داستان دو کلاس

ساخت وبلاگ

یک تعجب از دو سال اول من در کالج این است که دانش آموزان شرکت کننده نسبت به دبیرستان چقدر هستند. به جای Googling برای پاسخ به هر سؤال از فیزیک AP ، افراد در کلاس تحلیل من صادقانه به هر مجموعه ای از مشکل پاسخ می دهند ، حتی اگر پاسخ ها در پشت کتاب درسی باشند. به جای یک انتظار پیش فرض که ما هر کتابی را که در AP Lang اختصاص داده شده است ، به وجود می آورد ، اکنون وقتی آشکار می شود که همه همکلاسی هایم با دقت یک کاغذ یا متن اختصاص داده شده را می خوانند ، سرم را با بی اعتمادی تکان می دهم.

برای روشن شدن ، فرهنگ کالج به هیچ وجه مانند سیگنالینگ اطلاعاتی و یا کار وحشیانه ای احساس نمی کند - فقط این که انتظارات غیررسمی همسالان من اکنون کم و بیش مطابق با انتظارات رسمی ، مثلاً استاد یا برنامه درسی به نظر می رسد. سن/بلوغ و انتخاب اشتیاق/هوش/وجدان دو توضیحات آشکار است ، اما فکر نمی کنم اینها کل داستان را بیان کنند.

چرا؟از یک چیز ، این تفاوت حتی بین کلاس های سالمندان تقریباً دبیرستانی و تقریباً کاملاً از دانشجویان سال اول دانشکده قابل توجه بود ، و فکر نمی کنم شش ماه یا ارزش بلوغ ارزش بلوغ می تواند این تفاوت را به خود اختصاص دهد. و بله ، مشاهدات من حتی وقتی که روزهای آلوده به سالیان سال گذشته را نادیده می گیرم ، ادامه می یابد. برای دیگری ، به نظر نمی رسد که متوسط استعداد دانش آموزان در کلاسهای من از دبیرستان به کالج تغییر کند.

من به اندازه کافی خوش شانس بوده ام که در هر دو دبیرستان عالی عمومی که قادر به ارائه تقریباً هر دوره AP و سپس دانشگاه Georgetown ، یک انتخابی انتخابی اما نه همه دانش آموز-یک نویسنده-نویسنده-یار-انتخابی نیست ، شرکت کنم. دانشکده. هر دو در محله های ثروتمند ، لیبرال ، نوع A در نزدیکی واشنگتن ، D. C واقع شده اند و عمدتاً از آن جمعیت شناسی پر شده اند. این بدان معناست که من فکر می کنم تفاوتی که من به آن اشاره می کنم برای خود دانش آموزان درون زا نیست ، بلکه برخی از ویژگی های محیط های مختلف است.

چه خبر است

به طور خاص ، من فکر می کنم یک توضیح مهم پویایی اجتماعی است که توسط مشارکت داوطلبانه از پایین به بالا ایجاد شده و با انتخاب داوطلبانه از بالا به پایین تقویت می شود. به عبارت دیگر ، گروه ها وقتی می دانند که هر عضو دیگری تصمیم به پیوستن به گروه را انتخاب می کند ، هنجار تلاش جدی را ایجاد می کند ، به ویژه هنگامی که برخی از مقامات (مانند یک افسر پذیرش دانشکده) به طور قاطع آنها را به گروه انتخاب یا پذیرفتند. این ممکن است واضح به نظر برسد ، اما نکته من در اینجا این است که ممکن است در مورد یک گروه بسیار مشابه ساخته شده از همان افراد ، اما بدون مشارکت و انتخاب داوطلبانه نیز صادق نباشد.

در دنیای واقعی ، البته ، شما واقعاً هرگز نمی خواهید دو گروه - یکی داوطلبانه و یک غیر ارادی - از همان افراد ساخته شود. اما شما اغلب دو گروه از این دست از افراد مشابه ساخته خواهید شد. و اینجاست که پویایی اجتماعی قابل توجه است.

پس چرا این اتفاق می افتد؟

گروهی را در نظر بگیرید که به طور غیر ارادی - نه (لزوما) از طریق اجبار فیزیکی ، بلکه از طریق شبکه ای از تعهدات اجتماعی و حقوقی مانند کلاس مدرسه K-12 - در نظر بگیرید. هر یک از اعضای گروه می دانند که دیگران تصمیم به شرکت در این شرکت نگرفتند ، حتی اگر مبهم باقی بماند که آیا کسی در صورت ارائه گزینه انتخاب کرده است.

