در این مقاله به بررسی میزان قیاس بین توسعه ناپایدار و یک طرح پونزی می توان پرداخت. یک طرح پونزی نوعی استراتژی سرمایه گذاری کلاهبرداری و یک شکل شدید از عدم موفقیت در بازار است که ناشی از تصمیمات آگاهانه بر اساس معیارهای مشکوک است. نیروی محرکه فریب فردی و جمعی و خود فریب است. توسعه ناپایدار امکان پذیر است زیرا فعالیت های اقتصادی غالباً از تأثیرات زیست محیطی مرتبط با آن فاصله می گیرند ، از نظر مکانی و زمانی. همانطور که در یک طرح کلاسیک پونزی ، این باعث جدایی بین لذت بردن از مزایا و کفر در قالب ناپایدار بودن نهایی می شود. این فریب مربوط به بی اعتنایی به یا پنهان کردن کفر و بروز ناعادلانه آنها است.
قیاس با طرح های پونزی را می توان در رابطه با کاهش منابع ، تخریب محیط زیست یا استانداردهای زندگی ناپایدار درک یا دلالت کرد ، و همچنین وقتی سؤالاتی در مورد توجیه مداخلات ظاهراً برای ترویج پایداری مطرح می شود. بیشتر نگرانی های زیست محیطی ، به ویژه با تأثیرات میان مدت و طولانی مدت ، پتانسیل ایجاد چنین برداشت هایی را دارد: نمونه ها شامل تغییرات آب و هوایی ، زباله های هسته ای ، ضایعات خطرناک ، مواد سمی ، تخریب خاک ، کاهش تنوع زیستی و کاهش سهام ماهی است.
چشم اندازها تحت تأثیر تعریف و دامنه پایداری ، ماهیت تغییر تکنولوژیکی ، فریم های زمانی و ناسازگاری زمان و مفاهیم سهام عدالت است. این عوامل منعکس کننده تنش های اساسی بین پیگیری پایداری و بازی آزاد نیروهای بازار است که با ناهماهنگی بین عقلانیت فردی و جمعی تشدید می شود. این معضلات با عدم اطمینان پیچیده می شوند ، که توسط غیرقابل پیش بینی ذاتی ناپیوستگی ها تشدید می شود. آگاهی ، دانش و آگاهی هم از نظر مفهومی و هم از نظر درجه ای متفاوت است ، به گونه ای که Ponzi-ism حتی ممکن است سهوائی باشد. سوال نهایی این است که چه چیزی شناخته شده است - چه زمانی ، چه کسی و به چه روشی؟این داروها در تصمیم گیری آگاهانه ، اجماع در مورد موضوعات کلیدی سهام و کارآیی و شناخت صریح حقوق مالکیت محیط زیست نهفته است.
شرایط صفحه اول
کلید واژه ها:
بخش ها:
طرح کلی
یادداشت های ویرایشگر
این مقاله توسط دو داور ناشناس بررسی شده است
متن کامل
1. طرح های پونزی: فریب فردی و جمعی و فریب خود
1 "تحقیر محیط زیست ممکن است به عنوان نوعی طرح جهانی پونزی تصور شود ، سرمایه گذاران اولیه که به خوبی انجام می دهند ، افراد بعدی همه چیز را از دست می دهند."(پائولوس ، 1996 ، ص 96).
2 طرح پونزی نوعی استراتژی سرمایه گذاری کلاهبرداری است. به طور معمول کلاهبرداران نوید بازده بسیار بالایی را می دهند ، و از پول استخدام کنندگان جدید به این طرح برای پرداخت سرمایه گذاران در مراحل اولیه استفاده می کنند ، تا این طرح چنان بزرگ شود که ورود پول جدید کافی نباشد. در این مرحله این طرح در میان تلفات و توهین ها فرو می ریزد (ساندر ، 2009 ، ص 2). این کلاهبرداری اغلب توسط واسطه هایی که بی پروا و سهل انگاری هستند و نه نامشخص است ، کمک می کند و سرمایه گذاران را به سمت این طرح راهنمایی می کنند. ذینفعان به خوبی آگاه و ناسازگار هستند (مروج طرح) ، به طرز عمدی و سهل انگاری آگاه (واسطه ها) ، یا آگاهانه اما خوشبخت (سرمایه گذاران که قبل از فروپاشی وجوه خود را پس می گیرند). قربانیان ، کسانی که با سرمایه گذاری های بی ارزش باقی مانده اند ، هم آگاه نیستند و هم بدشانس هستند.
