراتژی ها را برای دستیابی به کارایی عملیاتی اعطا می کند (بنیتز و همکاران، 2018). واسیلچنکو و موریش (2011) پیشنهاد می کنند که بهره برداری از مشارکت به عنوان منبعی عالی برای شناخت فرصت ها است. برای مثال، جنرال موتور بر اتحادها برای کشف (یعنی حس کردن) فرصت های جدید برای طراحی فرآیند تولید، و یکپارچه سازی و پالایش (یعنی بهره برداری از فرصت) فرآیند برای بهبود عملکرد شرکت تاکید می کند. به زبان ساده، اکتشاف فرصت و قابلیت های بهره برداری، قلب شرکت کارآفرین است و برای تبدیل فرصت ها به ثروت، به اکسیژن (یعنی دانش) نیاز دارد. با این حال، ما انتظار داریم که ایجاد ثروت منوط به تجربیات شرکت در برداشت و استفاده مؤثر و پربار از دانش به عنوان ورودی برای اکتشاف فرصت و قابلیت های بهره برداری در بین شرکت های تولیدکننده صادراتی جوان و بالغ باشد.

2. 2. 1. پیکربندی بین شرکت های جوان و بالغ

مواجهه با تعهدات جدید بودن و خارجی بودن در بین شرکت های جوان و بالغ متفاوت است. به دلیل فشار محیطی، شرکت های جوان نسبت به شرکت های بالغ در برابر خطر آسیب پذیر هستند، زیرا شرکت های جوان بدون مهارت و بدون روال شروع به راه اندازی یک کسب وکار می کنند (هلفات و پیتراف، 2003). با شروع از صفر، این شرکت ها فاقد قابلیت های اولیه، ذخایر دانش و وقف منابع هستند. هم اکتشاف و هم بهره برداری از فرصت ها به دلیل موجودی ناکافی دانش و تجربیات با مشکل مواجه می شوند (کاتیلا و آهوجا، 2002). گارنسی (1998) استدلال می کند که شرکت های جوان «به دلیل نیازشان به تبدیل فرآیندهای جستجو به مقدمه ای برای هر مشکل جدیدی که با آن مواجه می شوند، مانع می شوند» (ص. 541). بنابراین، نیاز به FMK برای شرکت های جوان بسیار ضروری تر از شرکت های بالغ است. در نهایت، شرکت های جوان، دانش ثروتمندی را ایجاد می کنند و قابلیت های اکتشاف و بهره برداری فرصت را توسعه می دهند. این قابلیت ها همچنین روابط قوی شبکه، درک بازار، و درها را برای همکاری بالقوه باز می کند (مستافیز و همکاران، 2020).

