نژادپرستی ضد سیاهپوستان جایی در جشن های نوروزی ندارد

ساخت وبلاگ

هر ساله ایرانیان دقیقاً ثانیه ای را که خورشید از خط استوای آسمان می گذرد، به دقت جشن می گیرند، زیرا اعتدال بهاری نشانه آغاز سال جدید، نوروز است. نوروز و بیشتر سنت های همراه با آن، ریشه مستقیم در دین زرتشتی، یکی از قدیمی ترین ادیان جهان دارد. با این حال، یک عمل با پیشینه ای وجود دارد که همچنان در جامعه فارسی مورد مناقشه است.

حاجی فیروز یک شخصیت فولکلور است که تعطیلات را بشارت می دهد، لباس خنیا قرمز بر تن دارد و مهم تر از همه، چهره ای سیاه شده دارد. حالا در آستانه نوروز و به ویژه به مناسبت ماه تاریخ سیاه، ایرانیان باید بپذیرند که حاجی فیروز یک کاریکاتور نژادپرستانه است و بالاخره باید به تاریخ فراموش شده برده داری در ایران اعتراف کند.

ایرانیان در آستانه آخرین چهارشنبه سال، آیین زرتشتی به نام چهارشنبه سوری را با پریدن از روی آتش برای پاکسازی خود از بیماری و بدی جشن می گیرند. به طور سنتی اعتقاد بر این است که حاجی فیروز پوست تیره ای از دوده این آتش دارد. با این حال، این توضیح سطحی، تفاوت های ظریف شخصیت او را که پیوند مستقیمی با برده داری دارد، نادیده می گیرد.

مردی که لباس حاجی فیروز بر تن دارد، تنبوری به دوش می کشد و آهنگی محبوب می خواند:

«استاد من، درود!

استاد من، سرت را بالا بگیر!

استاد من چرا نمی خندی؟

نوروز است، یک روز در سال است!»

این قافیه نه تنها نشان دهنده وضعیت او به عنوان یک شوخی برده شده است، بلکه حاجی فیروز اهل تئاتر سیاه بازی است که خود نوعی سرگرمی نژادپرستانه است. سیاه بازی، که به «سیاه بازی» ترجمه می شود، با نمایش های خنیاگر در ایالات متحده تفاوتی ندارد. شخصیت های سیاه بازی، دقیقاً مانند اینکه چگونه شخصیت های استوک در آن نمایش ها مردم برده شده را مورد تمسخر قرار می دهند، کاریکاتور زشت و دلقک سیاه پوستان را تداوم می بخشند.

کسانی که این ضد سیاهی را انکار می کنند، حاجی فیروز را به عنوان نماد محبوب قرن ها که در جشن ها شادی می بخشد، بهانه می کنند. برخی از مدافعان حاجی فیروز به برداشت های نادرست از حماسه معروف ایرانی، شاهنامه، به عنوان منبع ادبی این شخصیت اشاره می کنند. این ادعاها نه تنها پشتوانه واقعی و تاریخی ندارند، بلکه تلاش های خسته کننده ای برای از بین بردن دخالت ایران در تجارت برده در دوران قاجار هستند.

در طول اواخر دوره قوجار ، مورخان تخمین می زنند که یک یا دو میلیون نفر از آفریقای شرقی به بردگی گرفته شده و به ایران آورده شده اند ، جایی که برده داری قانونی باقی مانده است تا اینکه رضا شاه از سلسله پهلوی سرانجام در سال 1929 آن را لغو کرد. به عنوان نوعی بندگی خانگی خفیف که مبتنی بر نژاد نبوده است ، به ویژه در مقایسه با ایالات متحده. با این حال ، حتی اگر ممکن است غرور ملی برخی از پارسیان را تهدید کند ، کار اجباری نژادی در ایران به اشکال مختلفی وجود داشته است ، از جمله یونچیسم و صیغه. صحبت از تاریخ ایران عاری از هرگونه اشاره به برده داری ، این یک طعنه پوچ خواهد بود. حاجی فیروز محصولی از سیاه بازی است که خود پس از سالها برده داری نژادپرستانه است. قدردانی از تاریخ غنی ایران و انتقاد از اشتباهات آن نیست و نباید متقابل باشد.

همراه با پاک کردن برده داری ، جامعه سیاهی سیاه غالباً نادیده گرفته می شود. فقدان نمایندگی رسانه ها به ایران منجر به توهم همگن نژادی در ایران شده است. در سال 2015 ، عکاس آلمانی و ایرانی مهدی Ehsaei سریال هایی را با عکس هایی از ایرانیان سیاه در استان هورموزگان ایجاد کرد. نام این مجموعه ، Afro-Iran: اقلیت ناشناخته ، برای نشان دادن غفلت تجربه شده توسط این جامعه کافی است. با این وجود ، در حالی که جامعه آفریقایی و ایرانی همچنان به عنوان کمتر ایرانی درک می شود ، کمک های فرهنگی آنها اغلب به عنوان محصولات ایرانی تلقی می شود. به عنوان مثال ، موسیقی و رقص های بندری بارها و بارها از ریشه های آفریقایی و ایرانی خود محروم می شوند. اگر ایرانیان از هنر آفریقایی و ایرانی لذت ببرند ، باید حضور افرو و ایرانی ها را نیز تشخیص دهند. آنها باید در برابر نژادپرستی ضد سیاه بایستند ، و باید حاجی فیروز و سایر اشکال سیاه مانند سیاه-بازی را محکوم کنند.

بنابراین ، همانطور که امسال ترتیبات دیدنی خود را آماده می کنید ، Chaharshanbe Suri را جشن می گیرید ، و موسیقی Bandari را در طول Sizdah-be-dar پخش کنید ، به یاد داشته باشید و به دیگران یادآوری کنید که نژادپرستی ضد سیاه جایی در جشن های نوروز ما یا هر جای دیگر فرهنگ ما نداردبشر

بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : صدرا ذوالریاستین بازدید : 32 تاريخ : شنبه 31 تير 1402 ساعت: 19:06