رقابت بازار سالم برای اقتصاد خوب ایالات متحده اساسی است. نظریه اساسی اقتصادی نشان می دهد که وقتی بنگاه ها برای مشتریان رقابت می کنند ، منجر به پایین آمدن قیمت ها ، کالاها و خدمات با کیفیت بالاتر ، تنوع بیشتر و نوآوری بیشتر می شود. [1]رقابت نه تنها در بازارهای محصول بلکه در بازارهای کار بسیار مهم است. [2]هنگامی که بنگاه ها برای جذب کارگران رقابت می کنند ، باید جبران خسارت را افزایش داده و شرایط کار را بهبود بخشند.
شواهدی وجود دارد که نشان می دهد در ایالات متحده ، بازارها در طیف گسترده ای از صنایع متمرکز تر شده و شاید کمتر رقابتی شوند: چهار بسته گوشت گاو اکنون بر 80 درصد از بازار خود کنترل می کنند ، سفر هوایی داخلی اکنون تحت سلطه چهار شرکت هواپیمایی و بسیاری از آمریکایی ها استفقط یک انتخاب از ارائه دهنده پهن باند قابل اعتماد داشته باشید. دلایل زیادی برای این روند به سمت تمرکز بیشتر وجود دارد ، از جمله تغییر تکنولوژیکی ، اهمیت روزافزون "برنده همه" و نظارت بیشتر دولت در طول 40 سال گذشته. [3]
هنگامی که رقابت کافی وجود نداشته باشد ، شرکت های غالب می توانند از قدرت بازار خود برای شارژ قیمت های بالاتر ، کاهش کیفیت و جلوگیری از ورود رقبای بالقوه به بازار استفاده کنند. و خدماتتحقیقات همچنین قدرت بازار را به نابرابری متصل کرده است. در اقتصاد بدون رقابت کافی ، قیمت ها و سود شرکت ها افزایش می یابد ، در حالی که دستمزد کارگران کاهش می یابد. این بدان معناست که شرکت های بزرگ و سهامداران آنها ثروت کسب می کنند ، در حالی که مصرف کنندگان و کارگران هزینه را پرداخت می کنند. این همه گیر بیشتر بر خطرات اقتصادی که به چند شرکت برای ملزومات بستگی دارد ، تأکید کرده است ، که نمونه ای از مشکلات زنجیره تأمین است که وقتی تعداد معدودی از شرکتها با آن روبرو هستیم ، تنگنا هایی را برای یک محصول مهم ایجاد می کند.
به همین دلیل امروز ، رئیس جمهور بایدن دستور اجرایی را برای ارتقاء رقابت در اقتصاد آمریکا امضا می کند. این تلاش برای مقابله با قدرت رشد بازار در اقتصاد ایالات متحده با تلاش برای اطمینان از رقابتی بودن بازارها ، تلاش کاملی از دولت را آغاز می کند. به دلیل مقیاس و دامنه مشکل قدرت بازار ، دستور اجرایی رئیس جمهور با اختصاص کل دولت به معکوس کردن این روندها ، ارتقاء رقابت را برای مأموریت دولت محوری می کند.
سیگنالهایی که نشان دهنده قدرت بیشتر بازار است
حتی اگر رقابت برای اقتصاد پر رونق و عادلانه اساسی باشد ، شواهد فزاینده ای وجود دارد که با گذشت زمان ، بازارها در سراسر ایالات متحده کمتر رقابتی شده اند و قدرت بازار در حال گسترش است. دو نوع شواهد وجود دارد که نشان می دهد مشکلات غلظت گسترده ای در اقتصاد ایالات متحده وجود دارد. اول ، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد غلظت بازار و همچنین سود و نشانه گذاری در صنایع در حال افزایش است. دوم ، مطالعات خاص در بازار نشان می دهد که ادغام منجر به افزایش قیمت مضر شده است و یکی از واضح ترین شاخص های قدرت پیشرفته بازار را ارائه می دهد.
