کلاس متوسط آمریکا بیشتر کار می کند ، فرزندان خود را بهینه می کند و بدبخت است.
این داستان را به اشتراک بگذارید
- این را در فیس بوک به اشتراک بگذارید
- این را در توییتر به اشتراک بگذارید
-
همه گزینه های اشتراک گذاری را برای: مشکل نیمه ثروتمند آمریکا به اشتراک بگذارید
این داستان بخشی از گروهی از داستانها است
به راحتی می توان مقصر مشکلات اقتصادی آمریکا را بر روی 0. 1 درصد قرار داد. آنها ثروت نامتناسب ثروت را به خود اختصاص می دهند و بخش بزرگی از رشد اقتصادی کشور را به طور فزاینده و غیرقابل قبول در دست می گیرند. برای نقل قول برنی سندرز ، "کلاس میلیاردر" در حال پیشرفت است در حالی که بسیاری از افراد دیگر در حال تلاش هستند. یا برای کانال الیزابت وارن ، 0. 1 درصد برتر ثروت مشابه 90 درصد پایین را در اختیار دارد - رقم حیرت انگیز.
فضایی بین 0. 1 درصد و 90 درصد وجود دارد که غالباً نادیده گرفته می شود: 9. 9 درصد که بین آنها ساکن است. آنها در یک کتاب جدید توسط فیلسوف متیو استوارت (بدون رابطه) ، 9. 9 درصد: اشرافی جدید که باعث نابرابری و پیچاندن فرهنگ ما می شود ، در حال تمرکز هستند.
در هر استوارت ، ویژگی های مشخصی از طبقه متوسط آمریکایی امروز وجود دارد. آنها بیش از حد متمرکز شده اند که فرزندان خود را به مدارس عالی و خودشان در مشاغل عالی تبدیل کنند ، که در آن مایل به کار ساعاتی بسیار طولانی هستند. آنها می خواهند در محله های بزرگ زندگی کنند ، حتی اگر این به معنای دور نگه داشتن دیگران باشد ، و آنچه را که لازم است برای اطمینان از تناسب اندام و سلامتی خانواده های آنها بپردازند. آنها به شایسته سالاری اعتقاد دارند که با استعداد و کار سخت مواضع خود را در جامعه کسب کرده اند. آنها به بازارها اعتقاد دارند. آنها ثروتمند هستند ، اما احساس نمی کنند - آنها همیشه به شخص دیگری که ثروتمندتر است نگاه می کنند.
آنها همچنین وحشت دارند. در حالی که این 9. 9 درصد نابرابری را هدایت می کند - آنها می خواهند در موقعیت های خود و خانواده هایشان قفل شوند - آنها نیز به نابرابری هدایت می شوند. آنها می دانند که جامعه آمریکا به طور فزاینده ای یکی از افراد است ، و آنها مصمم هستند که یکی از آنها نباشد.
برای خبرنامه Weeds ثبت نام کنید
لوپز آلمانی Vox در اینجا برای راهنمایی شما از طریق پشت سر هم سیاستگذاری دولت بایدن است. برای دریافت خبرنامه ما هر جمعه ثبت نام کنید.
من اخیراً با استوارت در مورد 9. 9 درصد آمریکا صحبت کردم-افرادی که نیمه ثروتمند هستند اما لزوماً آن را احساس نمی کنند. ما در مورد ترس ، شایسته سالاری صحبت کردیم و چرا 9. 9 درصد آنقدر وسواس پرستار بچه ها را دارند. مکالمه ما که برای طول و وضوح ویرایش شده است ، در زیر آمده است:
بنابراین ، برای شروع ، شما در مورد 9. 9 درصد و "اشرافی جدید" در آمریکا می نویسید. این 9. 9 درصد چه کسانی هستند؟
سمت آماری آن بسیار نادرست است. من به عنوان 9. 9 درصد فکر نمی کنم فقط همه کسانی که بیش از یک مبلغ خاص پول دارند و کمتر از مبلغ دیگر پول دارند. من آن را بیشتر به عنوان یک فرهنگ می بینم ، و این فرهنگی است که تمایل دارد مردم را به 9. 9 درصد توزیع ثروت سوق دهد. این یک ساختار فرهنگی است که با نگرش به خانواده ، به سمت مسائل هویت در مورد جنسیت و نژاد ، با آموزش و وضعیت آموزشی و ایده آنچه که یک حرفه خوب است ، تعریف می شود ، که عمدتاً حرفه ای و مدیریتی است.
