مارک داگلاس معامله گر انضباطی را نوشت: توسعه نگرش های برنده (1990) و هفت مرحله برای صلاحیت تجارت را مشخص کرده است. اگرچه مارک داگلاس مهارتهای لازم را در زیر سه عنوان اصلی به عنوان نویسندگان فوق خلاصه نکرده است ، اما وی در شناسایی مهارتهای اصلی مورد نیاز برای تجارت بسیار دقیق بوده است
1STEP: ماندن بر آنچه شما برای یادگیری داگلاس نیاز دارید ، بر اهمیت درک آنچه برای یادگیری برای دستیابی به هدف خود نیاز دارد ، تأکید می کند. وی تأکید می کند که اهداف را به بخش های قابل کنترل و در استرس های تجاری تقسیم می کند که تفاوت چشمگیری در تمرکز روی پول و تمرکز بر استفاده از تجارت خود به عنوان یک تمرین وجود دارد تا آنچه را که باید یاد بگیرید ، شناسایی کنید. به عبارت دیگر ، یاد بگیرید که تجارت و سود از خود مراقبت کند.
علاوه بر این ، او این تمایز را ایجاد می کند که هنگام تمرکز روی پول ، معامله گر مسئولیت شخصی را نمی پذیرد و اغلب برنده ها یا ضرر و زیان را در مجاورت بازار مقصر می داند. هنگامی که به وضوح روی آنچه برای دستیابی به صلاحیت تجارت لازم است ، به طور کامل مسئولیت یادگیری خود را می پذیرد. داگلاس به اهمیت تعیین پول به عنوان سرمایه برای شهریه و آموزش اشاره می کند. دیدگاه وی این است که میزان پولی که برای آموزش و پرورش اختصاص داده می شود می تواند به عنوان تعهد به ادامه پیشرفت حرفه ای شما به عنوان یک معامله گر تعبیر شود. وی اظهار داشت که هرچه تعهد شما قوی تر باشد ، سریعتر یاد خواهید گرفت.
مرحله 2: برخورد با ضرر و زیان داگلاس اهمیت تعیین ضرر را قبل از گرفتن آن تشریح می کند. وی بر ضرورت هر معامله گر برای درک و پذیرش ضرورت ضرر تأکید می کند. اگر یک معامله گر نتواند این کار را انجام دهد ، ترس ایجاد می کند و در نهایت تجربه ای را که سعی در جلوگیری از آن دارد ایجاد می کند. داگلاس همچنین بر لزوم انعطاف پذیری و باز بودن معامله گران تأکید می کند و در تعریف این که ضررها به چه معناست. این تعریف باید در استراتژی معاملاتی گنجانیده شود تا پاسخ شما به ضرر خودکار شود. داگلاس در ادامه اظهار می دارد ، "هنگامی که ضررها از قبل تعریف شده و بدون تردید اجرا می شوند ، هیچ چیزی برای در نظر گرفتن ، وزن یا قضاوت وجود ندارد و به تبع آن چیزی برای وسوسه کردن شما نیست."
مرحله 3: تبدیل شدن به یک متخصص فقط در یک رفتار بازار ، داگلاس تأکید می کند که تمرکز بیش از یک بازار در مراحل اولیه توسعه شما باعث سردرگمی و اضافه بار می شود که به ناچار منجر به ضرر خواهد شد. داگلاس توصیه می کند که یک الگوی معاملاتی خاص در یک بازار مشخص شود و در این زمینه متخصص شوید. درک عمق یک سیستم ، تجارت یک بازار ، یک کار دشوار اما ممکن است. او توصیه می کند برخی از فرصت های تجاری را برای اهداف آموزشی رها کنید. از این گذشته ، "عجله چیست؟"اگر عجله دارید ، احتمالاً دلالت بر این دارد که شما روی پول تمرکز می کنید ، نه مهارت های معاملاتی. او توصیه می کند تا زمانی که ویژگی های آن را کاملاً درک نکنید ، بیش از یک بازار گسترش ندهید.