در کنار افزایش قیمت ها ، که هم نشانه ای از مشکل قدرت بازار است و هم یک نتیجه مهم برای مصرف کنندگان ، اقتصاددانان دو پیامدهای مهم دیگر افزایش تمرکز را شناسایی کرده اند: اول ، شواهد در حال رشد وجود دارد که نشان می دهد این امر مانع نوآوری می شود. و ، دوم ، تحقیقات نشان می دهد که این امر منجر به تمرکز قابل توجهی در بازار کار ایالات متحده می شود - نه فقط بازارهای کالا و خدمات ، که این امر باعث سرکوب دستمزدها می شود.
شواهدی از افزایش تمرکز اقتصادی
مطالعات بی شماری وجود دارد که نشان می دهد افزایش غلظت در تعداد زیادی از صنایع در اقتصاد نشان می دهد. در حقیقت ، غلظت در بیش از 75 درصد از صنایع ایالات متحده از اواخر دهه 1990 افزایش یافته است. این مطالعات نشان می دهد که بزرگترین شرکت های اقتصاد با هزینه بنگاه های کوچکتر رشد کرده اند. در حالی که این ممکن است که در برخی موارد ، تمرکز افزایش یافته است زیرا بنگاه هایی که سهم بازار بالایی دارند کارآمدتر یا ابتکاری تر از رقبای خود هستند ، شیوع در بسیاری از صنایع و خطوط روند باعث نگرانی می شود.
این مورد توسط مجموعه ای از مطالعات تأکید می شود که نشان می دهد سود و نشانه های بزرگترین بنگاه ها - نشانگرانی که بسیاری از اقتصاددانان به عنوان اقدامات کل قدرت بازار در سراسر اقتصاد یاد می کنند - طی 30 تا 40 سال گذشته رشد می کنند. در یک بازار آزاد و آزاد ، ما انتظار داریم که شرکت های جدید وارد بازار شوند و این سود را به رقابت بپردازند. با این حال ، این افزایش در سود بنگاه های بزرگ و غالب همزمان با کاهش پویایی تجارت در اقتصاد ایالات متحده است - با راه اندازی کمتر راه اندازی و روان بودن بازار کار کمتر.
عواقب افزایش غلظت
در حالی که مطالعات آموزنده، در سطح ملی و در سطح صنعت، بینش کمی در مورد اینکه آیا افزایش تمرکز و نشانه گذاری نتیجه کاهش رقابت است، ارائه می کند. یعنی آنها نمی توانند به ما بگویند که آیا تمرکز برای اقتصاد ایالات متحده مشکل ساز است یا خیر. همانطور که در بالا ذکر شد، از یک سو، زمانی که یک شرکت کارآمدتر یا نوآورتر می شود یا زمانی که یک شرکت ملی ردپای خود را افزایش می دهد، تمرکز در کل صنعت می تواند افزایش یابد.[4]به طور مشابه، افزایش نشانه گذاری ها می تواند نتیجه فناوری بهبود یافته باشد که هزینه های نهایی را کاهش می دهد. از سوی دیگر، افزایش تمرکز می تواند نتیجه ادغام های ضدرقابتی یا افزایش موانع ورود باشد که می تواند نشانه گذاری ها را نیز افزایش دهد.
برای اینکه بفهمند آیا الگوهای افزایش تمرکز و نشانه گذاری مشکل ساز هستند، اقتصاددانان باید با دقت بیشتری به بازارهای فردی نگاه کنند، زیرا مطالعات خاص بازار به درک دقیق تری از مکانیسم های رقابتی منجر می شود که منجر به این الگوها می شود. برای درک بهتر این بازارها، اقتصاددانان در مجموعه ای از صنایع - از بتن گرفته تا مراقبت های بهداشتی - بررسی عمیقی کرده اند. این مطالعات تمایل دارند بر آنچه پس از ادغام دو (یا چند) شرکت اتفاق می افتد تمرکز کنند. مطالعه ادغام ها اهمیت ویژه ای دارد زیرا ادغام ساختار بازار را به گونه ای تغییر می دهد که ناشی از بهبود محصول یا کارآمدتر شدن یک شرکت نباشد. افزایش قیمت های مصرف کننده پس از ادغام نشان می دهد که یک شرکت قدرت بازار را به دست آورده است، که به آنها قابلیت های تعیین قیمت را افزایش می دهد و نشان می دهد که ادغام به مصرف کنندگان آسیب رسانده است.
