8 نسبت کلیدی که قبل از خرید سهم باید به آنها توجه کرد

ساخت وبلاگ

این زمانی است که باید سرمایه گذاری بلندمدت انجام شود. اگر پول نقد اضافی برای بلند مدت دارید، سهام برای شما مناسب است. اما شما چهطور این را انجام میدهید؟چگونه آنها را انتخاب می کنید؟هنگام خرید سهام در بلندمدت باید به چه نکاتی توجه کرد؟

buying shares

برخی از چیزهای کلیدی وجود دارد که امروز به آنها نگاه خواهیم کرد، اینها نسبت های کلیدی هستند که در کتاب سرمایه گذاری سودآور در سهام، نوشته S. S Grewal و Navjot Grewal مورد بحث قرار گرفته اند.

اما، قبل از خواندن آنها درک کنید که آنها نسبت هایی هستند که نشانه خوبی از چشم انداز سهام هستند و تضمینی برای افزایش قیمت سهام در بلندمدت نیستند، بازارهای سهام همیشه بر اساس احساسات و دیدگاهی کار می کنند که می تواند در هر زمان تغییر کند…

همچنین بررسی دوره ای ضروری است، فقط خرید امروز و نگاه کردن پس از 10 سال ایده نیست... خرید همیشه اولین قدم است، بررسی دوره ای مرحله بعدی است.

8 نسبتی که قبل از خرید سهم باید بررسی شود

1. گاوآهن و ذخایر

پس از کسر تمام هزینه ها، از جمله مالیات، سود خالص یک شرکت به دو بخش تقسیم می شود - سود سهام و بازخرید.

سود سهام آن بخش از سود یک شرکت است که بین سهامدارانش توزیع می شود، در حالی که سود سهام بخشی است که شرکت حفظ می کند و به ذخایر خود اضافه می شود.

ارقام مربوط به گاوآهن و ذخایر هر شرکتی را می توان با نگاهی گذرا به ترازنامه و حساب سود و زیان آن به دست آورد.

Ploughback مهم است زیرا نه تنها ذخایر یک شرکت را افزایش می دهد، بلکه وجوه مورد نیاز برای رشد و گسترش شرکت را نیز تامین می کند. همه شرکت های در حال رشد سطح بالایی از شخم را حفظ می کنند. بنابراین اگر به دنبال یک شرکت در حال رشد برای سرمایه گذاری هستید، باید ارقام آن را بررسی کنید.

شرکت هایی که هیچ قصدی برای توسعه ندارند، بعید است که بخش بزرگی از سود خود را پس بگیرند.

ذخایر، سود انباشته شده یک شرکت را تشکیل می دهند. مقایسه اندازه ذخایر یک شرکت با اندازه سرمایه آن بسیار مهم است. این نشان می دهد که آیا شرکت در موقعیتی برای انتشار سهام جایزه است یا خیر.

به عنوان یک قاعده سرانگشتی، شرکتی که ذخایر آن دو برابر سرمایه سهام آن است، باید در موقعیتی باشد که یک امتیاز آزادانه ایجاد کند.

سود انباشته نیز متعلق به سهامداران است. به همین دلیل است که ذخایر اغلب به عنوان وجوه سهامداران شناخته می شود. بنابراین، هر گونه اضافه شدن به ذخایر یک شرکت معمولاً منجر به افزایش متناظر در قیمت سهام شما می شود.

هرچه ذخایر بالاتر باشد ، ارزش سهام شما نیز بیشتر خواهد بود. سودهای حفظ شده (Ploughback) ممکن است به صورت پول نقد به شما نرسد ، اما آنها با افزایش قیمت سهام خود از شما سود می برند.

2. ارزش کتاب در هر سهم

شما اغلب در بحث های سرمایه گذاری به این اصطلاح رسیدید. ارزش کتاب برای هر سهم نشان می دهد که هر سهم یک شرکت مطابق کتاب حساب های شرکت ارزش دارد.

کتابهای حساب کاربری این شرکت سابقه ای از شرکت (دارایی) و آنچه را که به طلبکاران خود مدیون است (بدهی) حفظ می کند. اگر کل بدهی های یک شرکت را از کل دارایی های آن کم کنید ، آنچه باقی مانده متعلق به سهامداران است ، به نام وجوه سهامداران.

اگر وجوه سهامداران را با تعداد کل سهام سهام صادر شده توسط شرکت تقسیم کنید ، رقمی که به دست می آورید ارزش کتاب برای هر سهم خواهد بود.

