تبلیغات مربوط به کلیه ها بر روی دیوارها ، تنه های درختی و سایر اشیاء روبروی مرکز کلیه هاشمینجد در تهران ارسال می شود. موارد جدید تقریباً روزانه ظاهر می شوند.
این تبلیغات به صورت نشانگر بر روی دیوارهای آجری و تنه های درختی ریخته می شود و به جعبه های ابزار تلفنی ، پیاده روها و یک علامت جاده ای که راه یکی از بیمارستان های پیشرو ایران را نشان می دهد ، قرار داده شده است.
"کلیه برای فروش" ، ده ها پیام را که همراه با شماره تلفن و انواع خون است ، خواند ، در امتداد یک خیابان درختی در مقابل مرکز کلیه هاشمینجا در تهران پاشیده شد.
تبلیغات جدید تقریباً روزانه ظاهر می شود. در پشت هر یک داستان از وای فردی - بیکاری ، بدهی ، یک فوریت های خانوادگی - در کشوری که تحت تأثیر ناامیدی اقتصادی قرار دارد.
علی رزایی ، یک نصب کننده تهویه مطبوع 42 ساله ، در سایه درختی که از بیمارستان کلیه گفت: "اگر می توانستم کلیه خود را بفروشم ، می توانستم از بدهی خارج شوم.""من کبد خود را هم می فروشم."
در حقیقت ، ایران راهی قانونی برای فروش کلیه های خود به مردم ارائه می دهد - و تنها کشوری در جهان است که این کار را انجام می دهد. یک بنیاد دولتی خریداران و فروشندگان را ثبت می کند ، با آنها مطابقت دارد و قیمت ثابت 4600 دلار برای هر اندام تعیین می کند. از سال 1993 ، پزشکان در ایران بیش از 30،000 پیوند کلیه را از این طریق انجام داده اند.
علی رضه ، 42 ساله ، در کنار تبلیغی که برای کلیه خود در کنار مرکز کلیه هاشمینجد در تهران قرار داده است ، ایستاده است.
اما این سیستم همیشه مانند صورتحساب کار نکرده است. فروشندگان آموخته اند که می توانند معاملات جانبی را برای به دست آوردن هزاران نفر دیگر از ایرانیان خوب که مشتاق به دور زدن انتظار تقریباً یک ساله برای پیوند تحت سیستم دولت هستند ، یا خارجی هایی که از برنامه ملی منع شده اند ، کاهش دهند. در سالهای اخیر ، پزشکان در تلاش برای انجام پیوند برای سعودی ها که شناسه های جعلی ایرانی به دست آوردند ، گرفتار شده اند.
مقامات ایرانی می گویند که سیستم آنها به افراد فقیر راهی نسبتاً ایمن برای درآمدزایی در هنگام صرفه جویی در زندگی می دهد ، هزینه های جراحی را کم نگه می دارد و باعث کاهش زمان انتظار پیوند در کشوری می شود که تا همین اواخر ، تعداد کمی از ارگان ها از افرادی که جان باختند برداشت می شدند.
ناصر سیمفرووش ، رئیس بخش پیوند اورولوژی و کلیه در مرکز پزشکی شهید Labbafinejad در شمال تهران گفت: "بله ، مردم اهدا می کنند زیرا به پول احتیاج دارند ، اما این یک واقعیت در سراسر جهان است."
وی گفت: "به جای انجام کاری غیرقانونی برای پوشاندن بدهی های خود ، مانند سرقت یا قاچاق ، آنها ابتدا زندگی را نجات می دهند.""این استثمار نیست. نتیجه نهایی برای گیرنده و اهدا کننده مفید است. "
اما برخی از رهبران پیوند بین المللی به این تبلیغات اشاره می کنند که نشان می دهد کمک های تجاری سازمان ها بر نیازمندترین افراد طعمه می زنند - همان چیزی که قوانینی در ایالات متحده و جاهای دیگر ممنوعیت فروش اعضای بدن برای جلوگیری از آن است.
گابریل دانوویچ ، مدیر برنامه پیوند کلیه در UCLA و حریف صوتی فروش اندام گفت: "اهدا کنندگان در پایان بهتر نیستند."وی گفت: "وقتی شما آنقدر ناامید هستید ، به آن شخص پول می دهید در حالی که اعتماد به نفس خود را همزمان کاهش می دهد ، به آنها کمک نمی کند. این یک عمل ناامیدی است ، نه یک عمل عشق. "
اگر می توانستم کلیه خود را بفروشم ، می توانستم از بدهی خارج شوم. من کبد خود را هم می فروشم.
