سلاح مخفی معامله گران حرفه ای

ساخت وبلاگ

من می خواهم با یک چالش بسیار جالب شروع کنم که توسط یک دوست ارشد معامله گر من به من داده شد.

بنابراین ، وقتی من یک معامله گر آماتور بودم ، این چالش توسط یک معامله گر حرفه ای به من داده شد و این بیش از یک دهه به عقب بود. این چالش بسیار ساده بود.

این معامله گر من را به چالش کشید که ما با همان سرمایه شروع خواهیم کرد و من هر کاری را که انجام می دهید دنبال می کنم ، بنابراین اگر می خواهید تجارت نوسان را انجام دهید ، من تجارت نوسان را انجام می دهم. اگر می خواهید معاملات Intraday را انجام دهید ، من معاملات Intraday را انجام می دهم و همان سهام را که تجارت می کنید تجارت خواهم کرد. بنابراین هر انتخاب سهام که انجام دهید ، من همان سهام را دنبال می کنم.

نه تنها این ، بلکه من نیز از همان جهت پیروی می کنم. اگر می خواهید یک تجارت طولانی داشته باشید ، و اگر می خواهید من یک تجارت کوتاه انجام دهم ، من تجارت کوتاه را انجام می دهم و از این گذشته ، من همان زمان ورود را به عنوان شما خواهم داشت و من نیز در همان زمان خواهم داشتاز خروج به عنوان شما.

سرانجام ، برای اطمینان از اینکه هیچ ابهام وجود ندارد ، وی گفت هر انتخابی از ابزاری که می خواهید در آن تجارت کنید مانند آینده ، گزینه ها یا بخش نقدی ، من مایل به تجارت در همان ابزار هستم. احساس می کردم کنترل کامل این چالش را دارم.

این امر به این دلیل است که من کسی هستم که تصمیم می گیرد که چه سهام را برای تجارت طولانی یا کوتاه انجام دهد ، خواه یک تجارت داخلی باشد و چه در نوسان. به نظر می رسید همه چیز در کنترل من است اما آنچه که درست پس از یک ماه از این چالش اتفاق افتاد ، معامله گر حرفه ای بسیار سودآورتر از من در پایان ماه بود.

چرا تفاوت؟

بنابراین ، معمایی که برای شما بچه ها ارسال می کنم به همین دلیل است که تفاوت بین عملکرد معامله گر حرفه ای و معامله گر آماتور است؟بنابراین ، در قلب این چالش ، یک سلاح مخفی وجود داشت که معامله گر حرفه ای که من از آن آگاه نبودم و به دلیل آن سلاح مخفی ، معامله گر حرفه ای به پایان رسید که سودآورتر از من است.

سلاح مخفی چیست؟

بنابراین ، آن سلاح مخفی چیست؟خوب ، سلاح مخفی اندازه موقعیت است.

اکنون ممکن است برخی از شما سر خود را خراشیده و این حس زیادی ایجاد نمی کند زیرا همانطور که گفتم ، در ابتدا ، که هر دو این معامله گران با همان سرمایه شروع به کار کردند. اگر آنها با همان سرمایه شروع می کنند ، چگونه ممکن است اندازه موقعیت یک شخص با شخص دیگر متفاوت باشد؟

خوب ، این امکان پذیر است و نه تنها ممکن است ، بلکه این سلاح مخفی است که معامله گران حرفه ای هر زمان که به آن نیاز دارند ، مستقر می کنند. روشی که من در معاملات می گذراندم این است که من 10 روپیه لاخ سرمایه داشتم و در هر تجارت ، کم و بیش معاملات به ارزش 10 روپیه لاخ را می گرفتم ، اما کاری که معامله گر حرفه ای انجام می داد این است که او بر اساس اندازه موقعیت خود را تغییر می دادمعیارهای خاص

آنچه اتفاق افتاد این است که معاملات جایی که من سودآور بودم ، او نیز سودآور بود زیرا او همان سهام را دنبال می کرد ، همان جهت ، همان ابزار ، در همان زمان ورود و خروج. با این حال ، از نظر مطلق ، او سودآورتر از من بود زیرا اندازه موقعیت وی در آن معاملات بالاتر بود.