فرهنگ چگونه است؟چگونه این افراد خود را جدا می کنند؟
ایدئولوژی راهنما اساساً از یک شایسته سالاری است. ایده رانندگی این است که مردم از طریق ترکیبی از استعداد و کار و مطالعه در جامعه به جایی می رسند. اقدامات اصلی آن ، دستیابی به تحصیلات و بهزیستی مادی است و هر چیزی که ما به جامعه یا افراد دیگر ارائه می دهیم در بالای آن یا در کنار آن قرار دارد و بازتابی از فضیلت خود ماست و به هیچ وجه لازم برای عملکرد اجتماعی نیستیا بخشی از یک زندگی خوب. این همیشه ، اساساً یک فداکاری است.
مکان بارز برای جستجوی آن ، کل بازی پذیرش کالج است. اما من فکر می کنم این نوع محدود نیز هست. من تأکید زیادی بر جنبه خانواده کردم زیرا فکر می کنم این مکانی است که شما واقعاً در عملکرد نگرش ها و شیوه هایی که به پرورش کودک و شکل گیری خانواده می روند ، می بینید.
شما حداقل دو گروه بسیار متفاوت دارید که در جامعه آمریکا ظاهر می شوند. در سطح بالایی ، شما افرادی دارید که فرزندان خود را در اواخر زندگی پس از تحصیل زیاد ، بچه های کمتری دارند ، بچه های کمتری دارند و در آنها سرمایه گذاری زیادی می کنند. و پس از آن شما یک گروه بزرگ دارید که بسیار نزدیک به سبک سنتی بچه های زودتر و سرمایه گذاری در آنها زیاد نیست-اگرچه بسیاری از آنها ، البته ، سعی می کنند شیوه های طبقه متوسط را تقلید کنند.
یکی از مواردی که در کتاب می نویسید این است که این 9. 9 درصد مایل به سرمایه گذاری در فرزندان خود - در پرستار بچه ها ، مدارس ، در برنامه های فوق برنامه است. این فشار از کجا به وجود می آید ، این باعث می شود که مردم باید بچه های خود را به بهترین وجه تبدیل کنند؟
من فکر می کنم انگیزه رانندگی ترس است ، و فکر می کنم ترس خوب است. مردم با توجه به اینكه در این بازی شایسته سالاری ، شانس موفقیت آمیز به طور فزاینده ای طولانی می شوند. آنها بسیار سخت کار می کنند تا شانس را به نفع بچه های خود جمع کنند ، اما آنها می دانند که شانس طولانی تر می شود ، ممکن است موفق نشوند.
این همراه با یکی دیگر از صفات این کلاس است که این یک تخیل است. منبع ترس نیز این ناتوانی در تصور زندگی است که شامل دریافت این اعتبار با وضعیت بالا و داشتن شغل با وضعیت بالا نیست. این برنامه زندگی خوب به نظر می رسد ، و مطمئناً در گذشته خوب به نظر می رسید که شانس معقول تر باشد. اما این کار بزرگی نیستاین چیزی است که فقط برای افرادی که آن را نمی سازند مضر نیست ، همچنین برای افرادی که درگیر می شوند مضر است و این کار را انجام می دهند ، به نوعی.
برای افرادی که این کار را به 9. 9 درصد و افرادی که نمی کنند ، از چه طریقی مضر است؟
من پیشنهاد نمی کنم که به همان اندازه مضر باشد. آسیب روانی به طبقه متوسط در مقایسه با خسارتهای اساسی که افراد دیگر با آن روبرو هستند ، بسیار بی اهمیت است. اما با این وجود ، بسیار واقعی است.