مرحله 4: یادگیری نحوه اجرای یک سیستم معاملاتی بی عیب و نقص ، یک سیستم معاملاتی را به عنوان "کاری که آنها انجام می دهند [سیستم تجارت] از نظر ریاضی تعریف می کند ، تعیین می کند ، کمیت و طبقه بندی می کند و روابط گذشته را در رفتار جمعی انسان تعریف می کند تا نتیجه آماری احتمالی آینده را به شما بدهد". داگلاس بین قمار و اجرای یک سیستم معاملاتی در این قمار تفاوت بیشتری ایجاد می کند که قمار بر اساس احتمالات آماری نتیجه ای کاملاً تصادفی دارد ، بنابراین لازم نیست مسئولیت نتیجه را بر عهده بگیرید. او با درک صلاحیت تجارت استدلال می کند که از آنجا که شما یک عنصر مسئولیت در تجارت دارید ، عزت نفس شما در معرض خطر است و بنابراین مشارکت در آن بسیار دشوارتر است. داگلاس می افزاید: دو مفهوم اصلی باید در طرح ذهنی شما ، ابتدا از نظر احتمال و دوم ، در ارتباط با اعداد یا مکانیک سیستم شما با رفتار ادغام شوند. وی خاطرنشان می کند که بازرگانان به ندرت با سیستمی فراتر از دو یا سه ضرر پشت سر هم می مانند و این یک اتفاق بسیار رایج است. این جایی است که نظم و انضباط مهم می شود ، همانطور که اعتماد به نفس در سیستم تجارت شما ایجاد می شود تا بدانید که ادامه استفاده با اعدام های بی عیب و نقص در نهایت سود را به همراه خواهد داشت.
مرحله 5: یادگیری فکر کردن در احتمالات داگلاس استدلال می کند که هنگامی که مهارت ذهنی نظم و انضباط را تسلط کردید ، باید تفکر خود را در امتداد احتمالات توسعه دهید. برای انجام این کار داگلاس مجموعه ای از سؤالات را ایجاد کرده است که به یک معامله گر در ادامه جریان لحظه ای کمک می کند و تاجر را روی اینجا و اکنون متمرکز می کند.
1. بازار در این لحظه به من چه می گوید؟2. چه کسی برای ورود یا خارج شدن هزینه می کند؟3. چقدر قدرت وجود دارد؟4- آیا ساخت و ساز حرکت است؟5- آیا می توان آن را نسبت به چیزی اندازه گیری کرد؟6. چه اتفاقی می افتد که نشان می دهد حرکت در حال تغییر است؟7. آیا این روند تضعیف می شود یا این یک اصلاح طبیعی است؟8. چه چیزی را نشان می دهد؟اگر بازار یک الگوی نسبتاً متقارن را به نمایش گذاشته و آن الگوی مختل شده است ، پس نشانه خوبی است که تعادل نیروها تغییر کرده است. 9- آیا مکانهایی وجود دارد که یک طرف قطعاً بر طرف دیگر تسلط داشته باشد؟اگر به این نکته رسید ، هنوز هم ممکن است مدتی طول بکشد تا طرف مقابل متقاعد شود که آنها بازنده هستند. چه مدت حاضرید آنها را به آنها اختصاص دهید تا از مواضع خود خارج شوند؟10. اگر آنها از مواضع خود خارج نشوند ، این به شما چه می گوید؟11- معامله گران چه چیزی را باید باور کردند که الگوی فعلی را نسبت به گذشته شکل دهند؟به یاد داشته باشید که اعتقادات مردم به راحتی تغییر نمی کند ، مگر اینکه آنها بسیار ناامید شوند. وقتی انتظاراتشان برآورده نشود ، مردم ناامید می شوند. 12. چه چیزی نیروی غالب را ناامید خواهد کرد؟13. احتمال وقوع آن چیست؟14- خطر یافتن در تجارت چیست؟15. آیا پتانسیل کافی برای حرکت وجود دارد تا تجارت ارزش خطر را داشته باشد؟
این سؤالات در یادآوری اینکه هر اتفاقی می تواند رخ دهد ، به معامله گر کمک می کند. آنها به شما کمک می کنند تا جدا شوید و این چشم انداز را حفظ کنید که حرکت قیمت تابعی از معامله گران است که به صورت جداگانه و جمعی به عنوان یک نیرو عمل می کنند و اعتقادات خود را در ارزش آینده بیان می کنند. داگلاس در ادامه استدلال می کند که با پرسیدن این سؤالات ، شما به طور خودکار توجه توجه به بازار و امکانات را حفظ می کنید.