هیچ کس نمی تواند بگوید که به چه تعداد از تبلیغات خیابانی پاسخ داده می شود. اما آنها پس از سالها فساد بومی ، سوء مدیریت و تحریم های بین المللی ، به عنوان نشانگر اختلال عملکرد اجتماعی و اقتصادی ایران عمل می کنند.
در خارج از سیستم پیوند رسمی ، شایعات مربوط به بازار سیاه کلیه امید به قربانیان مشکلات ایران را نشان می دهد.
Rezaei ، که عینک و پیراهن لباس نیمه او را به او می بخشد ، ظاهری از یک دستمزد یقه سفید ، یک بار به اندازه کافی برای حمایت از یک زندگی طبقه متوسط برای همسر و دو فرزندش ساخته شده است. اما این پس از استخدام وی برای تهیه تهویه مطبوع به عنوان بخشی از پروژه مسکن عمومی غول پیکر ، که توسط رئیس جمهور وقت محمود احمدی نژاد برای ساخت آپارتمان های مقرون به صرفه برای خانواده های کم درآمد آغاز شد ، تغییر کرد.
هنگامی که بسیاری از آپارتمان ها نتوانستند بفروشند - به دلیل ساخت و سازهای لرزان و تسریع در تورم - برخی از توسعه دهندگان از ایران گریختند و پیمانکاران خود را بدون پرداخت هزینه کردند. Rezaei نزدیک به 7000 دلار به این بانک بدهکار است و هیچ راهی برای پرداخت آن ندارد.
وی به دلیل تندرست چک ، در زندان به سر برد ، وام را برای وثیقه قرض گرفت ، سپس سه ماه پیش به دلیل عدم بازپرداخت وام ، مجدداً مورد تجاوز قرار گرفت. این بار ، شوهر خواهرش آپارتمان خود را به عنوان وثیقه برای تأمین آزادی وی ارائه داد.
رضئی گفت: "برادرزاده من می توانست خانه خود را از دست بدهد.""اگر من به زندان برگردم ، چه اتفاقی برای بچه های من خواهد افتاد؟"
رضئی در نظر گرفت که برای فروش کلیه خود از طریق کانال های دولتی ثبت نام کند ، اما برادرزاده وی بلافاصله به این پول نیاز داشت.
یک روز در اواخر ماه اوت ، او ادعای خود را با حروف آبی ضخیم روی یک ورق کاغذ چاپگر نوشت و آن را به دیوار آجری یک شرکت تجهیزات پزشکی ضبط کرد: "فروش کلیه ، قیمت قابل مذاکره ، AB+" ، با شماره تلفن خود در زیربشر
او حداقل 9000 دلار می خواست ، اما برنامه او طراحی شده بود. او منتظر تماس با یک کارگزار بود ، شاید با پیشنهادی برای قاچاق او در مرز به منطقه نیمه خودآموز عراق ، جایی که شنیده بود پزشکان در کلینیک های خصوصی پیوند انجام داده اند.
یا او به امید سرعت بخشیدن به عمل جراحی ، با یک خریدار ایرانی پیوند می خورد و به عنوان یک دوست یا خویشاوند مطرح می شود.
رضه صبح روز بعد بازگشت تا اطمینان حاصل شود که تبلیغ وی هنوز در آنجا است. وی دریافت که یک فروشنده دیگر شماره خود را به صفحه قرمز به صفحه اضافه کرده است و یک سوم با استفاده از برچسب های آبی کوچک خود را وصل کرده است.
تماس با شماره های موجود در تبلیغات ، داستانهایی از دلهره را به همراه دارد.
مهدی ، دانشجوی 24 ساله زیست شناسی ، برای حل "مشکل خانوادگی" به 15000 دلار نیاز داشت. امین ، یک مکانیک کامیون 36 ساله که گاراژ خود را برای ورشکستگی از دست داد ، نیمی از این مبلغ را می پذیرد تا بتواند تجارت خود را مجدداً راه اندازی کند.