من به شواهد جامعه شناختی و روانی اشاره می کنم که شما حتی در بین افرادی که نسبتاً خوب هستند ، افزایش قابل توجهی در اختلالات مربوط به اضطراب و سایر اشکال نارضایتی دارید. این یک تجارت است که همه یا بیشتر آنها مایل به ایجاد آن هستند. اما این یک ناهار رایگان نیست.
خوب ، حتی اگر مردم روی کاغذ ثروتمند باشند ، اغلب احساس ثروت نمی کنند. آنها همیشه به کسی نگاه می کنند که کمی بیشتر از آنها است. چگونه این بازی در اینجا بازی می کند؟
این تقریباً جنبه تعیین کننده زندگی در جهانی با کمالول بودن است. و نکته مهم این است که همه افراد را تحت تأثیر قرار می دهد.
من افرادی را می شناسم که در یک صدک برتر از توزیع ثروت قرار دارند که فقط احساس بیچاره و کشیده ای دارند زیرا آنها به دنبال اطراف هستند و افراد دیگری را می بینند که خیلی بیشتر به این نتیجه رسیده اند و می توانند این کار را بهتر انجام دهند. این ناامنی همان چیزی است که در سراسر سیستم اجرا می شود. فقط به این دلیل که در Decile برتر یا 9. 9 درصد هستید ، این بدان معنی نیست که از آن فرار می کنید. از بعضی جهات ، شما بیشتر در معرض آن ناامنی هستید. این باعث می شود مردم به کارهای دیوانه وار انجام دهند تا در آنجا بمانند و از سقوط خودداری کنند.
طبقه متوسط تا چه اندازه نابرابری را هدایت می کند و تا چه اندازه از نابرابری ناشی می شود؟
بیشتر این فرهنگ 9. 9 درصد یک اثر و نتیجه نابرابری است. این گفت ، این یکی از آن تأثیراتی است که به یک دلیل کمک کننده تبدیل می شود. این بخشی از یک حلقه بازخورد است.
بیشتر منبع اصلی نابرابری ساختاری است ، و من فکر می کنم بخش اعظم آن به اقتصادی می رود که دیگر به اندازه رقابتی نیست ، جایی که شما الیگوپلی ها را بدون چالش مهم افزایش می دهید. توازن قدرت بین آنچه ما کارگران می نامیم و آنچه را که سرمایه داران می نامیم ، از بین نمی رود ، و این یک منبع اساسی نابرابری است. نژاد و جنسیت نیز می تواند به نابرابری بازی کند.
این نابرابری این منابع اساسی را دارد و پس از وقوع آن ، مکانیسم های دیگری برای قفل کردن آن و تشدید آن وارد می شوند. این جایی است که فرهنگ 9. 9 درصد وارد می شود. این فرهنگ که روی شایسته سالاری متمرکز است راهی برای توجیه یک بازی اعتبار سنجی حرفه ای می شود که در آن دسته های خاصی از کارگران قادر به ایجاد اجاره بلند برای خود هستند. این جایی است که مطمئناً خانواده ها-به دلیل داشتن منابع اضافی-قادر به سرمایه گذاری بیش از حد و قفل کردن مزایا هستند.
اینها بیشتر عواقب افزایش نابرابری است ، اما پس از آن به روشهای آشکار به آن باز می گردند. آنها افراد را در جای خود قفل می کنند ، آنها تمایل دارند که تعداد زیادی از افراد خوب عمل کنند ، آنها غیر منطقی بودن جامعه را تشدید می کنند.