به عنوان مثال ، بیایید بگوییم که من با 10 روپیه لاخ سرمایه گذاری در اعتماد به نفس خود گرفتم و من 1 ٪ سود را گفتم و من در آن یک تجارت 10،000 روپیه کردم ، اما او یک روپیه 20 یا حتی 30 لاخ را به ارزش می برد. معاملاتبنابراین ، با همان ورود ، همان خروج و همان انتخاب ساز ، سود مطلق وی در این تجارت ، بیایید بگوییم 20،000 روپیه یا 30،000 روپیه. درست.

اینگونه است که او اطمینان می داد که در معاملات موفق به عنوان موقعیت موقعیت بزرگتر.

در مورد معاملات باخت چطور؟خوب ، در تجارت از دست دادن آنچه من مشاهده کردم این بود که اندازه موقعیت وی از اندازه موقعیت من کوچکتر بود. اگر من تجارت کردم که اشتباه کردم و من از دست دادم که می گویم 1 ٪ در مورد تجارت ، بنابراین در 10 روپیه لاخ می گویند من 10،000 روپیه را از دست دادم که او با یک سرمایه پایین تر ، اندازه موقعیت پایین تر ، همان تجارت را می گرفت. روپیه لاخ و به همین ترتیب ضرر مطلق وی در این تجارت 5000 روپیه بوده است.

بنابراین ، بچه ها ، آیا این روند را در اینجا می بینید با اطمینان از اینکه در معاملات سودآور ، او اندازه موقعیت بزرگتر داشت و در تجارت باخت ، اندازه موقعیت پایین تری داشت. این معامله گر حیرت انگیز اطمینان داد که او بسیار سودآورتر از من است حتی اگر من کسی بودم که تقریباً هر جنبه مهم تجارت را تصمیم می گرفتم.

بعد از اتمام این چالش وقتی فهمیدم چه اتفاقی می افتد ، تأثیر ماندگار بر سبک تجارت من گذاشت و از آن تاریخ تا این تاریخ ، من هنوز هم از این تکنیک استفاده می کنم که این معامله گر به من آموخته است و من مزایای آن را می بینمسطح روز.

من می دانم که حتی اگر می توانم به شما بگویم که اندازه موقعیت یک سلاح مخفی بود که این معامله گر حرفه ای برای پیروزی در این چالش استفاده می کرد ، اما هنوز سؤالات بی پاسخ بسیار مهمی وجود دارد که ممکن است در ذهن شما اتفاق بیفتد.

بنابراین ، سؤال شماره یک این است که چگونه آن معامله گر می داند که تجارت چه سودآور خواهد بود و کدام معاملات غیر سودآور خواهد بود؟ثانیا ، قوانینی که وی برای تصمیم گیری در مورد اندازه موقعیت استفاده می کرد ، چیست؟

بنابراین ، مطمئناً اندازه موقعیت یک زمینه بسیار گسترده است و همه چیز را نمی توان در این یک فیلم خاص پوشانده کرد.

بنابراین ، آنچه من به همه شما توصیه خواهم کرد این است که کتاب بسیار جالبی به نام یک راهنمای قطعی برای اندازه گیری موقعیت توسط ون تارپ است. او یک معامله گر کهنه کار در بازار ایالات متحده است و این کتاب را نوشته است که چارچوبی از چگونگی فکر کردن در مورد ریسک ، پاداش و اینکه چگونه باید موقعیت خود را بر اساس آن اندازه بگیرید ، به شما می دهد. اکنون این کتاب کمی فنی است و همچنین کمی گران است ، بنابراین می توانم درک کنم که همه شما نمی توانید این کتاب را بخرید و از این کتاب یاد بگیرید.