3 این در اصل نوعی از شکست بازار است که با عدم تقارن شدید اطلاعات مشخص می شود. سرمایه گذاران به طور جدی آگاه هستند: نه تنها مروج طرح گمراه کننده و دروغ به آنها دروغ می گویند ، بلکه یک عنصر همدستی نیز از طرف کسانی که به درستی در بررسی نادرست اطلاعات نادرست هستند ، وجود دارد. بنابراین قضاوت سرمایه گذاران با تعلیق کفر تحریف می شود که در غیر این صورت آنها را در برابر حسابداری مات و وعده های بازده غیرقابل تحمل هشدار می دهد. به طور خلاصه ، قربانیان به آنچه می خواهند باور کنند اعتقاد دارند.
4 پیش شرط اساسی دیگر برای عملکرد یک طرح پونزی ، جدایی بین فعالیت اولیه (سرمایه گذاری های اولیه) و نتیجه نهایی (فروپاشی طرح) است. جدایی همیشه زمانی است ، اما ممکن است جغرافیایی و اجتماعی نیز باشد. قربانیان عواقب اقدام قبلی ذینفعان را متحمل می شوند. ناتوانی قربانیان در تشخیص ماهیت کلاهبرداری این طرح می تواند با فاصله یا ناآشنا بودن با ماهیت برنامه های سرمایه گذاری ظاهراً پیشرفته تشدید شود.
5 اگر توسعه پایدار یک رویکرد آگاه ، منطقی و مسئول برای سرمایه گذاری در آینده جامعه باشد ، ممکن است یک مسیر توسعه بدون این ویژگی ها به عنوان ناپایدار مشخص شود.
6 در تقابل پایداری و قیاس های ناپایدار با رابطه بین یک سرمایه گذاری صادقانه و یک طرح پونزی قابل ترسیم است. توسعه ناپایدار توسط فریب فردی و جمعی و فریب خود هدایت می شود. فعالیت های اقتصادی غالباً از تأثیرات زیست محیطی مرتبط با آنها فاصله می گیرند ، از نظر مکانی و زمانی. همانطور که در یک طرح کلاسیک پونزی ، این باعث جدایی بین لذت بردن از مزایا و کفر در قالب ناپایدار بودن نهایی می شود. این فریب مربوط به بی اعتنایی به یا پنهان کردن کفر و بروز ناعادلانه آنها است.
7 پائولوس (1996 ، ص . 96) عنصر قوی خود فریب را مشخص می کند و خواستار اقدام برای "جلوگیری از پونزی های خودمان" است. این یک سؤال را ایجاد می کند: "ما" چه کسانی هستند؟پاسخ به طور کلی هر کسی است که از فعالیت های اقتصادی که به طور کامل در تأمین هزینه های زیست محیطی همراه خود سود می برد ، سود می برد و پس از آن از نظر مالی یا در غیر این صورت از آسیب های زیست محیطی رنج می برد. در این روش تعریف شده است ، تقریباً کل جمعیت جهانی را می توان در شرایطی که توسط کلاهبرداری ایجاد شده است به عنوان زندگی ، آگاهانه یا در غیر این صورت توصیف کنید. با این حال ، مقصر بودن و مدرک آن بستگی به بروز فعالیت اقتصادی و آسیب های زیست محیطی دارد.
