
قانون برنامه ریزی شده دولت تحقیرآمیز دموکراسی پارلمانی و برخورد با حقوق بشر است ، هشدار می دهد پروفسور کیت اوینگ و لرد جان هندسی KC

این آخرین مقاله ای است که می توانید در این ماه بخوانید
در این ماه می توانید مقاله بیشتر را بخوانید
می توانید مقالات بیشتری را در این ماه بخوانید
ببخشید حد شما برای این ماه تمام شده است
لطفاً با عضویت در اینجا به حمایت از ستاره صبح کمک کنید
لایحه اعتصاب (حداقل سطح خدمات) برای قدرتی که به دولت می دهد فوق العاده است تا به کارگران انکار کند آنچه را که جهانی به عنوان یک حق اساسی بشر تلقی می شود ، انکار کند.
این لایحه در مورد اعتصابات در شش بخش اعمال می شود: خدمات بهداشتی ، خدمات آتش نشانی و نجات ، خدمات آموزشی ، خدمات حمل و نقل ، تخلیه هسته ای و امنیت مرزی.
این شش سرویس مشخص شده در قانون اتحادیه صنفی Tories 2016 است که در این خدمات به حمایت از حداقل 40 درصد از افراد واجد شرایط برای رأی دادن و همچنین اکثریت رای گیری ها نیاز داشت.
کسانی که در این خدمات مشغول به کار هستند ، به دلیل قهرمانی خود در دوران Covid دست و پنجه نرم کردند-اکنون آنها با پیشنهادات افزایش دستمزد زیر تورم و تهدید به انکار یکی از حقوق بشر آنها پاداش می گیرند ، این لایحه به وزن تجمعی محدودیت ها در اقدامات صنعتی می افزاید.
در سال 1997 ، نخست وزیر پیشین ، به درستی اظهار داشت كه انگلیس "محدودترین قوانین مربوط به اتحادیه های صنفی در جهان غرب را دارد."
از آن زمان ، محدودیت های گسترده ای نه تنها توسط قانون اتحادیه کارگری 2016 معرفی شده است ، بلکه مقررات (i) به کارگران آژانس اجازه می دهد تا برای شکستن اعتصاب استخدام شوند ، و (ب) چهار برابر کردن خسارت های قابل پرداخت توسط اتحادیه های کارگری.
بر خلاف لایحه حمل و نقل در حال حاضر (حداقل سطح خدمات) که فقط در اکتبر گذشته معرفی شده است ، لایحه فعلی نه تنها نیروی کار مورد نیاز برای داشتن حداقل سطح خدمات (MSL) را گسترش می دهد.
همچنین با الزام در لایحه قبلی مبنی بر مذاکره MSL برای هر بخش با توافق بین اتحادیه های کارگری و کارفرمایان ، (با هرگونه اختلاف نظرهایی که توسط کمیته داوری مرکزی حل شود) است.
درعوض ، لایحه جدید اختیار کامل و بی نظیر را برای اعطای Shapps به تعیین MSL در هر یک از شش سرویس ارائه می دهد.
MSL ها قرار است در آیین نامه هایی تنظیم شوند که باید به روش عادی توسط مجلس تصویب شود. اما پارلمان مجاز به اصلاح چنین آیین نامه ای نیست ، که به ناچار فقط به حداقل دقیق ترین بررسی خواهد رسید.
بدیهی است که با حفظ تنها اختیار به وزیر امور خارجه برای تنظیم MSL ها ، می توانند در چنین سطح بالایی قرار بگیرند که هر اعتصاب تا حد زیادی ناکارآمد باشد.
تنها محدودیت در مورد Shapps احتمالاً این است که در بسیاری از شش بخش ، کمبود مزمن و کار کوتاه مدت ، به این معنی است که فقط MSL های کم حتی در مواقع عادی قادر به تحقق هستند.
خدمات آمبولانس و قطارهای آوانتی نمونه آن را نشان می دهد ، و عدم وجود تلافی را در نیاز به کارگران اما نه کارفرمایان برای تحقق MSL ها برجسته می کند. Shapps مطمئناً نمی تواند MSL ها را در سطح بالاتر از سرویس ارائه شده در حال حاضر قرار دهد.
قدرت وزیر از هم جدا ، این لایحه نشانه نگران کننده ای است که چگونه اداره تجارت ، انرژی و استراتژی صنعتی (BEIS) نه تنها دوست کارفرمایان بلکه به ابزاری برای دولت اجباری تبدیل شده است.