شواهدی از مجموعه ای از مطالعات خاص بازار وجود دارد که به بررسی قبل و بعد از ادغام می پردازند که قویاً نشان می دهد که ادغام منجر به رقابت کمتر و قدرت بازار بیشتر شده است. این مطالعات نشان می دهد که با تغییر شرایط بازار، قیمت ها افزایش می یابد، که نشان می دهد شرکت ها از آنجایی که - در این موارد - با رقبای خود ادغام شده اند، ظرفیت دریافت هزینه بیشتر را دارند:
- از این ادبیات نشان می دهد که از 49 مطالعه از این قبیل، 36 مورد افزایش قیمت ناشی از ادغام را یافته اند. بررسی دیگری نشان می دهد که میانگین اثر قیمت در ادغام های مورد مطالعه 7. 2 درصد بوده است.
- بررسی مطالعات ادغام بیمارستان ها نشان می دهد که بیشتر ادغام ها منجر به افزایش قیمت حداقل 20 درصدی شده است.
- مطالعه یک ادغام بزرگ بیمه سلامت نشان می دهد که منجر به افزایش متوسط 7 درصدی حق بیمه شد.
- مطالعه ادغام خطوط هوایی در دهه 1980 نشان می دهد که قیمت ها بین 7. 2 تا 29. 4 درصد در بازارهایی که شرکت های هواپیمایی ادغام شده به طور مستقیم رقابت می کردند، افزایش یافت.
- یک مطالعه از سرمایه گذاری مشترک MillerCoors نشان می دهد که منجر به هماهنگی ضمنی با Anheuser-Busch شده و منجر به افزایش 6 تا 8 درصدی قیمت آبجو خرده فروشی می شود.
با نگاهی به این نوع مطالعات ، نتیجه گیری این است که ادغام حاکی از مشکل قدرت بازار با نتیجه ای است که مصرف کنندگان در صورت رقابت بیشتر بازار با قیمت های بالاتری روبرو هستند.
پیامدهای منفی دیگر غلظت بازار
همچنین شواهد فزاینده ای وجود دارد که نشان می دهد قدرت بازار بر نوآوری تأثیر منفی می گذارد. مدتهاست که سؤالاتی در مورد اینکه آیا غلظت بازار باعث تقویت یا مهار نوآوری شده است ، وجود دارد. حتی ده ها سال پیش ، کنت پیک استدلال کرد که تمرکز باعث اختراع می شود: "قدرت انحصار قبل از دخالت به عنوان یک محرک قوی برای نوآوری بیشتر عمل می کند."کمتر احتمال دارد که تغییرات تکنولوژیکی را پیش ببرد. مقاله دیگر بر کانال متمرکز شده است که از طریق آن نوآوری کمتری در حضور قدرت بازار رخ می دهد. و یک مطالعه دیگر نشان می دهد که در حالی که نشانه های قیمت پس از ادغام افزایش یافته است ، هیچ افزایش مربوط به بهره وری وجود ندارد.
نگرانی های در حال ظهور وجود دارد که این تأثیر بر نوآوری ممکن است به طور کلی بر اقتصاد تأثیر بگذارد. توماس فیلیپون در کتاب خود با عنوان The Great Reversal ، مستند کرد که افزایش تمرکز در سراسر اقتصاد باعث کاهش سرمایه گذاری در سطح اقتصاد می شود. به همین ترتیب ، محققان می دانند که قدرت بیشتر بازار عاملی در نرخ بهره پایین و ثروت مالی شرکت بالا ، اما سرمایه گذاری نسبتاً کمی است. اگر غلظت اجازه ادامه داشته باشد ، این ممکن است بهره وری و رشد ایالات متحده را کاهش دهد و رقابت آینده اقتصاد ایالات متحده را محدود کند.