8 در حالی که لزوماً شامل فریب صریح نیست ، حقوقی بیش از ظرفیت محیط زیست می تواند موازی با یک طرح پونزی باشد. این در شناخت حقوق به اصطلاح پدربزرگ مشاهده می شود ، به موجب آن استفاده موجود مجاز به ادامه کار است ، به طور مؤثر یک حق دارایی را که می تواند به تازه واردان فروخته شود ، ارائه می دهد. اگرچه می توان آن را نسبت به روش جایگزین حراج حقوق عادلانه تر دانست ، اما پدربزرگ می تواند از نظر سیاسی آسان تر باشد زیرا مخالفت گروه های ذینفع مستقر را خریداری می کند. این که آیا این حقوق مالکیت باید شناخته شود ، سوالی است که تمایل به مبهم شدن دارد ، با یک عنصر ضمنی فریب. پدربزرگ در مقیاس جهانی ممکن است از تحریک عدم تعادل شدید در استفاده از منابع زیست محیطی استنباط شود: به عنوان مثال آیا ایالات متحده حق دارد سطح مصرف سرانه انرژی تقریباً 16 برابر هند را داشته باشد؟
9 تأیید مسئله به طور کلی اغلب با انکار خاص مسئولیت ترکیب می شود. خط ضمنی این است که دیگران ممکن است پونزی باشند اما ما در کل قربانیان هستیم. این توسط "یک مقام ارشد در وزارت امور خارجه [هند] نشان داده شده است [که] خط آمریکا را به عنوان" بچه هایی با چاقی ناخوشایند توصیف می کند که به بچه هایی می گویند که تازه از ظرافت بیرون می آیند تا به رژیم اضطراری بپردازند ". هند از [افزایش انتشار گازهای گلخانه ای خود دفاع می کند] به دلایل اخلاقی: مردم آن حق ثروت یکسانی دارند. گرم کردن کمتر از یک کشاورز معیشت [sic] "(اقتصاددان ، 2008 ، ص 30). در حالی که آمریکا ممکن است چاقی بیشتری نسبت به هند داشته باشد ، راه حل ظهور برای افراد ثروتمند در هند برای پیوستن به رده های چاقی نیست - دقیقاً مثل اینکه یک طرح پونزی توسط قربانیان اولی انجام شود ، این امر آن را به یک سرمایه گذاری قانونی تبدیل نمی کند.
10 دامنه Ponzi-ism در جایی افزایش می یابد که حقوق مالکیت محیط زیست تعریف نشده باشد. این پدیده با نتایج غالباً منحرف برنامه هایی که برای کمک به قربانیان بالقوه طراحی شده اند ، نشان داده شده است ، که با استفاده از رفتارهای اجاره ای با استفاده از عدم شفافیت در مدیریت برنامه و با توجه به حقوق مالکیت تحریف می شوند. نتیجه می تواند افزایش بار آسیب های زیست محیطی ناشی از ذینفعان مورد نظر باشد. به عنوان مثال ، برنامه مناطق مستعد خشکسالی هند (DPAP) برای ولسوالی ها "با فراوانی بارندگی - کمک کرده است - اما در جایی که یک بخش ، فقیر ، می تواند خشکسالی حاد شود". این امر منجر به جابجایی منابع آب شده است: "حدود 73 درصد از نیشکر تولید شده در ایالت [از ماهاراسترا] در بلوک های DPAP رشد می کنند! ص 319). شرایطی که "حدود دو درصد از کشاورزان در ایالت از حدود 70 درصد از [آب آبیاری] استفاده می کنند" منجر به "خشکسالی کشاورزی می شود ، حتی در مواردی که خشکسالی هواشناسی وجود ندارد."(Sainath ، 1996 ، p. 320). اگر فقرا به عنوان یک ملک به آب دسترسی داشته باشند ، ممکن است به طور مؤثرتر و عادلانه مدیریت شود.
11 دیدگاه کاملاً متفاوتی توسط لومبورگ ارائه می شود ، که تعصب ذاتی نسبت به منفی در درک کیفیت محیط را درک می کند ، به گونه ای که "جریان اطلاعاتی که ما دریافت می کنیم ذاتاً از بین می رود". او در جبران این تعصب مشکل را می بیند زیرا "از نظر تاریخی و شاید از نظر بیولوژیکی ما مایل به استقبال از اخبار منفی هستیم" (لمبورگ ، 2001 ، ص . 42). پیش بینی نسبت به منفی ، مطمئناً در سرمایه گذاران طرح پونزی آشکار نمی شود ، که تمایل دارند در هنگام تعلیق مایل به کفر ، اخبار بد را نادیده بگیرند که بازده هایی را ارائه می دهند که به معنای واقعی کلمه خیلی خوب هستند تا درست باشند.
با این وجود ، "ما باید با اسطوره اقتصاد خود که محیط زیست را تحت تأثیر قرار می دهد مقابله کنیم" (لمبورگ ، 2001 ، ص 32). استنباط این است که "ما" درگیر خود فریب هستیم. از نظر لمبورگ این فریب توسط متخصصان محیط زیست تقویت می شود که موعظه می کنند "لیتری محیط وخیم تر ما" (لومبورگ ، 2001 ، ص 3) ، که نشان می دهد ، هرچه انگیزه های آنها باشد ، "لایتنیست ها" ممکن است گونه ای از پونزی باشند.