اول ، "انجام کارهای بهتر" معمولاً نشانگر وضعیت است ، بنابراین همه می دانند که از نظر اجتماعی از حفظ تصویر از حضور در حضور و مستغلات بهره مند می شود و به وضوح نشان دادن تلاش کم می تواند نشانگر عدم تمایل به حضور باشدبشربرای تقریب اول ، داشتن گزینه های بهتر ، همیشه از نظر اجتماعی سودمند است ، حتی اگر هر یک از اعضای در واقع از فعالیت گروهی برخوردار باشند یا از آن لذت ببرند.

دوم ، هر یک از اعضای ممکن است یا ممکن است فکر کنند که فعالیت ها یا اهداف گروهی مهم یا شایسته تلاش است. بنابراین ، همه می دانند که نشان دادن تلاش جدی ممکن است توسط هر کس دیگری احمقانه ، بی فایده یا با وضعیت پایین تلقی شود - صرف نظر از اعتقادات واقعی افراد گروه.

این دو عامل به احتمال زیاد یک حلقه بازخورد تشکیل می دهند که در آن اولین اعضای تعصب را به سمت نشان دادن تلاش کم نشان می دهد ، که به دیگران نشان می دهد که از فعالیت گروهی کمی قدردانی می کند. این به نوبه خود ، عامل دوم را تقویت می کند به گونه ای که همه حتی کمتر از تلاش جدی نشان می دهند.

اکنون ، گروه مشابهی را که از شرکت کنندگان واقعاً داوطلبانه تشکیل شده است در نظر بگیرید. در اینجا ، هیچ کس نمی تواند با نشان دادن تلاش کم ، "داشتن کاری بهتر" را نشان دهد زیرا همه می دانند که همه افراد با انتخاب در آنجا هستند. علاوه بر این ، مشارکت داوطلبانه به شدت نشان می دهد که شخص به هر فعالیتی که گروه در آن درگیر است ، ارزش را تعیین می کند ، بنابراین این دانش رایج می شود که نشان دادن تلاش احتمالاً به عنوان وضعیت شایسته یا بالا دیده می شود.

به عنوان یک امتیاز اضافی ، فرض کنید هر عضو از طریق برخی از فرآیند انتخاب های رقابتی در این گروه پذیرفته شد. بسیاری از گروه های ساخته شده از انتخاب رقابتی در شبکه ای از گروه های دیگر با معیارهای پذیرش کم و بیش رقابتی قرار دارند. به معنای واقعی کلمه ممکن است ده ها سطح انتخابی بین تیم بیس بال پایین رک و نخبه ترین وجود داشته باشد و هر دانش آموز سلسله مراتب پوچ کالج را می داند.

اکنون ، حضور نه تنها به یک سیگنال حتی قوی تر از علاقه و فداکاری به وظیفه گروه تبدیل می شود ، بلکه به سختی می توان به عنوان بیش از حد برای این گروه روبرو شد زیرا یک فرد واقعاً بیش از حد واجد شرایط به جای آن بخشی از گروه رقابتی تر خواهد بود. بنابراین ، انتخاب رقابتی با علی رغم تلاش کم ، نمایش بیش از حد واجد شرایط را نشان می دهد.

همانطور که قبلاً تأکید کردم ، هیچ یک از اینها به گروه هایی که از افراد با اعتقادات مختلف ساخته شده اند بستگی ندارد. در عوض ، این اختلافات به عنوان تابعی از آنچه اطلاعات با حضور داوطلبانه به طور معتبر منتقل می شود ، بوجود می آید.

بازگشت به مدرسه

در زندگی واقعی ، هیچ دوگانگی داوطلبانه/غیر ارادی سختگیرانه وجود ندارد. همیشه تأثیرات اجتماعی به نفع مشارکت گروهی وجود دارد یا دلسرد کننده است ، و تعداد کمی از آنها به معنای واقعی کلمه از نظر جسمی مجبور به حضور در برخی از مکان ها هستند. حتی هنوز هم برای من کاملاً واضح است که یک کلاس دبیرستان بیشتر در سمت "غیر ارادی" طیف قرار می گیرد.

درست است ، من و همکلاسی های من می توانستیم بعد از کلاس 8 کنار بگذاریم و تا سال جونیور در تصمیم گیری در مورد برنامه های کلاس خود ، عرض جغرافیایی متوسطی داریم. با این وجود - حداقل برای همکلاسی های دبیرستان من و من - فشار اجتماعی و خانوادگی زیادی برای حضور در مدرسه وجود دارد و گزینه های موجود برای ما به خصوص فراوان نبود. اگر احساس می کنید که فیزیک و شیمی تنها دو گزینه شما هستند ، انتخاب یکی از طرف دیگر دقیقاً شور و شوق برای موضوع را نشان نمی دهد.