کاهش رقابت در بازارهای کار
هرچه بنگاهها بیشتر متمرکز می شوند ، آنها می توانند دستمزدها را پایین بیاورند ، نمونه دیگری را که در آن می بینیم عواقب فزاینده ای از قدرت بازار را مشاهده می کنیم. با قدرت بیشتر در بازار ، کارفرمایان از آنجا که کمتر شرکت های دیگر وجود دارد ، رقابت کمتری برای بهترین کارگران دارند. چنین قدرتی در بازار کار می تواند از چند طریق مستقر شود. ما در زیر بحث می کنیم
اول ، ادغام در بازارهای خروجی نه تنها بر قیمت مصرف کننده تأثیر می گذارد ، بلکه دستمزدها و شرایط کار را نیز تحت تأثیر قرار می دهد زیرا تعداد کارفرمایان در یک صنعت کاهش می یابد. به عنوان مثال ، از آنجا که بیمارستان ها ادغام شده اند ، نه تنها مصرف کنندگان با انتخاب های کاهش یافته در محل مراقبت های پزشکی خود روبرو شده اند ، بلکه پرستاران ، پزشکان و سایر کارمندان مراقبت های بهداشتی کمتر از انتخاب کارفرما برخوردار بوده اند. در حقیقت ، یک مطالعه نشان داد که ادغام بزرگ بیمارستان منجر به رشد دستمزد کمتری برای پرستاران ، کارگران داروسازی و مدیران بیمارستان می شود.
شرکت ها همچنین می توانند با محدود کردن توانایی کارمند خود در تغییر شغل از طریق توافق نامه های غیرمجاز ، قدرت بازار را اعمال کنند. این توافق نامه ها مانع از ترک کارکنان و-در یک دوره زمانی خاص-کار کردن با یک کارفرمای متفاوت می شود که ممکن است از مهارت های خاص صنعت کارمند بهره مند شود. این امر به دستمزد کمتری تبدیل می شود ، زیرا کارمند توانایی محدودی در استقرار مهارت های خود در جای دیگر دارد.
در کل ، این شرایط بازار کار غیر رقابتی کاملاً متداول است - 60 درصد از بازارهای نیروی کار بسیار متمرکز است. نکته مهم این است که محققان مستند کرده اند که بازارهای کار غیر رقابتی با دستمزدهای پایین تر نسبت به آنچه که یک بازار واقعاً رقابتی ارائه می دهد همراه است. یک متاآنالیز مطالعات بازار کار نشان می دهد که بنگاهها کمتر از آنچه در یک بازار کار رقابتی به کارگران خود می پردازند ، پرداخت می کند ، با برآورد متوسط نشان می دهد که بنگاه ها 58 درصد از ارزش خود را به کارگران می پردازند. کار جدید همچنین نشان داده است که بیش از یک در ده کارگر آمریکایی در بازارهای کار هستند که به دلیل تمرکز کارفرمایان حداقل 2 درصد کاهش می یابد.
نشانه هایی که تغییر سیاست ضروری است
شواهد محکمی وجود دارد که نشان می دهد یکی از دلایل افزایش فعلی قدرت بازار ، تغییر سیاست است. اجرای ضد انحصار طی 40 سال گذشته ملایم تر شده است و تنظیم کننده ها منابع کافی برای اجرای قوانین مربوط به کتاب ها ندارند.
قوانین ضد انحصار به طور سنتی توسط بخش ضد انحصاری وزارت دادگستری (DOJ) و کمیسیون تجارت فدرال (FTC) اجرا می شود. آنها ادغام های ضد رقابتی و سایر رفتارهای ضد رقابتی توسط بنگاه ها ، مانند شیوه های محرومیت را به چالش می کشند. وزارت دادگستری همچنین قوانین ضد انحصاری جنایی را که مانع رفتار تبانی ، مانند تعیین قیمت می شود ، تحت پیگرد قانونی قرار می دهد.
برای اجرای قانون ، وزارت دادگستری و FTC دستورالعمل های ادغام را منتشر می کنند که در هنگام احتمالاً ادغام به چالش کشیده می شود. از آنجایی که این دستورالعمل ها برای اولین بار در سال 1968 منتشر شد ، عمل اجرای به طور فزاینده ای ملایم شده است.