ارزش کتاب برای هر سهم = وجوه سهامداران / تعداد کل سهام سهام صادر شده

با افزودن سرمایه سهام و ذخایر شرکت ، می توان رقم وجوه سهامداران را نیز بدست آورد.

ارزش کتاب یک رکورد تاریخی است که بر اساس قیمت های اصلی که در ابتدا دارایی های شرکت خریداری شده است ، است. این ارزش بازار فعلی دارایی های شرکت را منعکس نمی کند.

بنابراین ، ارزش کتاب برای هر سهم به عنوان ابزاری برای ارزیابی ارزش بازار یا قیمت سهام یک شرکت ، استفاده محدود دارد. در بهترین حالت می تواند ایده ای خشن از آنچه که سهام یک شرکت حداقل باید ارزش داشته باشد ، به شما ارائه دهد.

قیمت بازار سهام به طور کلی بسیار بالاتر از آنچه ارزش کتاب آنها نشان می دهد است. بنابراین ، اگر به یک سهم برخورد کنید که قیمت بازار آن در حدود ارزش کتاب آن است ، احتمال اینکه قیمت کمتری داشته باشد ، وجود دارد. این یکی از راه هایی است که در آن ارزش ارزش کتاب در هر سهم می تواند برای شما مفید باشد ضمن ارزیابی اینکه آیا یک سهم خاص بیش از حد یا کم قیمت است.

3. درآمد برای هر سهم (EPS)

EPS یک نسبت سرمایه گذاری مشهور و به طور گسترده است. این محاسبه می شود:

درآمد هر سهم (EPS) = سود پس از مالیات / تعداد کل سهام سهام صادر شده

این نسبت درآمد یک شرکت را بر اساس هر سهم می دهد. برای به دست آوردن ایده روشنی از آنچه این نسبت را نشان می دهد ، بگذارید فرض کنیم که شما 100 سهم با ارزش چهره 10 روپیه هر یک در XYZ Ltd. فرض کنید که فرض کنید سود هر سهم XYZ Ltd. برای هر سهم و Rs. 6 است وسود سهام اعلام شده توسط آن 20 درصد یا 2 روپیه در هر سهم است.

این بدان معنی است که هر سهم XYZ Ltd. هر سال 6 روپیه کسب می کند ، حتی اگر شما فقط 2 روپیه از آن به عنوان سود سهام دریافت کنید.

مبلغ باقیمانده ، 4 روپیه در هر سهم ، درآمد یا درآمد حفظ شده را تشکیل می دهد. اگر این سهام را به صورت موقت خریداری کرده اید ، این به معنای بازده 60 درصدی سرمایه گذاری شما است که از این تعداد 20 درصد سود سهام دریافت می کنید و 40 درصد از آنها می تواند باشد.

این مبلغ 40 درصد با افزایش قیمت بازار سهام خود به نفع شما خواهد بود. در حالت ایده آل ، سهام شما باید 40 درصد از 10 تا 14 روپیه در هر سهم قدردانی کند.

این تصویر به منظور هدایت یک درس سرمایه گذاری اساسی در خانه است. شما باید بازده سرمایه گذاری خود را نه بر اساس سود سهام دریافتی ارزیابی کنید ، بلکه بر اساس درآمد هر سهم. درآمد هر سهم شاخص واقعی بازده سرمایه گذاری های سهم شماست.

فرض کنید شما سهام را در XYZ Ltd با دو برابر ارزش چهره آنها ، یعنی در 20 روپیه در هر سهم خریداری کرده اید. سپس EPS از 6 روپیه در هر سهم به معنای بازده 30 درصدی سرمایه گذاری شما است که 10 درصد (2 روپیه در هر سهم) سود سهام و 20 درصد (4 روپیه در هر سهم) است.

در شرایط ایده آل ، Ploughback باید قیمت سهام شما را 20 درصد افزایش دهد ، یعنی از 20 تا 24 روپیه در هر سهم. بنابراین ، صرف نظر از اینکه چه قیمتی سهام یک شرکت خاص را در EPS خود خریداری می کنید ، ابزاری ارزشمند برای محاسبه بازده سرمایه گذاری شما در اختیار شما قرار می دهد.