از طرف دیگر ، "لایتانیست ها" می توانند ادعا كنند كه عنصری از Ponzi-ism در حفظ چشم انداز سعادت روزافزون در حالی كه خطرات زیست محیطی را پایین می آورد ، وجود دارد. لومبورگ مجموعه عظیمی از "حقایق" زیست محیطی را ارائه می دهد. اما باید تشخیص داد که تغییر ثابت است ، و چالش های جدید همیشه در چشم انداز است (برای بحث بیشتر در مورد دیدگاه لمبورگ ، به Barrass ، 2003 مراجعه کنید).
2. توسعه اقتصادی و تأثیرات زیست محیطی
14 یک طرح پونزی اطمینان از مرگ خود را دارد. توسعه اقتصادی بسته به پایداری آن ، پتانسیل تخریب خود را دارد. ساکس (2009 ، صص 80-81) "پارادوکس غنی سازی" را مشخص می کند ، به موجب آن "موفقیت حیاتی بشریت در تخصیص ثروت زمین نیز می تواند سقوط آن باشد" ، که منجر به "موفقیت های گذرا از صنعتی شدن تا نقطه اکولوژیکی می شود. سقوط - فروپاشی".
15 اقتصاد بازار شباهت هایی با زیست شناسی تکاملی دارد که در آن موفقیت کوتاه مدت می تواند به یک بن بست بلند مدت منجر شود. رقابت مشابه "مسابقه تسلیحات" درون گونه است (داوکینز ، 2009 ، ص 383): اگرچه "انتخاب طبیعی می تواند جمعیتی را به سمت انقراض سوق دهد. آخرین نفر می میرد. "(داوکینز ، 2009 ، ص 390). بازارها به طور معمول بی حوصلگی را نشان می دهند و آینده را با هزینه بقای طولانی مدت تخفیف می دهند: به عنوان مثال می توان گونه های آهسته در حال رشد را به طرز غیرقابل تحمل برداشت کرد و در نتیجه از بین رفتن تنوع زیستی (ساکس ، 2009 ، PP39-41).
16 فرآیند تغییر ممکن است ناگهانی یا تدریجی باشد و هر یک تهدیدهای احتمالی را تحمل می کند. فرآیندهای بسیار پیچیده می توانند اثرات چشمگیر ناگهانی داشته باشند ، که توسط تعامل عوامل ایجاد کننده ایجاد می شود. بنابراین "هنگامی که یک سیستم طبیعی با آستانه های همراه با بازخورد مثبت مشخص می شود ، احتمالاً با تغییرات ناگهانی [ناشی از] واکنش زنجیره ای از بازخورد مثبت مشخص می شود" (ساکس ، 2009 ، ص 79). اقدامات انسانی بدون در نظر گرفتن فشارهایی که بر روی سیستم های زیست محیطی ایجاد می شود ، می تواند منجر به "عواقب شدید و غیرقابل پیش بینی" شود (ساکس ، 2009 ، ص 79).
3. نمونه هایی از ناهماهنگی مکانی و زمانی
17 یک طرح پونزی نیاز به جدایی بین مزایا برای عاملان و تأثیرات بر قربانیان دارد. به طور مشابه ، توسعه ناپایدار می تواند نتیجه ای از بروز مکانی ناهموار مکانی و زمانی توسعه اقتصادی و تأثیرات زیست محیطی باشد. بیشتر تأثیرات زیست محیطی ، به ویژه مواردی که دارای یک بازه زمانی طولانی هستند ، می توانند از مزایا و هزینه های نهایی جداسازی مانند پونزی تولید کنند: نمونه ها شامل تغییرات آب و هوایی ، مدیریت پسماند رادیواکتیو ، ضایعات خطرناک ، استفاده از مواد سمی ، تخریب خاک ، کاهش یافته است. تنوع زیستی و کاهش سهام ماهی.
18 یک نمونه به صورت گرافیکی توسط جارد الماس به شرح زیر است: "علی رغم آغوش دیرینه مونتانانی ها از معدن. برخی. اکنون به صورت گذشته نگر می گویند وقتی ما هزینه های تمیز کردن معدن چند میلیارد دلاری را که توسط مالیات دهندگان ما با ما مونتانا مقایسه می کنیم مقایسه می کنیم. درآمد گذشته از معادن آن. ما می دانیم که اگر هرگز به هیچ وجه مس را استخراج نمی کرد ، مونتانا در دراز مدت بهتر می شد "(الماس ، 2005 ، ص 38). استخراج مزایا که هزینه های آسیب محیطی نهایی به دیگران را ترک می کند ، عنصر قوی Ponzi-ism را دارد: "تا سال 1971 ، شرکت های معدن در مونتانا در تعطیل کردن یک معدن فقط آن را ترک کردند. زیرا ایالت مونتانا هیچ قانونی برای پاکسازی شرکت ها نداشتبعد از بسته شدن من. "(الماس ، 2005 ، ص . 428).