در سال 1968 ، در یک بازار بسیار متمرکز (چهار بنگاه که 75 درصد از سهم بازار را دارند) ، حتی ادغام دو شرکت کوچک (هر کدام با 4 درصد سهم بازار) به طور معمول به چالش کشیده می شوند. امروز ، چنین ادغام تقریباً هرگز به چالش کشیده نمی شود. در واقع ، بر اساس دستورالعمل های منتشر شده در سال 2010 ، بعید است که ادغام حتی اگر تنها چهار رقبای اساسی را در جای خود بگذارند ، به چالش کشیده شود. افزایش این آستانه ها ، تا حدودی نشان می دهد که آژانس ها اعتبار بیشتری به کارآیی هایی می دهند که ممکن است از ادغام ناشی شود. در عین حال که این آستانه های راهنما افزایش یافته است ، میزان قیمت خرید که شرکت ها را ملزم می کند تا از ادغام خود به آژانس ها توجه کنند ، افزایش یافته است و باعث می شود تعداد بیشتری از ادغام ها مورد بررسی قرار نگیرند - حتی به عنوان شرکت ها به صورت استراتژیک رقیب را بدست می آورند.
تا حدودی به دلیل این تغییرات و به دلیل کاهش واقعی در بودجه ، آژانس های فدرال موارد ضد انحصاری کمتری را به همراه داشته اند. در حقیقت ، تعداد موارد ضد انحصار جنایی که توسط وزارت دادگستری از FY2018-2021 آورده شده است ، به طور متوسط 22 در سال کاهش یافته است که نسبت به میانگین بیش از 60 مورد در سال در طی شش سال گذشته کاهش یافته است. از طرف مدنی ، از سال 2010 تا 2019 فقط حدود 3 درصد از ادغام که آستانه تشکیل پرونده را برآورده می کنند "درخواست های دوم" دریافت کرده اند که یک بررسی دقیق تر توسط آژانس ها است. هنگامی که ادغام به چالش کشیده می شود ، آنها در افراط و تفریط قرار دارند ، جایی که چهار یا کمتر رقبای باقی مانده است.
دادخواستهای دولت اجرای قوانین علیه رفتار ضد رقابتی نیز نادر بوده است. دادخواست وزارت دادگستری علیه گوگل و دادخواست FTC علیه فیس بوک ، که هر دو در سال 2020 تشکیل شده اند ، اولین پرونده های مهم انحصاری فدرال از پرونده مایکروسافت در سال 1998 است. [6]از آنجا که اقتصاد با فناوری تکامل می یابد و بازارهای "برنده همه" از اهمیت بیشتری برخوردار می شوند ، محافظت در برابر رفتارهای ضد رقابتی نیز بسیار مهم خواهد بود. این تغییرات در همان زمان به وجود آمده است که سابقه قضایی در جهت شکاکیت به سمت اجرای ضد انحصار حرکت کرده است.
دستور اجرایی برای ارتقاء رقابت در اقتصاد آمریکا تلاش برای حل این مشکلات است
دستورالعمل اجرایی رئیس جمهور یک رویکرد کل دولت را برای بازگرداندن چند دهه کاهش رقابت ایجاد می کند. این دستور نه تنها از آژانس های ضد انحصار سنتی - وزارت دادگستری و FTC - برای اجرای جدی قوانین موجود و در نظر گرفتن به روزرسانی دستورالعمل های ادغام خود ، بلکه به همه آژانس ها و بخش ها نیز می پردازد تا از دانش و تخصص خود استفاده کنند تا از کار و تخصص خود اطمینان حاصل کنند که کار آنها به وضوح اطمینان حاصل می کند. از رقابت در بازارهایی که آنها تنظیم می کنند پشتیبانی می کند - از جمله توجه جدی به بازارهای کار. این رویکرد کل دولت ضروری است زیرا آژانس های ضد انحصار هم از نظر منابع و هم تفسیر قضایی فعلی قوانین ضد انحصاری محدود هستند. همچنین به این واقعیت متکی است که کنگره اختیارات خود را به رفتار ضد رقابتی پلیس واگذار کرده و بر ادغام بسیاری از آژانس ها نظارت دارد - نه فقط وزارت دادگستری و FTC.
