نقش صبر استراتژیک در ایجاد جوامع معنادار

ساخت وبلاگ

این ادامه تفکر من در مورد رابطه ناسالم ما با زمان و تأثیر آن بر نحوه ساخت و نمایش ما در جوامع است. در این پست می خواهم به رابطه جوامع با زمان از منظر تصویر بزرگ نگاه کنم.

مشاهدات در مورد جوامع و چارچوب های زمانی

در جامعه ای که هیچ کس برای هیچ کاری وقت ندارد، جایی که زمان کمیاب ترین منبع شده است، به عنوان یک رهبر جامعه اغلب خود را در موقعیت خنده داری می بینم:

مردم تمایل دارند ارزش کوتاه مدتی را از جوامع خود انتظار داشته باشند. به عنوان یک رهبر جامعه، این فشار را احساس می کنم و دائماً از خودم می پرسم چگونه می توانم با نتایج واضح، ملموس و کوتاه مدت به مردم کمک کنم. هفته گذشته گفتگوی الهام بخشی با جری میکالسکی داشتم که به من فهماند که چگونه بسیاری از رفتارهای فعلی ما توسط فرهنگ مصرف گرایی و بهره وری ما هدایت می شود. به عنوان مصرف کننده، ما انتظار داریم چیزها ارزش روشنی داشته باشند، در غیر این صورت چرا باید با آن درگیر شویم؟ما به عنوان شرکت کنندگان در اقتصاد بازار، سعی می کنیم هر ذره ای از زمان را برای بهره وری بهینه کنیم. و از طریق فناوری آنقدر به دریافت رضایت فوری عادت کرده ایم که تمایل ما به صبر کردن و تعامل طولانی مدت به شدت کاهش یافته است. همه این انتظارات نیز متوجه جوامع است.

اما جوامع در ارائه نتایج کوتاه مدت بدشان می آید. جوامع مبتنی بر اعتماد و تعلق هستند. رشد اعتماد و تعلق به زمان زیادی نیاز دارد. و اعتماد و تعلق نیاز به باغبانی مداوم، مراقبت مداوم، در مدت زمان طولانی دارد. ترکیب های گروهی دیگری، به ویژه تیم ها (و گاهی حرکات) وجود دارند که در ارائه ارزش کوتاه مدت بسیار بهتر هستند. تیم ها معمولاً هدف بیرونی مشخصی دارند که با یک جدول زمانی که به آن متصل است، آن را حل می کنند. و همه به سمت این هدف حرکت می کنند. از سوی دیگر، جوامع اغلب اهداف داخلی بسیار گسترده تر، مبهم تری دارند که نمی توانید در هفته ها یا ماه ها به آنها برسید. من متقاعد شده ام که از بسیاری جهات جوامع ارزش فوق العاده ای ایجاد می کنند، اما افق زمانی بسیار متفاوت از سایر روش های تعامل اجتماعی است.

بسیاری از جوامع فقط در کوتاه مدت وجود دارند. تا حدی در نتیجه عدم تطابق بین انتظارات و توانایی انجام آنها، بسیاری از گروه ها به اندازه کافی برای ایجاد ارزش وجود ندارند. و من احساس می کنم که این یک اثر جانبی منفی روی مردم دارد: آن ها حتی بیشتر از سرمایه گذاری کامل خود در یک گروه مردد می شوند، زیرا بسیاری از گروه هایی که با هیجان زیاد شروع کرده بودند، در نهایت به پایان رسیدند. پس چرا در وهله اول خود را سرمایه گذاری کنید؟

مردم تشنه جوامع معنادار هستند. اما بین آنچه مردم می گویند و آنچه واقعا انجام می دهند فاصله وجود دارد. بسیاری از افرادی که با آنها صحبت می کنم به دنبال ارتباطات عمیق تر و معتبرتر هستند. آنها می بینند که چگونه جوامعشان تا حدودی سطحی و کوتاه مدت هستند. اما در عین حال لزوماً مایل به سرمایه گذاری بلندمدت خود نیستند (زیرا در واقع انتظار نتایج کوتاه مدت دارند). این یک دایره بامزه است.