4- پایداری قوی و ضعیف
19 کلاهبرداری ذاتی در یک طرح پونزی در محرومیت قربانیان از حق وعده داده شده به آنها نهفته است. در زمینه پایداری ، این سؤالی را ایجاد می کند که دقیقاً در تعهد به توسعه پایدار چه درگیر است. و برعکس ، اگر یک مسیر توسعه ثابت کند که ناپایدار باشد ، ماهیت هرگونه نقض اعتماد چیست.
20 در حالی که ممکن است توافق گسترده ای وجود داشته باشد که فعالیت اقتصادی باید پایدار باشد ، ماهیت پایداری اغلب تعریف نشده است. دو تعریف از پایداری ، قوی و ضعیف وجود دارد ، و به نظر می رسد که در عمل تعهد در جایی در محدوده بین این افراط و تفریط قرار دارد ، شاید به سمت نسخه ضعیف باشد.
21 تفاوت بین پایداری قوی و ضعیف در تمایز بین سرمایه طبیعی و دست ساز و درجه جایگزینی بین آنها نهفته است. پایداری قوی ممکن است به عنوان نیاز به نگهداری از کل سرمایه و سرمایه طبیعی یا حفظ سهام فیزیکی سرمایه طبیعی بحرانی تعریف شود ، یعنی سرمایه ای که نمی تواند توسط سرمایه ساخته شده توسط انسان جایگزین شود (Neumayer ، 1999 ، p. 27). پایداری ضعیف از پیش شرط های دقیق کمتری برخوردار است و فقط نیاز به حفظ ارزش سهام کل دارد. این به معنای جایگزینی بین سرمایه طبیعی و انسان است (Neumayer ، 1999 ، p. 23).
22 در عمل این بدان معنی است که استفاده از انرژی از سوخت های فسیلی و انرژی هسته ای باعث رشد اقتصادی می شود که می تواند منابع نسل های آینده را برای مقابله با اثرات تغییرات آب و هوا و مدیریت میراث زباله های هسته ای فراهم کند. حتی اگر سود حاصل از تولید انرژی معمولی در توسعه انرژی تجدید پذیر سرمایه گذاری شود ، حتی می تواند با پایداری قوی سازگار باشد (Neumayer ، 1999 ، ص . 27). اگر این اتفاق نیفتد ، به نسل های آینده وعده های دروغین داده می شود ، مانند قربانیان طرح های پونزی.
23 ناپایدار بودن را می توان به روش های مختلف آشکار کرد:
کاهش منابع محیطی و ظرفیت جذب ؛
میراثی از تخریب محیط زیست که باید مدیریت شود.
استانداردهای زندگی ناپایدار هستند و در آینده پایین تر خواهند بود.
24 از این موارد ، 3 مورد به وضوح موردی برای توسعه ناپایدار است. هر دو 1 و 2 می توانند با پایداری ضعیف سازگار باشند ، مشروط بر اینکه سرمایه گذاری کافی برای تهیه اقدامات تطبیقی و درمانی وجود داشته باشد. حتی پایداری قوی ممکن است در آن جای بگیرد ، اما تنها در صورتی که تاثیری در سرمایه طبیعی بحرانی نداشته باشد.
25 پیامدهای این بینش ها این است که پایداری با هدف قرار دادن غیرمستقیم حاصل می شود. قیاس با علم موشک وجود دارد ، به موجب آن فضاپیما در پیگیری یک دوره بیضوی از نیروهای گرانشی استفاده می کند. این مفهوم یک مسیر پایداری با نتیجه گیری های حاصل از مدل یکپارچه پویا نوردوهاوس از آب و هوا و اقتصاد (DICE) نشان داده شده است ، که "باید برای کاهش انتشار کربن در آینده نزدیک انجام شود ؛ این کنترل کربن را باید وارد کردتأثیر به شیوه ای فزاینده ، اما تدریجی ، از چندین دهه از این پس ... که سرمایه گذاری در سرمایه فیزیکی و انسانی اکنون عادلانه تر (و کارآمدتر) خواهد بود تا بتواند پایه تولیدی اقتصادها را ایجاد کند (از جمله ، به ویژه ، فقیرکشورها) ، و بودجه را برای رفع مشکلات تغییرات آب و هوا در یک سال بعد منحرف می کنند "(Dasgupta ، p. 5).