در نتیجه ، بنگاه های بالغ از مزایای ناشی از قابلیت های موجود و سهام دانش برخوردار هستند. جهت گیری یادگیری روتین به بنگاههای بالغ اجازه می دهد تا بتوانند از منابع و قابلیت های دیگر ، قابلیت های خود را به طور مؤثر پرورش دهند (Levinthal & March ، 1993). در چشم انداز بازار در حال ظهور ، محیط های تجاری هرج و مرج (مصطفی و همکاران ، 2019b) و برای پاسخ به عدم اطمینان ، شرکت های بالغ به اندازه کافی منابع را برای پاسخگویی مؤثر به چالش ها مستقر می کنند (لویت و مارس ، 1988). سرانجام ، شانس موفقیت در شرکتهای بالغ از طریق اعمال دانش به عنوان ورودی به قابلیت های اکتشاف و بهره برداری فرصت برای توسعه یک محصول جدید (هانسن ، 1999 ؛ Sivadas & Dwyer ، 2000) ، نوآوری (Tripsas & Gavetti ، 2000) و بسیار بیشتر است. عملکرد شرکت (Gkypali و همکاران ، 2015). با این حال ، اینگونه نبوده است که بنگاه های بالغ همیشه از منابع ، دانش و قابلیت ها مزایایی کسب می کنند. بنگاه های جوان نسبت به بنگاه های بالغ فعال تر ، نوآورانه و ریسک پذیر تر هستند (Harms & Schiele ، 2012). برای بنگاه های بالغ ، بی تحرکی سازمانی ممکن است تمایل به جمع آوری دانش و توانایی های جدید برای کشف و بهره برداری از فرصت های جدید را مانع کند. همانطور که ماژومدار (1997) ذکر می کند ، بی تحرکی سازمانی ناشی از تجربیات قبلی است که مانع یادگیری سازمانی می شود. چنین بی تحرکی ممکن است بنگاه های بالغ را به جای کاوش در فرصت های جدید سوق دهد تا از فرصت های موجود سود اقتصادی کنند. کواد و همکاران.(2016) تأکید می کند که "تجربه شرکت ممکن است منسوخ شود اگر جهت فعالیت های جستجو که بنگاه های بالغ بر روی آن سوار شده اند به خوبی برای چشم انداز معاصر مناسب نباشد" (ص 388). از طرف دیگر ، بنگاه های جوان می توانند از این بی تحرکی سازمانی که توسط بنگاه های بالغ روبرو هستند ، مزایای آن را بگیرند. Taymaz (2005) نشان می دهد که شرکت های جوان پس از مشاهده عملکرد خود در صنعت "از بهره وری واقعی خود آگاه می شوند" (ص 430). در این فرآیند ، بنگاه های جوان از نزدیک فعالیت بنگاه های بالغ را کنترل می کنند و استراتژی های خود را مجدداً مهندسی می کنند. هنگامی که عملکرد بنگاه های جوان نسبت به بنگاه های بالغ رو به وخامت است ، شرکت های جوان برای رقابتی شدن در بازار باید منابع و قابلیت های خود را به دست آورند و دوباره پیکربندی کنند (Coad et al. ، 2016). بدین ترتیب ، بر اساس ویژگی ها و رفتارهای بنگاه های جوان و بالغ ، ما تغییرات در تنظیمات (یعنی کفایت) و شرایط لازم (یعنی ضرورت) را مطرح می کنیم. نحوه جمع آوری FMK ، برداشت ،

و استفاده شده در رابطه با قابلیت اکتشاف و بهره برداری از فرصت ها در بین شرکت های جوان و بالغ متفاوت خواهد بود. از این رو ، ما فرضیه برابر را در آغوش می گیریم و با راه حل واحد برای تکمیل عملکرد شرکت مخالفت می کنیم.