همه چیز بسیار تاریک به نظر می رسد ، اما من واقعاً آنقدر تاریک نیستم. من فقط فکر می کنم این نحوه کار جوامع بشری است. هیچ چیز در طبیعت انسانی وجود ندارد که می گوید ما به خصوص در تشکیل جوامع بزرگ و پیچیده ای که همه را بهتر می کند خوب هستیم. اینها نوعی نیروهای آنتروپی در کار در جامعه بشری است. من نمی خواهم نوعی بدبختی باشم که تمام بشریت را محکوم می کند. حرف من این است که ما در شکل گیری جوامع معقول ناقص هستیم و اگر بخواهیم بهتر عمل کنیم ، باید آن نواقص را درک کنیم.
ما تاکنون در مورد فرهنگ 9. 9 درصد زیاد صحبت کرده ایم ، اما این فرهنگ برای همه افراد چه معنی دارد؟افرادی که نمی توانند از پسران خود بپردازند و آنها را به هاروارد بفرستند؟
من فکر می کنم نگرانی نامشخص در اینجا میزان تا چه حد 90 درصد دیگر تا حدی به این سیستم ارزش می پردازد. من در بازی فرزندآوری بوده ام ، و بسیاری از جنون ها را دست اول می بینم-والدین وقتی فرزندشان یک نوشابه را از یخچال بیرون می برد ، از آنجا که به نوعی تصور می کنند این امر واقعاً این کار را برای آنها غیرممکن می کند ، بیرون می آیند. برای نشان دادن فضیلت کافی برای ورود به کالج مناسب. آنها هر تجربه ای را برای بچه های خود نشان می دهند - هر تجربه سفر ، هر دوستی.
من بیشتر آن را در بین اعضای کلاس متوسط می بینم که توانایی پرداخت آن را دارند. اما به طور فزاینده ، همان مجموعه ارزش ها و شیوه ها به وضوح در جایی گسترش می یابد که مردم نمی توانند آن را تحمل کنند و جایی که معنی ندارد. آنها همچنین در حال خرید این ایده هستند که بچه ها باید کاملاً بهینه شوند ، حداکثر شوند تا بتوانند در مسیر باریک قرار بگیرند که منجر به یک زندگی با درجه متوسط متوسط می شود ، و در غیر این صورت تا پایان زمان استارباکس است.
این اساساً یک مکانیسم احتمالی متقابل را از بین می برد. اگر جامعه به گونه ای بود که شما این یک کلاس مضر را تولید می کنید ، اما این باعث می شود واکنشی از مردم عصبانی از این طبقه و سپس عمل کردن ، شما درگیری داشته باشید. امیدوارم که این خشونت آمیز نیست اما می تواند از طریق نهادهای سیاسی واسطه شود ، اما شما حداقل مکانیسمی دارید که ممکن است منجر به راه حل شود. اما هنگامی که ایدئولوژی شروع به گسترش می کند ، به طور مؤثر پایه و اساس آن درگیری را از بین می برد ، مخالفت را به روشی خنثی می کند ، و این یک مشکل است. این بدان معنی است که سیستم فقط در جاده به سمت بی ثباتی بیشتر ادامه می یابد.
چرا چنین تمرکز روی پرستار بچه وجود دارد؟در پرورش کودک؟
پرستار بچه ها هزینه زیادی دارند ، شما اساساً باید یک فرد تمام وقت دیگر را استخدام کنید. و این کاری نیست که بیشتر افراد بتوانند انجام دهند. این یک تعریف از موفقیت است که حتی قبل از شروع ، اکثر افراد را از دویدن تعریف می کند.
[9. 9 درصد] همه این ایده را درونی کرده اند که پرورش کودک پرورش شایسته سالاری است ، و اندازه گیری موفقیت شما این است که شما به خوبی فرزند خود را به عنوان عضو آینده شایسته سالاری بهینه می کنید.