نتیجه گیری من: یک چارچوب زمانی سخاوتمندانه یک چالش و فرصت بزرگ برای جوامع است

بر اساس تمام افکار بالا، من به این نتیجه رسیده ام که فراهم کردن فضاهایی برای افراد که احساس عجله ندارند، دارای چارچوب زمانی صبورانه هستند و برای وجود درازمدت طراحی شده اند، یکی از ارزشمندترین چیزهایی است که می توانیم. در دنیای امروز فراهم می کند.

اما از قضا یکی از سخت ترین ایده ها برای فروش به مردم است. پس چگونه بر این شکاف غلبه کنیم؟

نقش صبر استراتژیک

من استدلال می کنم که "صبر" باید به یک ابزار استراتژیک در جعبه ابزار جامعه سازان ما تبدیل شود. در اینجا برخی از افکار خام وجود دارد که در آنها می توانم هنگام ایجاد جوامع صبر را به روشی استراتژیک به کار ببرم:

  • تعیین انتظارات از خودم و همکارهایم: تعیین انتظارات واقع بینانه همه چیز است و این باید از خودم و همکارانم شروع شود. ما باید از خود بپرسیم: تا چه زمانی مایل به سرمایه گذاری مداوم در این گروه هستیم و تا چه زمانی انتظار داریم که شاهد بازگشت جامعه باشیم؟یکی از عناصر مهم آن تعیین کننده موفقیت است: امیدواریم جامعه در نهایت چه ارزشی برای یکدیگر ایجاد کند؟یک چارچوب زمانی واقعی برای رسیدن به آنجا چیست؟و تا چه زمانی می خواهیم جامعه بیشتر توسط خودش اداره شود؟
  • ما باید مدام به خود یادآوری کنیم که اکثر جوامع حداقل 3 تا 5 سال طول می کشد تا بالغ شوند و معنادار شوند. این البته به متغیرهای مختلفی از جمله اندازه و زمینه بستگی دارد، اما من جرأت می کنم این را تعمیم دهم که به سادگی ارزش راه اندازی یک انجمن برای بازه زمانی کوتاه تر از آن را ندارد.
  • تعیین انتظارات طولانی مدت از اعضا: اگر ما به عنوان رهبران جامعه یک قوس بلند مدت در ذهن داشته باشیم ، باید در مورد آن صریح باشیم و قبل از پیوستن به آنها در مورد آن بگوییم. و در حالت ایده آل ، این بخشی از تعهد و توافق های ما می شود: هنگام پیوستن به این جامعه ، می دانم که حداقل برای x ماه می پیوندم.
  • اگر جوامع را با یک بازه زمانی کوتاه تر شروع کنید ، مهم است که برای چه مدت تعهد خود را در ذهن داشته باشید. به عنوان مثال ، در ابتدا می تواند یک دوره آزمایشی 6 تا 18 ماه داشته باشد ، تا آزمایش کند که آیا این گروه از افراد حتی می خواهند یک جامعه باشند و مایل به سرمایه گذاری طولانی مدت هستند. بسیار مهم است که این نکته را روشن کنیم که تاریخ پایان این مرحله اول وجود دارد و پس از آن باید تعهد طولانی مدت تصمیم گرفت.
  • ما باید تعادل بین پروژه های کوتاه مدت و بلند مدت پیدا کنیم. من فکر نمی کنم یک فرمول ساده برای این کار وجود داشته باشد ، اما مهم است که در فعالیت های ما ترکیبی پیدا کنیم که هر دو نتایج کوتاه مدت را ارتقا دهند (اغلب در مورد ایجاد ارزش از طریق همکاری ها ، یادگیری ها ، رویدادها) و سرمایه گذاری در ارزش های بلند مدت از این دستبه عنوان تعمیق روابط بین اعضا ، ایجاد اعتماد بیشتر و غیره
  • طراحی تجربه سخاوتمندانه: من معتقدم که ما تمایل داریم بیش از حد شلوغ و بیش از حد برنامه های خود را برنامه ریزی کنیم. من فکر می کنم چیزهای بیشتری برای کشف در آنجا وجود دارد و من در حال نوشتن یک پست جداگانه در مورد چگونگی استفاده از یک بازه زمانی سخاوتمندانه و صبر برای تجربیات هستم.

در مورد صبر و زمان در جامعه چگونه فکر می کنید؟من از شنیدن افکار شما قدردانی می کنم!

بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : صدرا ذوالریاستین بازدید : 53 تاريخ : سه شنبه 22 فروردين 1402 ساعت: 13:36