بنابراین ، این دستور تقریباً ده ها آژانس را به انجام بیش از 70 اقدام خاص هدایت یا تشویق می کند که موانع ورود را برطرف کرده و رقابت بیشتر را تشویق می کند. به عنوان مثال ، این دستور وزارت بهداشت و خدمات انسانی را ترغیب می کند تا با کشورهایی که برنامه های واردات مواد مخدر را تهیه می کنند ، همکاری کنند و نهایی را در نظر بگیرند که اجازه می دهد سمعک ها با بخشی از قیمت فعلی خود از طریق پیشخوان فروخته شوند. این امر به همه آژانس ها نیاز دارد تا از تدارکات و اختیارات هزینه خود استفاده کنند تا از انحطاط انحصار و ایجاد فرصت های شغلی جدید برای بنگاه های کوچک استفاده کنند. این FTC را ترغیب می کند تا قوانینی را برای محدود کردن توافق نامه های غیرمستقیم که مانع از تحرک نیروی کار می شود ، صادر کند و از تغییر کارگران به مشاغلی که پرداخت و مزایای بهتری دارند ، جلوگیری می کند. و ، وزارت کشاورزی را راهنمایی می کند تا تقویت قوانینی را که برای جلوگیری از استفاده از شرکتهای بزرگ پردازش گوشت از کشاورزان طراحی شده است ، در نظر بگیرد.
اقتصاد ایالات متحده با یک مشکل جدی در بازار روبرو است که منجر به افزایش نابرابری دستمزد و غلظت ثروت ، قیمت های بالا و دستمزد راکد می شود. دستورالعمل اجرایی رئیس جمهور به طیف گسترده ای از اختیارات اعطا شده توسط کنگره برای پرداختن به آن متکی است و اطمینان حاصل می کند که اقتصاد برای همه آمریکایی ها کار می کند.
[1] هنگامی که فقط یک شرکت واحد یک محصول یا خدماتی را که برای آن جایگزین نمی شود ، می فروشد ، این شرکت انحصاری است.
[2] هنگامی که فقط یک شرکت واحد یک محصول یا خدمات را خریداری می کند ، این شرکت یک مونوپس است. هنگامی که فقط یک کارفرما در یک بازار وجود دارد ، یک مونوپسونی می تواند در بازارهای کار وجود داشته باشد.
[3] بازارهای "برنده همه را می گیرند" مواردی هستند که یک شرکت واحد تمایل به تسلط دارد ، حتی اگر محصول شرکت غالب فقط کمی بهتر از سایر محصولات باشد ، و ممکن است بازار در ابتدا رقابتی باشد. هنگامی که بهترین مجریان قادر به جذب سهم بزرگی از بازار ، غالباً از طریق پیشرفت های فناوری ، بازار متمرکز تر می شوند. والمارت نمونه ای از این است که با استفاده از پیشرفت در حمل و نقل و فناوری اطلاعات به منظور پایین آوردن قیمت ، می تواند بسیاری از بنگاه های کوچکتر را از بازار خارج کند. این همچنین می تواند زمانی اتفاق بیفتد که بازار دارای بیرونی شبکه باشد به گونه ای که فناوری یک شرکت در صورت وجود کاربران بیشتر این فناوری با ارزش تر باشد. سیستم عامل های رسانه های اجتماعی یا موتورهای جستجو نمونه هایی از چنین بازارهایی هستند.
[4] برخی از مطالعات وجود دارد که نشان می دهد غلظت محلی رو به کاهش است. این را می توان توسط شرکت های بزرگ ملی که وارد بازارهای محلی هستند توضیح داد. این مطالعات هنوز به جای بازارهای خاص محصول به صنایع گسترده نگاه می کنند.
[5] کنت آروو ، "رفاه اقتصادی و تخصیص منابع برای اختراع" ، در نرخ و جهت فعالیت مبتکرانه: عوامل اقتصادی و اجتماعی ، گزارشی از دفتر ملی تحقیقات اقتصادی ، 609-26 (پرینستون: دانشگاه پرینستونمطبوعات ، 1962) ، ص. 620
بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : صدرا ذوالریاستین
بازدید : 36
تاريخ : شنبه
9 ارديبهشت
1402 ساعت: 14:54