3. روش تحقیق

3. 1زمینه تحقیق

3. 2نمونه و طرح تحقیق

شرکت های نمونه از BGMEA (www. bgmea.com. bd) انتخاب شدند. تقریباً 5000 بنگاه در BGMEA ثبت شده اند (مصفیز و همکاران ، 2019a). با استفاده از روشهای نمونه گیری تصادفی ، پرسشنامه (به زبان انگلیسی) را به این بنگاهها اداره کردیم. در این زمینه تحقیق ، بیشتر تصمیمات استراتژیک توسط کارآفرینان/بنیانگذاران گرفته شده است زیرا آنها نقش مدیرعامل را در سازمان بازی می کردند (مصفیز و همکاران ، 2019a). در طول موج اول جمع آوری داده ها ، کارآفرینان مسئول ارائه داده های مربوط به قابلیت های تشخیص FMK و فرصت (به عنوان مثال ، قابلیت های اکتشافی-اکتشاف-بهره برداری) بودند. محققان از نظر جسمی از بنگاه ها بازدید کردند و داده ها را از کارآفرینان بنگاه ها جمع آوری کردند. در بعضی موارد ، کارآفرینان به دلیل برنامه شلوغ خود قادر به پاسخگویی نبودند. در این موارد ، محققان از دستورالعمل های پیشنهادی مصطفی و همکاران پیروی کردند.(2019b) و به شخص بعدی مسئول (یعنی معاون مدیر عامل) برای جمع آوری پاسخ ها نزدیک شد. آنها کاملاً مسئول تصمیم گیری در غیاب کارآفرینان بودند. علاوه بر این ، این رویکرد به ما کمک کرد تا با ترکیب چندین نفر برای پاسخ به پرسشنامه ، تعصب مطلوبیت اجتماعی را کنترل کنیم (چندلر و هنکس ، 1994). ما به مدیران مالی بنگاهها نزدیک شدیم تا با ارائه داده های مربوط به عملکرد به ما کمک کنند. پس از پیگیری های متعدد ، 382 پاسخ کامل دریافت شد. برای صحت داده ها ، به یک شخص ناشناس از شرکت (به عنوان مثال ، مدیر کل) برای تأیید صحت پاسخ ها در مقیاس پنج نقطه ای لیکرت نزدیک شد. علاوه بر این ، ما یک آزمایش تعصب غیر پاسخ برای شناسایی واریانس ها انجام دادیم (آرمسترانگ و اورتون ، 1977). نتایج آزمون تعصب عدم پاسخ نشان دهنده واریانس غیر معنی دار در بین متغیرهای مهم این مطالعه است. سرانجام ، بر اساس نقطه برش ، مطالعه ما جوان (یعنی 178 بنگاه ده و کمتر از 10 سال سن دارند) و شرکتهای بالغ (یعنی 194 شرکت بیش از 10 سال قدمت دارند) برای تجزیه و تحلیل آماری استنباطی بیشتر.

4- اندازه گیری

متغیر نتیجهعملکرد شرکت با استفاده از چهار مورد ذهنی به عنوان سودآوری کلی ، سهم بازار بین المللی ، شهرت بین المللی و عملکرد کلی بین المللی اندازه گیری شد (مصفیز و همکاران ، 2019a). تمام موارد عملکرد با استفاده از مقیاس لیکرت پنج نقطه ای اندازه گیری شد زیرا یکی از آنها بسیار ناراضی است و پنج نشان دهنده بسیار راضی است. در یک زمینه اقتصاد نوظهور ، قابلیت استفاده از داده های ذهنی به طور گسترده ای پذیرفته می شود زیرا کارآفرینان تمایلی به به اشتراک گذاشتن داده های عملکرد عینی ندارند (Hult et al. ، 2008). Kirca (2011) همچنین بر قابلیت استفاده از داده های ذهنی در اقتصاد نوظهور تأکید دارد. دس و رابینسون (1984) همبستگی شدیدی بین اندازه گیری ذهنی و عینی ارائه می دهند و در صورت عدم دسترسی به داده های واقعی ، با استفاده از اقدامات ذهنی توصیه می کنند. متغیر نتیجه. عملکرد شرکت با استفاده از چهار مورد ذهنی به عنوان سودآوری کلی ، سهم بازار بین المللی ، شهرت بین المللی و عملکرد کلی بین المللی اندازه گیری شد (مصفیز و همکاران ، 2019a). تمام موارد عملکرد با استفاده از مقیاس لیکرت پنج نقطه ای اندازه گیری شد زیرا یکی از آنها بسیار ناراضی است و پنج نشان دهنده بسیار راضی است. در یک زمینه اقتصاد نوظهور ، قابلیت استفاده از داده های ذهنی به طور گسترده ای پذیرفته می شود زیرا کارآفرینان تمایلی به به اشتراک گذاشتن داده های عملکرد عینی ندارند (Hult et al. ، 2008). Kirca (2011) همچنین بر قابلیت استفاده از داده های ذهنی در اقتصاد نوظهور تأکید دارد. دس و رابینسون (1984) همبستگی شدیدی بین اندازه گیری ذهنی و عینی ارائه می دهند و در صورت عدم دسترسی به داده های واقعی ، با استفاده از اقدامات ذهنی توصیه می کنند. عملکرد شرکت با استفاده از چهار مورد ذهنی به عنوان سودآوری کلی ، سهم بازار بین المللی ، شهرت بین المللی و عملکرد کلی بین المللی اندازه گیری شد (مصفیز و همکاران ، 2019a). تمام موارد عملکرد با استفاده از مقیاس لیکرت پنج نقطه ای اندازه گیری شد زیرا یکی از آنها بسیار ناراضی است و پنج نشان دهنده بسیار راضی است. در یک زمینه اقتصاد نوظهور ، قابلیت استفاده از داده های ذهنی به طور گسترده ای پذیرفته می شود زیرا کارآفرینان تمایلی به به اشتراک گذاشتن داده های عملکرد عینی ندارند (Hult et al. ، 2008). Kirca (2011) همچنین بر قابلیت استفاده از داده های ذهنی در اقتصاد نوظهور تأکید دارد. دس و رابینسون (1984) همبستگی شدیدی بین اندازه گیری ذهنی و عینی ارائه می دهند و در صورت عدم دسترسی به داده های واقعی ، با استفاده از اقدامات ذهنی توصیه می کنند.