26 با این حال ، لازم است اطمینان حاصل شود که سرمایه گذاری تولیدی از نوع درست است و مشکل را تشدید نمی کند. مشکلات ذاتی به شرح زیر شرح داده شده است: "معیارهای" ضعیف "و" قوی "... حاکی از یک روند تصمیم گیری متمرکز و یک فرایند تصمیم گیری و یک تصمیم گیرنده است که به نمایندگی از" جامعه "در بین برنامه ها و برنامه های جایگزین تصمیم می گیرداما دنیای واقعی به هیچ وجه اینگونه نیست. در واقعیت ، تقریباً تمام تصمیمات اقتصادی در بین بسیاری از علایق باریک تر غیر متمرکز است ... حتی با بهترین اهداف در مورد نسل های آینده و رفاه سیاره ای ، بیشتر تصمیم گیرندگان در یک باریک تر بهینه تر می شوندمتن "(آیرس و همکاران ، 1998 ، صص11-12).
27 این مشکلات ممکن است به ویژه حاد باشد ، همانطور که در مورد تغییرات آب و هوایی ، جایی که در مواجهه با یک تهدید جهانی ، یک پاسخ هماهنگ مورد نیاز است. در اجلاس تغییر آب و هوا در کپنهاگ در سال 2009 ، گروه کشورهای در حال توسعه G77 خواستار ایجاد یک نهاد سازمان ملل "با قدرت برای هدایت یک انتقال در سراسر جهان به دور از اقتصاد کربن بالا" شدند (جها ، 2009). دشواری این است که "جهت" از بالا به پایین را با ماهیت غالباً بد اخلاق و از پایین به بالا نوآوری و تغییر تکنولوژیکی آشتی دهید.
28 با توجه به پتانسیل طرح پونزی ، مسئله اصلی دامنه فریب است: ارائه نادرست از زنده ماندن استانداردهای زندگی فعلی (مورد 3) یا سطح سرمایه گذاری مورد نیاز یا اختصاص یافته برای اطمینان از پایداری ضعیف یا قوی. این به نوبه خود سؤالاتی را در مورد مشوق های فریب و ساختارهایی که می توانند از آن جلوگیری کنند ، ایجاد می کند.
5. ماهیت تغییر تکنولوژیکی
29 برای جلوگیری از "پونزیس های خودمان" ، بسیار مهم است که ساختار مشوق ها باید به سمت توسعه پایدار اشاره کنند. جایگزینی طبیعی با سرمایه دست ساز لزوماً پایداری را حتی به شکل ضعیف خود تضمین نمی کند. همه چیز به شخصیت و استفاده از سرمایه ساخته شده توسط انسان و به ویژه ماهیت تغییر تکنولوژیکی بستگی دارد. اگر توجه کافی به تأثیرات گسترده تر توجه شود ، نتیجه می تواند ناکارآمدی اقتصادی و ناپایدار بودن نهایی باشد.
30 تاریخ توسعه صنعتی پس از جنگ جهانی دوم خطرات ناپایدار و نیاز به اقدامات درمانی را برای بازگشت به توسعه به یک مسیر پایدار نشان می دهد. کنفرانس سازمان ملل متحد در سال 1972 در مورد محیط زیست انسانی (سازمان ملل ، 1972) خاطرنشان کرد: "توانایی انسان برای تقویت کیفیت زندگی" ، بلکه انجام "آسیب های غیرقابل محاسبه به انسان و محیط زیست انسان" و توجه به "سطح خطرناکآلودگی در آب ، هوا ، زمین و موجودات زنده ؛ اختلالات عمده و نامطلوب به تعادل زیست محیطی زیست کره ؛ تخریب و کاهش منابع غیر قابل تعویض ؛ و کمبودهای ناخالص ، مضر برای سلامت جسمی ، روحی و اجتماعی انسان ، در انسانمحیط ساخته شده ، به ویژه در محیط زندگی و کار "، که منجر به" یک نکته "می شود. این کنفرانس سازمان ملل متحد می تواند به عنوان یک نقطه عطف تلقی شود و باعث آگاهی از ناپایدار بودن مسیر توسعه در دهه نوزده و شصت و شصت و نیازهای متعاقب آن برای رفع عقب مانده از غفلت محیط زیست می شود. این تفکر بر توسعه ابتکارات سیاسی ، مانند - به عنوان مثال - اولین برنامه اقدام زیست محیطی جامعه اروپا ، در سال 1973 افتتاح شد (به جامعه اروپا ، 1973 مراجعه کنید).