علی رغم اعتراضات وی در مورد عوام در مورد احترام به حق اعتصاب ، شاپس و کارمندان دولتش پیشنهاد می کنند صلاحیت را برای ارائه حق اعتصاب در نظر بگیرند تا چیزی بیش از حق برای اعتراض معنادار اما ناکارآمد نباشد.
این مقام با تحریم های کاملاً نامتناسب برای اطمینان از اطاعت از اراده دولت تقویت می شود. حق اعتصاب فقط به میزان مجاز BEIS وجود خواهد داشت.
بنابراین ، در شرایطی که اعتصاب در چارچوبی که توسط قانون فعلی محدود شده مجاز است صورت می گیرد ، یک کارفرما (که ممکن است اعتصاب را برانگیخته باشد ، به عنوان مثال توسط "آتش سوزی و Rehire") وظیفه صرفاً "مشورت" با تجارت مربوطه را خواهد داشت. اتحادیه بیش از تعداد کارگران مورد نیاز و کار مورد نیاز برای انجام MSL از پیش تعیین شده توسط Shapps انجام می شود.
با مشورت اما بدون تأمین توافق نامه اتحادیه ، کارفرما حق دارد در یک "اطلاعیه کاری" که کارگران شخصی مورد نیاز برای اداره MSL را شناسایی می کنند ، شناسایی کند. یک کارگر که پس از نیاز به این روش از رعایت خودداری می کند ، در صورت برکناری ، حمایت ناعادلانه از اخراج را از دست می دهد.
اگرچه به همان اندازه که کار اساسی در جنگ جهانی دوم لازم نیست ، این لایحه برای اولین بار پیشنهاد می کند که از آن زمان یک قانون قانونی برای تأثیر آن فراهم می کند تا کارفرمایان با اقتدار دولت در کارگران نیازمند باشد.
با انجام این کار دولت به کارفرمایان اجازه می دهد آنچه را که حتی دادگاه در این کشور نیز نمی تواند انجام دهد ، انجام دهند.
طبق قانون اتحادیه کارگری و روابط کارگری (ادغام) 1992 ، بند 236 ، هیچ دادگاهی نمی تواند "یک کارمند را وادار کند که هر کار را انجام دهد یا در هر مکانی برای انجام هر کار شرکت کند."
این لایحه پس از اطلاع از اتحادیه هویت کارگران برای نیاز به نیاز ، این لایحه را ملزم می کند که "اقدامات معقول" را انجام دهد تا اطمینان حاصل کند که تمام اعضای اتحادیه مشخص شده در اطلاعیه کار مطابق با آن هستند.
سؤال این است که یک اتحادیه کارگری برای نشان دادن "اقدامات معقول" چه کاری باید انجام دهد؟برای اعضای مربوطه دستورالعمل صادر کنید که آنها نباید اعتصاب کنند؟دستورالعمل که آنها باید از خطوط وانت عبور کنند؟
این امر ، البته ، کارگر فردی را در موقعیتی تهاجمی و تحقیرآمیز قرار می دهد ، به خصوص برای کسی که یک شعبه رسمی یا مباشر مغازه بود (برای آنها استثنائی در این لایحه وجود ندارد).
پیش بینی کارفرمایان در دادگاه آسان است که اتحادیه نتوانست "اقدامات معقول" را انجام دهد زیرا این امر نظم و انضباط یا اخراج عضو را که از رعایت اخطار کار امتناع ورزید ، به ویژه اگر شکست مداوم باشد ، اخراج نمی کند.
بنابراین ما با وضعیت پارادوکسیکال زیر روبرو هستیم. از سال 1988 قانون مقرر کرده است که اتحادیه صنفی توسط قانون از نظم و انضباط یا اخراج عضوی که از شرکت در اعتصاب امتناع می ورزد ، ممنوع است.
با این حال ، طبق این لایحه ، همین اتحادیه صنفی ممکن است با تعهد به کارفرما برای نظم و انضباط یا اخراج عضو دیگری که در این اعتصاب شرکت می کند ، لازم باشد.