اما کاری که ما می توانیم انجام دهیم این است که اگر شما بچه ها در مورد اندازه گیری موقعیت و اندازه هنر موقعیت یابی جدی هستید ، در مورد این ویدیوی خاص به ما بازخورد دهید. بنابراین به ما لایک بدهید ، به ما اظهار نظر کنید که می خواهید ترفندهایی را برای اندازه گیری موقعیت خود بیاموزید تا اطمینان حاصل کنید که سود بیشتری کسب می کنید و ضررهای کمتری را کسب می کنید.

باید بدانم که شما درست جدی هستید. اگر جدی باشید ، ما وقت بیشتری را صرف می کنیم و در این مورد صحبت خواهیم کرد.

سه قانون برای اندازه موقعیت

از هم اکنون کاری که من انجام خواهم داد این است که من با شما بچه ها به اشتراک می گذارم ، سه قانون بسیار مهم در مورد اندازه موقعیت.

اول قانون

قانون شماره یک بسیار ساده است. اندازه موقعیت به طور معکوس با خطر متناسب است. بنابراین ، اگر ریسک در هر تجارت خاص زیاد باشد ، اندازه موقعیت شما باید به طور خودکار پایین بیاید.

اگر مثال این معاملات را بگیرم ، مهم نیست که چقدر پول در حساب خود دارم. روشی که من موقعیت خود را اندازه می گیرم ، مبتنی بر سرمایه ای نیست که من دارم بلکه براساس خطری که می خواهم از آن استفاده کنم.

این تجارت است که من امروز صبح انجام دادم ، بنابراین بیایید بگوییم که ما مقدار 1200 یا 1800 مقدار دریافت می کنیم. من تصمیم می گیرم که صرفاً براساس ریسکی که می خواهم در آن تجارت خاص استفاده کنم و این قانون شماره یک است. از آنجا که خطر بیشتر می شود ، اندازه موقعیت من باید پایین بیاید تا اگر خطر تحقق یابد و من مجبور به ضرر شوم ، در یک سرمایه کوچکتر ضرر خواهم کرد.

اکنون چندین عامل بر خطر و انتخاب ابزار تأثیر می گذارد ، به عنوان مثال ، خطر گزینه های فروش بسیار بیشتر از خطر خرید گزینه های خرید است یا خطرات می تواند بر اساس انتخاب سهام انتخاب شده باشد.

بنابراین ، به عنوان مثال ، Adani Enterprise احتمالاً خطر بسیار بالاتری از آنچه را که می گویند اعتماد خواهد داشت ، خواهد داشت. نوع سهام همچنین می تواند میزان ریسکی را که ما در نظر می گیریم دیکته کند و حداقل 20 عامل در آنجا وجود دارد که خطری را که می خواهم در هر تجارت انجام دهم تعیین می کند و این 20 عامل را ردیابی می کنم همیشه کار ساده ای نیست.

کاری که من انجام داده ام این است که ما برخی از این موارد را با استفاده از Amibroker خودکار کرده ایم. ما منطق ایجاد کرده ایم و اکنون هنوز روی این کار کار می کنیم تا اطمینان حاصل کنیم که حداقل 70 تا 80 ٪ از این تجزیه و تحلیل قبلاً توسط Amibroker انجام شده است و این توصیه را به ما می دهد و بر اساس آن می بینیم که مشخصات ریسک این تجارت خاص را می بینیمبشر

اگر به نظر می رسد تجارت بسیار پر مخاطره است ، البته می دانید که ما حتی تجارت را نمی گیریم ، اما اگر مشخصات ریسک متوسط باشد ، ما با نیمی از اندازه موقعیت خواهیم رفت.

اما اگر مشخصات ریسک کم باشد ، حتی می توانیم کامل یا حتی بیشتر از آن پیش برویم. بسته به مشخصات ریسک تجارت ، انتخاب ابزار ، نوع سهام و زمان ورود و سایر عوامل ، تصمیم می گیریم که آیا می خواهیم با اندازه کامل موقعیت ، اندازه نصف موقعیت یا اصلاً تجارت نکنیم.

قاعده دوم

اکنون قانون دوم من ، که دوباره برای من کمی ذهنی است این است که اندازه موقعیت به طور مستقیم با محکومیت متناسب است.