31 تأثیر مشوق های بدخیم به خوبی توسط تاریخ سیاست مشترک کشاورزی اتحادیه اروپا (CAP) نشان داده شده است. اهداف اصلی CAP ، مشخص شده در پیمان EEC در سال 1957 ، افزایش بهره وری کشاورزی و اطمینان از امنیت عرضه بود. حمایت از قیمت ها برای افزایش تولید انگیزه هایی ایجاد می کرد ، و توسعه کشاورزی در اصل برای افزایش تولید در نظر گرفته شده بود. نتیجه این بود که مازاد کشاورزی از طریق کشاورزی فشرده تولید می شد و عواقب جدی برای محیط زیست از استفاده بیش از حد از کودها و سموم دفع آفات انجام می داد. جهت گیری مجدد مشوق ها برای ترویج فن آوری های سازگار با محیط زیست و تکنیک های کشاورزی یک فرآیند پرخاشگر را اثبات کرد: در ابتدا مکانیسم های تشویقی مرتبط با محیط زیست بر روی قطعه قطعه اضافه می شدند ، و این سیاست را بدون دستاوردهای واضح برای محیط زیست پیچیده می کند (برای جزئیات بیشتر در مورد این مرحله از CAP، به Barrass & Madhavan ، 1996 ، pp. 264-65 مراجعه کنید).
6. فریم های زمانی و ناسازگاری زمان
32 اگر توسعه ناپایدار در واقع یک طرح پونزی باشد ، دامنه آن گسترده تر است و بازه زمانی آن طولانی تر از طرح کلاهبرداری معمولی است. میان مدت محیط زیست می تواند طی چند دهه امتداد داشته باشد ، زیرا عواقب غفلت برای آشکار شدن زمان می برد. طولانی مدت از نظر نسل ها تعریف شده است. تفاوت در بازه زمانی را می توان به شرح زیر نشان داد:
33 طرح معمولی پونزی: "بازده" شرکت کنندگان در اوایل با پرداخت های دریافت شده از شرکت کنندگان بعدی ، به جای بازده سرمایه گذاری ، تأمین می شود ، به طوری که این طرح در نهایت سقوط می کند و سرمایه گذاران را با اندکی یا چیزی رها می کند.
34 محیط زیست میان مدت: توسعه صنعتی بدون در نظر گرفتن حفاظت از محیط زیست انجام می شود و میراث آسیب های زیست محیطی (و از این رو هزینه های درمانی) باقی می گذارد ، به گونه ای که صنعتی شدن بعدی در استفاده از ظرفیت جذب کننده محیط زیست به شدت محدود می شود.
35 طولانی مدت محیط زیست: تأثیرات بین نسلی بالقوه به ویژه به دلیل مقیاس طولانی و به دلیل اینکه قربانیان (یا ذینفعان) هنوز متولد نشده اند ، به ویژه مشکل ساز هستند و بنابراین به طور مستقیم قادر به تأثیرگذاری بر تصمیمات امروزی نیستند.
36 این استدلال که فعالیت اقتصادی امروزی در حال تقلب آینده است ، توسط جو روم به صورت فصیحانه مطرح شده است: "ما راهی برای افزایش استانداردهای زندگی ایجاد کردیم که احتمالاً نمی توانیم به فرزندانمان منتقل شویم ، ما با کاهش همه ثروتمند شده ایمسهام طبیعی ما - آب ، هیدروکربن ها ، جنگل ها ، رودخانه ها ، ماهی ها و زمین های زراعی - و نه با تولید جریانهای تجدید پذیر "(فریدمن ، 2009).
37 تفاوت ها و شباهت ها در جدول زیر خلاصه شده است.
بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : صدرا ذوالریاستین
بازدید : 53
تاريخ : سه
شنبه
22 فروردين
1402 ساعت: 15:05