عدم موفقیت اتحادیه در "اقدامات معقول" ، اعتصاب را غیرقانونی می کند ، محافظت از اخراج خودکار ناعادلانه را از همه اعتصاب کنندگان حذف می کند و اتحادیه را در معرض احکام و ادعاهای مربوط به خسارت قرار می دهد با خطر ابتلا به تحقیر دادگاه ، جریمه های سنگین و مواردتوقیف دارایی های اتحادیه در صورت عدم رعایت.
تنها راهی که از این طریق می توان از آن جلوگیری کرد این است که اتحادیه های کارگری به نمایندگی از دولت به عنوان ابزار اجبار بر اعضای خود فعالیت کنند ، نقشی که آنها در گذشته هرگز لازم نبودند و اکنون آنها نباید باشندبرای انجام
غیرممکن است که چنین چرخش اقتدارگرا در قانون کار ما با تعهدات حقوقی بین المللی انگلستان سازگار است.
این موارد شامل ماده 11 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر است. ماده 3 کنوانسیون 87 ILO ؛ماده 8 میثاق بین المللی حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ؛ماده 6 (4) منشور اجتماعی اروپا 1961.
دولت مجدداً تعهد خود را به چندین مورد از این معاهدات در توافق نامه تجارت و همکاری اتحادیه اروپا و همکاری 2021 تأیید کرد ، که اثربخشی آن بدون شک در ماه های آینده مورد آزمایش قرار می گیرد.
جای تعجب نیست که اتحادیه های کارگری عصبانی هستند. همه ما باید عصبانی شویم: این لایحه مورد تحقیر دموکراسی پارلمانی است و با حقوق بشر درگیر است.
هدف آن تضعیف قدرت کارگران و افزایش قدرت کارفرمایان است. در صورت عدم وجود حق موثر برای اعتصاب ، پرداخت ، شرایط و ضوابط توسط کارفرمایان بدون ورود کارگران تعیین می شود.
وجود حق اعتصاب (اعم از ورزش یا نه) ، راهی است که می تواند قدرت در محل کار را متعادل کند. اهمیت این لایحه این است که آن معادله را در معرض دید قرار می دهد.
این لایحه با تقویت قدرت اجباری دولت و قدرت شخصی وزیران به روشی که ارائه می شود ، هیچ کاری برای حل و فصل اختلافات اساسی انجام نمی دهد اما احساس بی عدالتی را به سادگی تشدید می کند.
مشکل دولت این است که اجبار اختلافات را برطرف نمی کند یا با بی عدالتی برخورد می کند.
همانطور که از تجربه ممنوعیت اعتصابات در طول جنگ یاد گرفتیم ، اگر کارگران احساس کنند که از حق اعتصاب محروم هستند ، راه های دیگری برای ابراز نارضایتی خود پیدا می کنند که کنترل آن بسیار سخت تر است ، و این باعث می شود که اختلافات بسیار دشوارتر باشد. بشر
برای به چالش کشیدن این لایحه در مورد دادخواست صحبت شده است ، اما از نظر ما باید بدون نیاز به دادگاه ها با یک کارزار سیاسی شکست بخورد - درست همانطور که قانون روابط صنعتی 1971 50 سال پیش شکست خورد.
با توجه به این نکته ، این لایحه فراتر از تعهدات مانیفست انتخابات دولت 2019 است. این ماده برای تنظیم MSL در محدوده گسترده ای از بخش ها در لایحه جدید ، هیچ وظیفه ای برای تنظیم MSL ندارد.
این امر باید نمایندگان همه طرفین را به انجام وظیفه مشروطه خود ترغیب کند: از وزیران قدرتهای اقتدارگرا را که می خواهند و از آزادی های مردم دفاع می کنند ، انکار کنند.
این کشور همچنین باید اتحادیه های صنفی را که با سقوط در ارزش واقعی دستمزدها و افزایش هزینه های غذا و گرمایش روبرو هستند ، جسارت کند.
البته اتحادیه های صنفی به درخواست TUC برای اعتراض به این لایحه در تاریخ 1 فوریه توجه می کنند. تظاهرات توسط کمپین آزادی اتحادیه های صنفی و انستیتوی حقوق اشتغال و پشتیبانی از آن کافی خواهد بود ، به اندازه کافی ، ظهور و مجمع مردم است.
جزئیات در زمان موعد مقرر در ستاره صبح و جاهای دیگر اعلام می شود. امیدواریم شما را آنجا ببینیم.
بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : صدرا ذوالریاستین
بازدید : 51
تاريخ : شنبه
31 تير
1402 ساعت: 21:56