بنابراین ، محکومیت چیست؟من در آن تجارت خاص چقدر اعتقاد دارم؟بنابراین ، اگر اعتقاد بسیار بالایی داشته باشم ، اگر یک اعتقاد متوسط داشته باشم ، با اندازه کامل موقعیت می روم ، احتمالاً با نیمی از اندازه موقعیت یا یک سوم اندازه موقعیت و اگر اعتقاد بسیار کمی داشته باشمالبته من تجارت را نمی گیرم.

به عنوان مثال امروز من یک تاریخ طولانی در Nifty ، درست در صبح گرفتم. من در طی پنج دقیقه از افتتاح بازار با کوتاه کردن گزینه Put ، تجارت طولانی کردم. من یک موقعیت طولانی در مورد Nifty گرفتم ، که البته به من پول داد و از آنجا که من در این تجارت خاص اعتقاد بسیار بالایی داشتم ، تقریباً با اندازه کامل موقعیت خود رفتم نه کاملاً اما تقریباً. من احتمالاً 600 یا شاید 1200 کمیت دیگر اضافه کرده ام ، اما پس از آن ، بازار به تازگی افتتاح شده بود و خیلی زود برای من اضافه شد که موقعیت را اضافه کنم.

بنابراین ، من بر اساس محکومیت تجارت کردم و محکومیت در آن ایالت به اندازه کافی بالا بود که من می توانم اندازه موقعیت مناسبی را ضمانت کنم. اکنون این یک مشکل کوچک با محکومیت است.

اعتقاد ذهنی است و هر زمان که چیزها ذهنی می شوند، اندازه گیری آن و البته عمل کردن بر اساس آن برای ما بسیار سخت می شود. بنابراین اعتقاد چیزی است که از تجربه نیز ناشی می شود.

کاری که من انجام دادم این بود که امروز صبح یک معامله طولانی در اینجا انجام دادم و بر اساس اعتقادم از اینجا خارج شدم. من اینجا معامله کردم و حدود ساعت 10 قبل از اینکه بازار پایین بیاید از معامله خارج شدم.

بنابراین در آن زمان این عقیده به من کمک کرد و در ساعت 9:50، از این معامله خارج شدم، زیرا در آن مقطع زمانی، اعتقادم کم بود، که این بازار در آن نقطه از زمان، من را دنبال خواهد کرد و بنابراین من خارج شدم اما اینمحکومیتی که به من کمک کرد تا 60000 روپیه به دست بیاورم، در تجارت بعدی نیز کمی مرا فریب داد.

از این رو، من یک معامله طولانی دیگر را در بانک nifty با کوتاه کردن گزینه فروش به 173 روپیه انجام دادم که در نهایت به 92 روپیه کاهش یافت. یه جایی اینجا کوتاهش کردمصد امتیاز دیگر پایین آمد.

در این معامله، احتمالاً حداقل 50000 روپیه درآمد داشتم، اما به سختی با 2000 یا 3000 روپیه بیرون آمدم. بنابراین، اعتقاد چیزی نیست که بتوان آن را اندازه گرفت.

حتی اگر من با شما به اشتراک می گذارم که اعتقاد زیادی وجود دارد یا اعتقاد کمی وجود دارد، باید به دنبال راه هایی برای خودکارسازی یا ایجاد این قوانین کمی عینی تر باشید تا صرفاً بر اعتقاد خود تکیه نکنید.

همانطور که می بینید حتی من هم با این جنبه دست و پنجه نرم می کنم و باید کمی بیشتر کار کنم تا وقتی امروز بازار چنین فرصت هایی را به من بدهد.

بنابراین، بانک نیفتی، روشی که امروز حرکت کرد، یک معامله طولانی در اینجا انجام دادم و این رالی را از دست دادم. من یک معامله طولانی را در یک زمان عالی انجام دادم و مشکلی با این معامله وجود نداشت، اما به دلیل اینکه در آن مقطع زمانی به دلایل دیگر، عقیده کمی متزلزل بود و از این رو از معامله خارج شدم.