مرحله 6: بیاموزید که عینی باشید داگلاس استدلال می کند که برای عینی بودن باید بر اساس مجموعه ای از باورها عمل کرد که اجازه می دهد هر چیزی اتفاق بیفتد، برخلاف باورهایی که به بازار اجازه می دهد خود را به شکلی محدود بیان کند. بدیهی است که یک معامله گر باید باور یا انتظاری در مورد آینده داشته باشد، در غیر این صورت معامله گر هرگز در وهله اول معامله ای انجام نمی دهد. داگلاس پیشنهاد می کند که می توانید سطح عینیت خود را با تعیین اینکه آیا به حالات رفتاری زیر دست یافته اید یا خیر، ارزیابی کنید.• هیچ فشاری برای انجام کاری احساس نمی کنید.• هیچ احساس ترسی ندارید.• احساس طرد شدن نمی کنید.• هیچ درست و غلطی وجود ندارد.• شما تشخیص می دهید که این همان چیزی است که بازار به شما می گوید.• این کاری است که من انجام می دهم.• می توانید بازار را از منظری مشاهده کنید که گویی در موقعیتی نیستید، حتی زمانی که هستید.• شما روی پول متمرکز نیستید، بلکه بر ساختار بازار متمرکز هستید.
داگلاس استدلال می کند که مهم است که خود را از نیاز به درست بودن رها کنید و هرچه ارزیابی های شما متعهدتر باشد، احتمال تحریف و تجربه یک آگاهی دردناک و اجباری کمتر خواهد بود.
مرحله 7: یادگیری نظارت بر خود داگلاس نشان می دهد که معامله گران باید به آنچه فکر می کنند و اطلاعات بازار روی آن تمرکز می کنند توجه کنند. او پیش از این در کتاب خود بیان می کند که یک معامله گر باید خطرات شخصی مورد نیاز برای عملکرد موفقیت آمیز در محیط تجاری را شناسایی کند. پس از شناخت نیاز به تغییر، گام بعدی شناسایی تکنیک های تغییر خواهد بود. او پیشنهاد می کند که برخی از تغییرات مورد نیاز خنثی کردن باورهای رایج در مورد موفقیت است. علاوه بر این، برای انطباق با تغییرات مداوم بازار، نیاز به یادگیری مهارت های ذهنی است. همچنین، او تعدادی تمرین برای تأثیرگذاری بر تغییر، مانند خود هیپنوتیزم، تأییدهای مثبت، نوشتن و ساختار فرآیند یادگیری را پیشنهاد می کند. داگلاس سهم قابل توجهی در تشریح الزامات مهارت ها و پیشنهاد روش ها و تکنیک هایی برای دستیابی به شایستگی تجارت داشته است. او نویسنده ای خواهد بود که نوآوری قابل توجهی در تفکر تاجر صفحه نمایش خانگی قرن بیست و یکم ایجاد خواهد کرد.
بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : صدرا ذوالریاستین
بازدید : 43
تاريخ : شنبه
9 ارديبهشت
1402 ساعت: 16:40