از طرف دیگر ، کالج چند لایه مهم جدید اختیاری دارد. در حالی که هنوز هم در بسیاری از زمینه ها برای حضور در کالج فشار اجتماعی و خانوادگی قوی وجود دارد ، به اندازه فشار برای حضور در دبیرستان احساس قدرت نمی کند. همچنین ، بسیاری از دانش آموزان مانند خودم ممتاز هستند که بتوانند در کدام مدرسه شرکت کنند - صدها نفر برای انتخاب درخواست ، و سپس احتمالاً بین 3 تا 15 انتخاب شده اند تا از یک بار پذیرفته شده انتخاب کنند. سرانجام ، آزادی بسیار بیشتری در انتخاب کلاس وجود دارد. در حالی که چند دوره خاص برای همه دانش آموزان لازم است ، کلاس های دیگر با انتخاب رایگان اصلی تعیین می شوند و حتی ممکن است نیمی از اعتبارات مورد نیاز اصلی از انتخابات باشد.

در زمانی که من برای انتخابی می نشینم (مثلاً فلسفه علوم ، که از دو روز آغاز می شود) ، تصمیم می گرفتم در کالج شرکت کنم ، تصمیم گرفتم برای جورج تاون درخواست کنم ، پذیرفته شدم ، تصمیم به حضور در ژرت تاون ، فلسفه منتخب به عنوان یک خردسال گرفتیم.، و سپس این کلاس خاص را انتخاب کرد. از همه مهمتر ، من می دانم که در مورد هر کس دیگری که غیر از من نشسته است (یا واقعاً ، در سراسر جهان با یک فراخوان بزرگنمایی پراکنده است) نیز صادق است.

بنابراین ، همه می دانند که هر کس دیگری در کلاس علاقه خوبی به فلسفه علم دارد و بنابراین احتمالاً می گویند ، می گویند ، خواندن تمام متون اختصاص داده شده یا بحث جدی در مورد ایده ها. هیچ کس قابل قبول کاری بهتر از این ندارد. سرانجام ، با نشان دادن تلاش کم به همان اندازه باهوش تر از سایر دانش آموزان دشوار است زیرا ، سلام ، همه ما از هاروارد رد شدیم.

پیامدهای

اگر این تئوری صحیح باشد ، یک نتیجه مهم این است که ما باید با استفاده از مشارکت داوطلبانه و/یا از طریق پذیرش رقابتی - بزرگتر از آنچه می بینیم فقط از اثرات انتخاب ، انتظار پیشرفت های بزرگی را در عملکرد گروهی داشته باشیم. یک گروه فقط آزمایشی ممکن است موسیقی دانان بهتر و جدی تر را انتخاب کند ، اما از فشار اجتماعی هم افزایی که من توضیح داده ام نیز سود خواهد برد.

همچنین باید در جهت عدم نیاز به فعالیت ها یا برنامه های مختلف ، مبلغی را به ما سوق دهد. بسیاری از دلایل متضاد وجود دارد که چرا ممکن است بخواهیم به عنوان مثال ، مدرسه ابتدایی یا هیئت منصفه را اجباری بسازیم ، اما باید بپذیریم که ، حتی کنترل ویژگی های پایدار خود شرکت کنندگان ، برنامه های گروهی اجباری از کیفیت پایین تر از همتایان داوطلبانه خود برخوردار خواهند بود.

من فکر می کنم این یک دلیل قابل قبول است که چرا به نظر می رسد برنامه های آموزش تنوع در محل کار تا حد زیادی تأثیر چندانی ندارند اما برنامه های داوطلبانه واقعاً موفقیت متوسطی را می بینند.

سرانجام ، شایان ذکر است که کمترین میوه به احتمال زیاد از تهیه داوطلبانه برنامه های گروهی اجباری که اعضای آن به هر حال انتخاب می کردند ، به وجود می آید.

نتیجه

من همه اینها را قابل قبول می دانم زیرا هنجارهای اجتماعی بسیار قابل لمس هستند. در دبیرستان ، یک حس احشایی وجود داشت که به نظر می رسد به جای خواندن SparkNotes درست قبل از آزمایش ، به نظر می رسد که به عنوان مثال ، پوشش هملت عجیب و غریب به نظر برسد. من هنوز تعجب هر 40 دانش آموز را که در کلاس تاریخ ژاپن حضور دارند با ده ها صفحه خوانش حاشیه نویسی ، تعجب نکرده ام. آیا همه ما فقط وانمود می کنیم که این طبیعی است؟

سپس دوباره ، من احتمالاً اگر بنیامین را از دانشگاه به دبیرستان فشار داده ام ، همین فکر را داشته باشم. همانطور که معلوم است ، هیچ واقعیت این موضوع وجود ندارد که کدام نوع هنجار "پیش فرض" باشد نه نتیجه عجیب برخی از پویا اجتماعی.

بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : صدرا ذوالریاستین بازدید : 34 تاريخ : پنجشنبه 1 تير 1402 ساعت: 13:13