یکی از اقوام رضه ، رزا کرد ، همچنین تبلیغی را در همان خیابان قرار داده بود. یک سیگاری 42 ساله با موهای خاکستری پشتی و سبیل بریده شده ، او تجارت مرغ کوچک خود را از دست داده بود و ده ها هزار دلار در بدهی افتاده بود. او ماشین و دو خانه خود را فروخت و همسر و فرزندان خود را برای زندگی با مادر شوهر خود فرستاد ، اما هنوز هم نمی توانست 100 دلار پرداخت ماهانه را پرداخت کند.
کرد گفت: "این مرا می کشد."
وی گفت: "من از رقبا خود در تجارت خارج شدم و اکنون ما دوباره تحت تأثیر قرار می گیریم.""به تعداد تبلیغات در اینجا نگاه کنید. روزی که ما یک تبلیغ را روی دیوار قرار می دهیم ، کسی می آید و روی آن می چسباند. "
آنها به جای انجام کاری غیرقانونی برای پوشاندن بدهی های خود ، مانند سرقت یا قاچاق ، ابتدا زندگی را نجات می دهند. این بهره برداری نیست.
- Nasser Simforoosh ، دکتر پیوند کلیه
بیشتر افراد می توانند با تنها یکی از دو کلیه خود زندگی سالم داشته باشند. اما سازمان بهداشت جهانی و سایر نهادهای بین المللی به شدت با تجاری سازی فروش اندام مخالف هستند و استدلال می کنند که از فروشندگان بهره برداری می کند و پزشکان را به انجام مراحل خطرناک سوق می دهد.
امسال ، یک کنفرانس واتیکان در مورد قاچاق اندام انسان از همه کشورها خواست تا پرداخت به اهدا کنندگان عضو را "به عنوان جرایمی که باید در سراسر جهان محکوم شوند و به طور قانونی در سطح ملی و بین المللی تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند ، تشخیص دهند.
طرفداران سیستم ایران اصطلاح "کمکهای پرداخت شده" را به "فروش اندام" ترجیح می دهند. روحانیون مسلمان شیعه ایران تا زمانی که هیچ آسیبی به فروشنده وارد نشود ، پرداخت کلیه ها را تأیید کرده اند.
چند سال پیش ، گزارش های رسانه های داخلی حاکی از آن است که صدها عمل جراحی غیرقانونی سالانه اتفاق می افتد ، اغلب در بیمارستان ها و کلینیک های خصوصی برای بیماران ثروتمند از کشورهای خلیج فارس. مقامات ایرانی گفتند که آنها از آن زمان رویه هایی را محکم کرده اند تا اطمینان حاصل کنند که فقط ایرانیان پیوند دریافت می کنند و جراحی در بیمارستان های دولتی انجام می شود.
آنها گفتند که خریداران و فروشندگان تحت غربالگری پزشکی و روانی و همچنین بررسی برای جلوگیری از تبانی یا تبادل پول در خارج از کانال رسمی قرار می گیرند.
بنیاد کلیه ایران ، آژانس دولتی که برنامه پیوند را اداره می کند ، گفت: گیرندگان 4600 دلار را پرداخت می کنند ، که فروشنده پس از اتمام عملیات دریافت می کند. دولت برای عمل جراحی پرداخت می کند ، و بنیاد یا یک گروه خیریه ممکن است در صورت نیازمندانه هزینه های اضافی را نیز داشته باشد.
نوشین بیداریگ ، هماهنگ کننده پیوند بنیاد گفت: "تا آنجا که ما نگران هستیم ، هیچ کس نمی تواند کلیه را به صورت خصوصی بفروشد.""مردم تبلیغات خیابانی را از جهل خارج می کنند."
بیداریگ گفت اگر فروشندگان خواستار پول بیشتری شوند ، از سیستم خارج می شوند و عملیات لغو می شود.
اما پزشکان تصدیق می کنند که متوقف کردن پرداخت های جانبی دشوار است.
یک مورد از این دست شامل یک مرد 78 ساله آمریکایی ایرانی از لس آنجلس است که در حالی که منتظر یک اندام بود ، تحت درمان دیالیز برای بیماری کلیه قرار گرفت.
او دو فرزند بزرگسال داشت که مایل به اهدای عضو بودند ، اما طبق گفته دانوویچ ، پزشک خود در UCLA ، او نمی خواست آنها را در معرض خطر قرار دهد. گزینه دیگر او کلیه از کسی بود که تازه درگذشت ، معمولاً در یک تصادف.