4- نسبت سود قیمت (P/E)

نسبت سود قیمت (P/E) رابطه بین قیمت بازار سهم شرکت و درآمد آن برای هر سهم را بیان می کند:

نسبت قیمت/سود (P/E) = قیمت سهم/درآمد هر سهم

این نسبت نشان می دهد که میزان درآمد یک سهم توسط قیمت آن پوشش داده می شود. اگر P/E 5 باشد ، به این معنی است که قیمت یک سهم 5 برابر درآمد آن است. به عبارت دیگر ، EPS شرکت ثابت باقی مانده است ، تقریباً پنج سال از طریق سود سهام به علاوه قدردانی سرمایه برای بازپرداخت هزینه خرید سهم شما طول می کشد. هرچه P/E پایین تر باشد ، زمان لازم برای بازیابی سرمایه گذاری شما کمتر است.

نسبت P/E بازتاب نظر بازار در مورد ظرفیت درآمد و چشم انداز تجاری آینده یک شرکت است. شرکت هایی که از اعتماد به نفس سرمایه گذاران برخوردار هستند و از بازار بالاتر برخوردار هستند ، معمولاً نسبت P/E را فرمان می دهند.

به عنوان مثال ، شرکت های تراشه آبی غالباً نسبت P/E را دارند که به اندازه 20 تا 60 است. با این حال ، بیشتر شرکت های دیگر در هند نسبت P/E بین 5 تا 20 دارند.

در مواجهه با آن ، به نظر می رسد شرکت هایی که نسبت P/E کم دارند ، جذاب ترین فرصت های سرمایه گذاری را ارائه می دهند. این همیشه درست نیست. شرکت هایی با درآمد فعلی بالا اما چشم اندازهای کم نور در آینده اغلب نسبت P/E کم دارند.

بدیهی است که چنین شرکت هایی با وجود نسبت P/E سرمایه گذاری خوبی ندارند. به عنوان یک سرمایه گذار ، نگرانی اصلی شما با چشم انداز آینده یک شرکت است و با عملکرد فعلی آن چندان زیاد نیست. این دلیل اصلی شرکت های دارای درآمد کم فعلی است اما چشم اندازهای آینده روشن معمولاً نسبت P/E را فرمان می دهند.

تا حد زیادی ، قیمت فعلی یک سهم ، تخفیف ، یعنی درآمد آینده خود را پیش بینی می کند.

همه اینها ممکن است برای شما بسیار گیج کننده به نظر برسد زیرا این سوال اساسی را بدون جواب می گذارد: چگونه می توان از نسبت P/E برای تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری صحیح استفاده کرد؟

پاسخ در استفاده از نسبت P/E در رابطه با ارزیابی شما از درآمد آینده و چشم انداز رشد یک شرکت نهفته است. شما باید قضاوت کنید که نسبت P/E تا چه اندازه چشم انداز آینده شرکت را منعکس می کند.

اگر در مقایسه با چشم انداز آینده یک شرکت کم باشد ، سهام شرکت برای سرمایه گذاری مناسب است. بنابراین ، حتی اگر با یک شرکت با نسبت P/E بالا 25 یا 30 به طور خلاصه آن را رد نکنید زیرا حتی اگر این شرکت برای رشد آینده شهاب سنگ باشد ، حتی این سطح از نسبت P/E ممکن است در واقع کم باشد.

از طرف دیگر ، اگر ارزیابی شما از آینده شرکت نشانگر کاهش شدید فروش و خسارات بزرگ باشد ، ممکن است نسبت P/E کم 4 یا 5 زیاد باشد.

5. سود سهام و بازده

سرمایه گذاران زیادی وجود دارند که با هدف کسب درآمد منظم از سرمایه گذاری خود ، سهام خریداری می کنند. نگرانی اصلی آنها با مبلغی است که یک شرکت به عنوان سود سهام می دهد - قدردانی سرمایه فقط یک مورد ثانویه است. برای چنین سرمایه گذاران ، سود سهام بدیهی است که نقش مهمی در محاسبات سرمایه گذاری خود دارد.

تمایز بین تقدیر سرمایه و سود سهام غیر منطقی است. پول پول است - مهم نیست که از تقدیر سرمایه یا سود سهام حاصل شود.

یک سرمایه گذار خردمند در درجه اول به بازده کل سرمایه گذاری وی مربوط می شود - او واقعاً اهمیتی نمی دهد که آیا این بازده ها از تقدیر سرمایه یا سود سهام یا از طریق ترکیب های مختلف هر دو ناشی می شود. در حقیقت ، سرمایه گذاران در براکت های مالیاتی بالا ترجیح می دهند بیشترین بازده خود را از طریق قدردانی سرمایه بلند مدت به دلیل ملاحظات مالیاتی بدست آورند.