اعتقاد، اگرچه خوب به نظر می رسد، اما در واقعیت، هر دو طرف را دارد. این به شما کمک می کند تا از تجارت بد خارج شوید و البته به شما کمک می کند تا سودآور بمانید. گاهی اوقات نیز می تواند مانع از ماندن شما در تجارت سودآور شود.

سعی کنید به دنبال قوانین عینی تری باشید تا بتوانید سطح اعتقادی که باید در آن تجارت خاص داشته باشید را بسنجید.

قانون سوم

اکنون آخرین نکته من در اینجا این است که اندازه موقعیت را می توان در حین ورودی ها و خروج ها مبهوت کرد. این بدان معنی است که به عنوان مثال در این تجارت خاص ، من با 1800 مقدار تجارت کردم که نیازی به ورود یا خارج شدن از 1800 همزمان ندارم. کاری که من می توانم انجام دهم این است که می توانم با مقدار کمتری شروع کنم و اگر تجارت به نفع من کار کند ، می توانم بیشتر به تجارت اضافه کنم.

این دقیقاً همان کاری است که من در اینجا انجام دادم. من با 1200 مقدار تجارت کردم اما بازار خیلی سریع در حال حرکت بود. مجبور شدم خیلی سریع 600 مورد دیگر اضافه کنم ، اما معمولاً کاری که انجام می دهم این است که من به آرامی به موقعیت اضافه می کنم زیرا سطح محکومیت در تجارت بیشتر و بالاتر می رود و همان تجارت با خروج است.

در اینجا ، مقدار من 1800 بود اما من 1800 را در یک شوت از آن خارج نکردم ، بنابراین در ساعت 9:45 با 600 کمیت بیرون رفتم. من سود خود را در ساعت 9:50 رزرو کردم که پنج دقیقه بعد از آن است ، من 600 مورد دیگر رزرو کردم. بعد از آن 600 مقدار دیگر رزرو کردم و بنابراین با حیرت زدن ورودی های شما و خروج از مقادیر جزئی ، می توانید اندازه موقعیتی را که شما "کنترل می کنیدمصرف مجدد و زمان بیشتری برای تصمیم گیری در مورد اینکه آیا تجارت ارزش چسبیدن به آن را دارد یا خیر ، خواهید داشت.

بنابراین ، بچه ها ، این همان چیزی است که جوهر اندازه گیری موقعیت این است که شما باید بر اساس محکومیت خود موقعیت های خود را بر اساس خطر اندازه بگیرید و عوامل بسیاری دیگر نیز وجود دارد که باید در خاطر داشته باشید. بنابراین این علوم پایه است ، درست است؟اندازه گیری موقعیت شما یک علم است.

شما باید هر جنبه ای از چگونگی اندازه گیری موقعیت ها را بیاموزید و اگر این کار را انجام دهید حتی اگر میزان صحت آن را داشته باشید ، می گویند 50 ٪ در معاملات خود بگویید ، هنوز هم می توانید با استفاده از این سلاح مخفی سودآور باشید.

بنابراین ، بچه ها ، همانطور که گفتم این یک موضوع بسیار گسترده است. اگر شما بچه ها می خواهید در این باره اطلاعات بیشتری کسب کنید ، من بیش از این خوشحال خواهم شد که این را با شما به اشتراک بگذارم اما می خواهم ببینم که تعداد زیادی از شما جدی هستید زیرا می دانم که این نوع تند و تند موضوعی نیست که شما می دانید مردم قبلاً داشته اندذکر شده در این مورد نوعی موضوعی خسته کننده است ، اما پس از آن به من اعتماد کنید ، پول توسط این مباحث خسته کننده ساخته می شود.

اگر فکر نمی کنید حوصله داشته باشید ، اگر در مورد اندازه گیری موقعیت موقعیت جدی هستید ، با دوست داشتن این ویدیو به ما اطلاع دهید تا بتوانیم به آموزش معامله گران خود ادامه دهیم.

بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : صدرا ذوالریاستین بازدید : 26 تاريخ : چهارشنبه 18 مرداد 1402 ساعت: 17:16