این بدان معناست که به حدی که نمی توانید خودتان تمام وقت خود را صرف پرورش فرزند خود کنید ، باید شخص دیگری را برای انجام این کار بدست آورید. و وظیفه آن شخص به همان اندازه که درک می شد ، فرزندآوری نیست ، که آنها را تغذیه می کرد و مانع از آسیب رساندن به خود می شد. این در مورد بهینه سازی آنها است ، و هیچ محدودیتی برای آنچه می توانید برای بهینه سازی آنها انجام دهید وجود ندارد. و به همین دلیل است که شما می خواهید به دنبال پرستار بچه ای باشید که تحصیل کرده است ، ترجیحاً با مدرک روانشناسی کودک ، و چه کسی قادر به سازماندهی انواع تجربیات غنی سازی برای کودک است. منطق بسیار آهنی است.
به طور کلی ، من فکر نمی کنم برای بچه ها وحشتناک باشد. این فقط یک الگوی والدین است که الف) مجنون است و ب) نمی تواند توسط اکثر جمعیت تقلید شود.
نقش ایده شایستگی در اینجا چیست؟
من فکر می کنم که شایستگی بیشتر بعد از این واقعیت اختراع می شود. شما نابرابری قابل توجهی دارید ، و سپس به مردم می پردازید که چگونه اقتصاد کار می کند. آنها ابتدا این فرض دروغ را مطرح می کنند که شایستگی فردی یا استعداد و تلاش فردی عامل اصلی تولید است و اینگونه نیست. بیشتر فعالیت های اقتصادی انسانی بسیار مهمتر از آن بستگی به میزان همکاری هایی که مردم قادر به ایجاد بین خودشان هستند - همکاری در بنگاه ها ، همکاری بین بنگاه ها در یک بازار و همکاری در یک جامعه از نظر داشتن استانداردهای اعتماد ، قوانین معقول -، و غیره. همه این موارد در تعیین تولید اقتصادی بسیار مهمتر از شایستگی صرف یا صرفاً اختصاص پاداش به شایستگی هستند.
مردم این فرض نادرست را دقیقاً به این دلیل که نابرابری در حال حاضر وجود دارد ، انجام می دهند و آنها به دنبال یک توجیه هستند. سپس ، آنها فرض دروغین دیگری را مطرح می کنند که تغییر در شایستگی انسان بسیار زیاد است - حیرت انگیز است که برخی از افراد به معنای واقعی کلمه یک میلیون برابر باهوش تر از سایر افراد هستند. شما باید کمی واجد شرایط باشید زیرا هر وقت از شایسته سالاری انتقاد می کنید ، کسی برمی گردد و می گوید: "خوب ، مردم نابرابر هستند ، برخی از افراد باهوش تر هستند."من با این مسئله مشکلی ندارم ، بین افراد تفاوت هایی وجود دارد ، و باید آنها را تشخیص داد. اما کاملاً نادرست است که فکر کنیم این اختلافات به اندازه کافی عالی است تا نوع تغییراتی را که در اقتصاد می بینیم توضیح دهد.
با این وجود ، همه این لفاظی ها پیرامون شایسته سالاری تمایل به رشد دارند و با رشد نابرابری دقیقاً قانع کننده تر می شوند. از این نظر ، من فکر نمی کنم شایسته سالاری ما با اشراف قبلی متفاوت باشد. تعریف اشرافی فقط قاعده بهترین ها است و افرادی که شایستگی دارند نیز با تعریف بهترین هستند. این همان نوع لفاظی است. بله ، اشرافی معمولاً بیشتر به تولد متکی بود ، اما این فقط مکانیسم برای شناسایی افرادی است که تصور می شوند بهترین آنها هستند.
و ما بیشتر کار می کنیم تا بتوانیم این شایستگی را به عنوان بهترین استفاده کنیم. این یکی از مواردی است که من را در مورد کتاب شما تحت تأثیر قرار داده است-چند ساعت کلاس متوسط ، کلاس مدیریتی ، اکنون برای حفظ نقطه خود کار می کند.