شرکت هایی که سود سهام بالایی دارند ، نه تنها سابقه رشد ضعیفی دارند بلکه اغلب چشم انداز رشد آینده در آینده نیز دارند. اگر یک شرکت بخش عمده ای از درآمد خود را در قالب سود سهام توزیع کند ، برای تأمین اعتبار رشد آینده کافی وجود نخواهد داشت.

از طرف دیگر ، شرکت های با رشد بالا به طور کلی سابقه سود سهام ضعیفی دارند. این امر به این دلیل است که چنین شرکت هایی فقط از نسبت نسبتاً کمی از درآمد خود برای پرداخت سود سهام استفاده می کنند. با این حال ، در دراز مدت ، شرکت های با رشد بالا نه تنها قدردانی از سرمایه شیب دار را ارائه می دهند بلکه به پرداخت سود سهام بالاتری نیز می پردازند.

در کل ، بنابراین ، در صورت سرمایه گذاری برای تقدیر سرمایه و نه برای سود سهام ، احتمالاً بازده کل سرمایه گذاری خود را دریافت خواهید کرد.

این فیلم را تماشا کنید تا اطلاعات دقیق تری درباره سود سهام و عملکرد را بدانید:

به طور خلاصه ، همه اینها به این نتیجه می رسد که آیا شما آماده هستید تا بخشی از درآمد سود سهام فوری خود را در انتظار قدردانی بیشتر سرمایه و سود سهام بالاتر در سالهای آینده قربانی کنید و کل موضوع اساساً معامله ای بین قدردانی سرمایه است ودرآمد.

سرمایه گذاران واقعاً علاقه ای به سود سهام ندارند ، بلکه در رابطه ای که سود سهام به قیمت بازار سهام شرکت دارد. این رابطه به بهترین وجه با نسبت به نام بازده یا سود سهام بیان می شود:

بازده = (سود سهام در هر سهم / قیمت بازار در هر سهم) x 100

بازده نشانگر درصد بازدهی است که می توانید از طریق سود سهام خود در مورد سرمایه گذاری خود که با قیمت بازار غالب انجام می شود ، انتظار داشته باشید. مفهوم عملکرد با تصویر زیر به بهترین وجه روشن می شود.

بگذارید تصور کنیم شما 2000 دلار برای خرید 100 سهام XYZ Ltd با 20 روپیه در هر سهم با ارزش چهره 10 روپیه سرمایه گذاری کرده اید.

اگر XYZ سود سهام 20 درصد (2 روپیه در هر سهم) را اعلام کند ، پس شما می خواهید سود سهام 200 روپیه را بدست آورید. از آنجا که این سهام را با 20 روپیه در هر سهم خریداری کردید ، بازده سرمایه گذاری شما 10 درصد است (عملکرد = 2/20 x 100). بنابراین ، در حالی که سود سهام 20 درصد بود. اما عملکرد شما در واقع 10 درصد است.

مفهوم عملکرد از کاربرد عملی بسیار بیشتری نسبت به سود سهام است. این ایده را در مورد آنچه از طریق سود سهام در مورد قیمت فعلی بازار سهام خود کسب می کنید ، به شما می دهد.

ارقام متوسط بازدهی در هند معمولاً حدود 2 درصد از ارزش بازار سهام متفاوت است. اگر سبد سهام متشکل از سهامی دارید که متعلق به تعداد زیادی از شرکت های با رشد بالا و سود سهام بالا است، به طور متوسط درآمد سود سهام شما احتمالاً حدود 2 درصد از کل ارزش بازار پرتفوی شما خواهد بود..

6. بازگشت سرمایه به کار گرفته شده (ROCE) و

7. بازگشت به ارزش خالص (RONW)

هنگام تجزیه و تحلیل یک شرکت، مهمترین چیزی که می خواهید بدانید این است که آیا شرکت به طور موثر از سرمایه (وجوه سهامداران به اضافه وجوه قرض گرفته شده) استفاده می کند یا خیر.