متغیرهای پیش بینی کننده. FMK به عنوان دانش تجارت خارجی (چهار مورد) ، دانش نهادی (سه مورد) و دانش بین المللی سازی (سه مورد) از مصطفی و همکاران تهیه شدند.(2019a). موارد مثال دانش مشاغل خارجی (به عنوان مثال ، دانش در مورد رقبا ؛ در مورد مشتریان خارجی ؛ کانال های توزیع ؛ و در مورد بازاریابی مؤثر) ، دانش نهادی (یعنی قوانین و مقررات تجاری خارجی ؛ در مورد سازمان های دولتی میزبان ؛ و در مورد زبان و هنجارها) ، ودانش بین المللی سازی (به عنوان مثال ، تجربه تجاری ؛ توانایی معامله قراردادهای تجاری خارجی ؛ و مدیریت عملیات بین المللی). قابلیت های تشخیص فرصت با قابلیت اکتشاف فرصت (چهار مورد) اندازه گیری شد (Cohen & Winn ، 2007 ؛ Corbett ، 2005 ؛ Wei et al. ، 2011) و قابلیت بهره برداری فرصت (چهار مورد) (Ko & Butler ، 2006 ؛ Lubatkin et al. ، 2006 ؛ پاچو ، 2018). نمونه مواردی از قابلیت اکتشاف فرصت "به طور مداوم بازارهای جدید و فرصت های جدید را کشف می کند" ، "با درک فرصت در حالی که محدود به منابع موجود نیست" ، "به طور مداوم سعی کنید نیازهای اضافی مشتری ما را کشف کنید که از آن بی خبر هستند"، و "جستجوی فرصت ها در مناطقی که مشتری در بیان نیازها مشکل دارد" (وی و همکاران ، 2011 ، ص 13). نمونه مواردی از قابلیت بهره برداری فرصت "امکان سنجی و مطلوبیت فرصت کاوش شده" است (Ko & Butler ، 2006 ، p. 8)."تعهد شرکت برای بهبود کیفیت و هزینه های پایین تر از فرصت های کاوش شده" ، "تعهد شرکت برای بهبود قابلیت اطمینان محصولات و خدمات خود" و "افزایش تعهد شرکت برای تنظیم دقیق پیشنهادات برای رضایت مشتری" (لوباتکین و همکاران ،2006 ، ص 656).<5) (Graham, 2003 ).

پیکربندی دانش بازار خارجی و قابلیت های تشخیص فرصت برای پیش بینی عملکرد بنگاه های تولید صادرات

بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : صدرا ذوالریاستین بازدید : 190 تاريخ : سه شنبه 22 فروردين 1402 ساعت: 16:29