شکی نیست که بار کاری در جایی که مردم بیشترین درآمد را کسب می کنند ، افزایش یافته است. دوباره ، این ایدئولوژی شایستگی وجود دارد زیرا فکر می کنیم به این دلیل است که این افراد بسیار مولد هستند. ساعت آن وکیل شرکت فقط پول زیادی دارد که البته آنها می خواهند آن دو ساعت اضافی را فقط برای پول نقد در این زمینه کار کنند. و این بسیار مسخره است ، اشتباه است.
این افراد سخت کار می کنند زیرا دقیقاً این امر را به خود جلب می کنند که شایستگی تصمیم نمی گیرد که چه کسی بخواهد این اجاره را مطالبه کند. آنها باید کاری انجام دهند تا خود را از رقابت متمایز کنند ، و راه انجام این کار فقط نشان دادن تمایل بیشتر به فداکاری ، تمایل بیشتر برای ارائه هویت شخصی خود و تمایل بیشتر به اطاعت است. من این روند کار جنون آمیز را به عنوان برخی از واضح ترین شواهدی که ما در اختیار ما قرار می دهد ، می دانم که شایسته سالاری است و نابرابری بسیار زیاد است.
بنابراین ، در نهایت ، برخی از راه حل ها در اینجا چیست؟چگونه می توانیم این فشارهایی را که مردم احساس می کنند آنقدر محکم به وضعیت خود آویزان کنیم و این حس را که یک قطعه کوچکتر و کوچکتر از پای آنها برای آن می جنگند ، حتی در بین کسانی که کاملاً خوب هستند ، قرار دهیم؟
این راه حل ها عمدتاً مربوط به منابع اساسی نابرابری است ، و فکر نمی کنم دیدن آنها بسیار دشوار باشد. حمله به اعتماد و الیگوپلی ها ، این یک خیابان بسیار واضح برای پیگیری است. برخی از صنفی های حرفه ای که اقتصاد را خفه می کنند ، جدا می شوند. مراقبت های بهداشتی مکانی آشکار برای نگاه کردن به هر دو انتها است - در مورد چقدر هزینه برای آن و چگونگی توزیع آن به آن توزیع می شود. ما باید حمایت عمومی بیشتری از مراقبت از کودکان ارائه دهیم. راه دیگری که انجام آن بسیار واضح و بسیار دشوار است مسکن است - ما زمین فوق العاده ای داریم و واقعاً بهانه ای برای نوع مسائل مربوط به قیمت مناسب مسکن وجود ندارد.
این نوعی بازی نیست که شما به یک راه حل 100 درصدی نیاز دارید. شما می توانید با حرکاتی که فقط برابری را در یک بنیاد محکم تر برقرار کنید ، بسیار دور شوید. این یک مشکل غیرقابل حل نیست - به خصوص اگر شما مایل به هدف خوب بودن و لزوماً کامل نیست.
نکته دیگری که در این بحث به من مربوط می شود ، درک نقش 9. 9 درصد در این مورد است. تمایل به اعضای کلاس شایسته سالاری وجود دارد که بگویند ، "اوه ، مشکل این است که ما این نقاط را احتکار می کنیم. ما در دانشگاه های نخبه و حرفه های خاص نقاطی را جمع می کنیم و آنچه باید انجام دهیم این است که اطمینان حاصل کنیم که ما در نحوه اجازه دادن به مردم نماینده تر هستیم. "خوب ، این کار برای مردم بسیار شگفت انگیز است ، اما این راه حل برای هر کاری نخواهد بود. این امر به این نتیجه می رسد که سلسله مراتب خود توجیه شده و از نظر اقتصادی تولیدی است ، و این فقط این است که اطمینان حاصل کنیم که همه از ورود عادلانه برخوردار هستند. بیایید بگوییم شما جامعه ای دارید که در آن سروان و اربابان دارید و شما را می گوییددوباره می خواهید یک قرعه کشی داشته باشید که هر سال از هر 100 سر هر سال یک پروردگار شود ، و هر سال یا هر نسلی که می چرخید. این نمی خواهد یک جامعه عادلانه ایجاد کند ، این یک جامعه منحرف را ایجاد می کند. این یک خط راه حل کاذب است.