میانگین انتظار برای آن کلیه در ایالات متحده بیش از 3 سال است. با نزدیک به 100000 آمریکایی در صف ، 12 روز هر روز می میرند ، طبق گفته شبکه یونایتد برای اشتراک اندام.
بنابراین این مرد به تهران سفر کرد و شش ماه پس از ثبت نام در بنیاد ایران ، کلیه را در کلینیک Simforoosh دریافت کرد.
دانوویچ گفت این مرد به او گفت که 7000 دلار به یک اهدا کننده 27 ساله که خواستار پول اضافی شده بود ، پرداخت کرده است. با تماس تلفنی ، بیمار از بحث در مورد جراحی خود خودداری کرد.
Simforoosh گفت که پیوند موفقیت آمیز است و اگر مرد پول اضافی بپردازد ، او از آن خبر نداشت.
سیمفرووش گفت: "اگر او پرداخت می کرد ، تا زمانی که او داوطلبانه این کار را انجام داد ، چیز بدی نیست.""رهبران مذهبی ما گفته اند تا زمانی که شما یک زندگی را نجات می دهید ، خوب است."
پزشکانی که مخالف فروش کلیه هستند ، می گویند چنین پرداخت های جانبی امیدهای کسانی را که تبلیغات خیابانی را قرار می دهند باعث می شود.
Behrooz Broumand ، یک نفرولوژیست و دبیر امور بین الملل انجمن پیوند عضو ایران گفت: "قیمت بالاتر و بالاتر خواهد رفت.""تجارت پیوند گرایی یک نژاد است. تا زمانی که فقر وجود داشته باشد ، آنها نمی توانند جلوی آن را بگیرند. "
متخصص پیوند کلیه ناصر سیمفرووش با بیمار در مرکز پزشکی شهید لابابافی نژاد در تهران.
حتی برای فروشندگانی که از قوانین پیروی می کنند ، همه چیز همیشه به راحتی پیش نمی رود.
یکی از فروشندگان ، با پوشیدن یک شال سیاه و ویسور ، صبح اخیر به بنیاد کلیه رفت تا از عملکرد وی سؤال کند. بیمار زن بزرگتر که با او هماهنگ شده بود ، مشکل تیروئید داشت که عمل جراحی را به طور نامحدود به تأخیر انداخت.
طلاق 35 ساله ، که خواسته بود فقط به عنوان سارا شناخته شود زیرا به خانواده اش گفته نشده است که کلیه خود را می فروشد ، گفت: مشکلات او از زمانی شروع شدحدود 6000 دلاردوست او به طور پیش فرض و سارا ، کارمند یک شرکت نرم افزاری خصوصی ، هیچ راهی برای بازپرداخت آن با حقوق ماهانه 420 دلار نداشت.
او پس از جستجوی راه هایی برای کسب درآمد سریع ، این ایده را برای فروش کلیه خود در اینترنت بدست آورد. او تبلیغات خیابانی را قرار داد ، اما دو بار توسط کارگزارانی که خواستار ارسال چند صد دلار برای ترتیب فروش بودند ، فریب خورد ، سپس ناپدید شد.
سارا گفت: "من یاد گرفتم که راه قانونی بهترین راه است."
او تصمیم گرفته بود که از گیرنده بالقوه خود که شوهرش پیک موتور سیکلت کم درآمد بود ، برای پول در کنار خود نپرسد. اما شش ماه پس از ثبت نام در بنیاد ، او هیچ ایده ای برای پرداخت هزینه نداشت ، و کارمندان گفتند که آنها نمی توانند او را با یک بیمار دیگر مطابقت دهند.
او گفت: "من ناامید هستم.""من باید امرار معاش کنم."
رضه نیز به طور فزاینده ای نگران بود.
وی گفت: "من پنج روز دارم."این مهلت برادرش برای بازپرداخت وام که رزی را از زندان وثیقه می کرد ، بازپرداخت کرد. پس از آن ، این بانک می تواند آپارتمان اقوام خود را به دست بگیرد و Rezaei را می توان بازداشت کرد.
مهلت گذشت. آگهی رزی به دیوار ساختمان پزشکی گیر کرده است ، اما شماره تلفن وی بدون پاسخ زنگ می زند.
بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : صدرا ذوالریاستین
بازدید : 50
تاريخ : سه
شنبه
22 فروردين
1402 ساعت: 16:03