در حین ارزیابی کارایی و ارزش شرکت ها، باید بازدهی را که یک شرکت می تواند از سرمایه خود کسب کند، یعنی حقوق صاحبان سهام به اضافه بدهی، بدانیم. شرکتی که بازدهی بیشتری از سرمایه ای که به کار می گیرد به دست می آورد، از شرکتی که بازدهی کمتری از سرمایه خود دارد، ارزشمندتر است. ابزارهای اندازه گیری این بازده عبارتند از:

1. بازگشت سرمایه به کار گرفته شده (ROCE)، و

2. بازگشت به ارزش خالص (RONW).

بازده سرمایه به کار گرفته شده و بازده خالص ارزش (وجوه سهامداران) نسبت های مالی ارزشمندی برای ارزیابی کارایی شرکت و کیفیت مدیریت آن هستند. ارقام مربوط به این نسبت ها معمولاً در مجلات تجاری، گزارش های سالانه و روزنامه های اقتصادی و وب سایت های مالی موجود است.

بازگشت سرمایه به کار گرفته شده

بازده سرمایه به کار گرفته شده (ROCE) بهترین تعریف به عنوان سود عملیاتی تقسیم بر سرمایه به کار گرفته شده (ارزش خالص به اضافه بدهی) است.

رقم سود عملیاتی پس از افزودن مالیات های پرداختی، استهلاک، هزینه های یکباره فوق العاده و کسر درآمدهای یکباره و سایر درآمدها (درآمدی که از طریق عملیات اصلی به دست نمی آید) به رقم سود خالص به دست می آید.

سود عملیاتی یک شرکت نسبت به سود خالص نشانگر بهتری از سود کسب شده توسط آن است.

بنابراین ROCE عملکرد کلی درآمد و کارایی عملیاتی کسب و کار یک شرکت را منعکس می کند. این یک نسبت اساسی مهم است که به سرمایه گذار اجازه می دهد تا مقایسه های بین شرکتی را انجام دهد.

بازگشت سرمایه خالص

بازده دارایی خالص (RONW) به عنوان سود خالص تقسیم بر ارزش خالص تعریف می شود. این یک نسبت اساسی است که به سهامدار می گوید که از سرمایه گذاری خود در شرکت چه چیزی عایدش می شود.

ROCE معیار بهتری برای دریافت ایده ای از سودآوری کلی عملیات شرکت است، در حالی که RONW معیار بهتری برای قضاوت بازدهی است که سهامدار از سرمایه گذاری خود به دست می آورد.

استفاده از هر دو نسبت ، تصویری گسترده از کارآیی یک شرکت ، زنده ماندن مالی و توانایی آن در کسب بازده صندوق های سهامداران و سرمایه شاغل را به شما می دهد.

8. نسبت PEG

PEG یک نسبت مهم و به طور گسترده ای برای تشکیل تخمین از ارزش ذاتی یک سهم است. این به شما می گوید که آیا سهمی که علاقه مند به خرید یا فروش هستید ، کم قیمت ، کاملاً قیمت یا قیمت بالایی است.

برای این کار شما باید نسبت P/E را که قبلاً مورد بحث قرار گرفته است به نرخ رشد آینده شرکت پیوند دهید. این فرض بر این فرض است که هرچه نرخ رشد مورد انتظار شرکت بیشتر باشد ، نسبت P/E بالاتر خواهد بود که سهم شرکت در بازار دستورات دارد.

معکوس به همان اندازه درست است. نسبت P/E را نمی توان در انزوا مشاهده کرد. باید در زمینه نرخ رشد آینده شرکت مشاهده شود. PEG با تقسیم P/E با نرخ رشد پیش بینی شده در EPS (سود هر سهم) شرکت محاسبه می شود.

به عنوان یک قاعده گسترده از انگشت شست ، یک ارزش گیره زیر 0. 5 نشانگر یک فرصت خرید بسیار جذاب است ، در حالی که وقتی PEG از 1. 5 یا حتی 2 برای آن موضوع عبور می کند ، یک فرصت فروش ظاهر می شود.

گرفتن در اینجا محاسبه دقیق نرخ رشد درآمد آینده (EPS) شرکت است. خواندن گسترده و فشرده از سرمایه گذاری و اخبار و تجزیه و تحلیل های تجاری ، همراه با تجربه مطمئناً به شما کمک می کند تا پیش بینی های دقیق تری از درآمد شرکت داشته باشید.

بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : صدرا ذوالریاستین بازدید : 36 تاريخ : چهارشنبه 27 ارديبهشت 1402 ساعت: 16:51