بنابراین نقش 9. 9 درصد در بهتر شدن این موضوع چیست؟
سهم اصلی 9. 9 درصد ، فرهنگ 9. 9 درصد ، بازگشت به مقادیر اصلی واقعی طبقه متوسط متوسط آمریکا است. اگر از ایده دروغین شایسته سالاری خلاص شوید که همه آنچه را که شایسته خود هستند کسب می کنند و این ایده را جایگزین می کنند که شایسته سالاری به معنای پاسخگو بودن قدرت در برابر معیارهای منطقی بررسی عمومی است ، شما یک کلاس دارید که می تواند به طور فعال به روشی مثبت به سمت برابری کمک کند. هیچ نابرابری هیچ چیز خطرناک تر از جامعه ای نیست که مردم و فعالیت ها مطابق با استانداردهای منطقی باشند. مقادیر اصلی در آنچه ما شایسته سالاری می نامیم وجود دارد - این که قدرت را پاسخگو به استدلال ، رفتار با مردم به عنوان برابر طبق قانون ، ایجاد جلسات عمومی و حرفه ای بودن است. همه این مقادیر اصلی ذاتاً چیزهای خوبی هستند. آنچه اتفاق افتاده است این است که نابرابری آنها را منحرف و تحریف می کند. سهم 9. 9 درصد پیگیری این موارد است.
من فکر نمی کنم جواب این است که 9. 9 درصد را روی یک قایق قرار دهید ، آنها را به دریا بفرستید و آن را غرق کنید ، اگرچه این احتمالاً باعث می شود فروش بهتری در کتابی مانند این باشد. اما من فکر می کنم این مسئله اساساً کلاس است که به خود اجازه داده است تا خود را در مورد منابع امتیاز خود فریب دهد ، و سهم اصلی آن در باز کردن چشمان خود و سپس زندگی و کار بیشتر مطابق با آنچه فکر می کنم اصل بود ، خواهد بودالهام بخش کلاس.
آنچه در پی می آید وقتی مردم منابع واقعی امتیاز خود را تشخیص می دهند این است که آنها کمی فروتن تر می شوند و آنها مایل به کمک به افراد دیگر هستند ، که مایل به سرمایه گذاری در آینده هستند. برای من ، یکی از پریشانی ترین آمار این است که افراد ثروتمندتر به دست می آیند ، کمتر به مراقبت از کودک پشتیبانی می کنند. اینگونه نیست که آنها نمی خواهند مالیات آنها برای مراقبت از کودکان بپردازد ، بلکه این ایده را درونی کرده اند که همه می توانند این کار را انجام دهند ، همه می توانند فرزند خود را پرورش دهند یا فقط یک پرستار بچه استخدام کنند."بگذارید آنها یک پرستار بچه را استخدام کنند" جدید "اجازه دهید آنها کیک بخورند."این فقط نشان می دهد که چگونه این طبقه فوق العاده با فضیلت و فوق العاده چاه به اساس وجود خود فراموشی می شود.
ما معتقدیم که همه سزاوار دسترسی به اطلاعات واضح و واقعی هستند که به آنها کمک می کند تا خود را در مورد مسائل روز و چیزهایی که کنجکاوی خود را ترسیم می کنند ، آموزش دهند. در این ماه ما قصد داریم 3،000 هدیه جدید را برای حفظ پوشش 2023 خود ، از جمله همه چیز در Vox.com ، رایگان - جمع آوری کنیم - زیرا ما معتقدیم که همه سزاوار این فرصت برای دسترسی به اطلاعاتی هستند که به آنها کمک می کند تا در مورد جهان بیاموزند.
امسال ، به تنهایی ، هواداران سخاوتمند ما به نگه داشتن بیش از 2500 مقاله ، 100 فیلم و 650 پادکست Vox کمک کردند که میلیون ها نفر از مردم را در سراسر جهان آگاه و تحصیل کرده اند. ما خیلی نزدیک به هدف ما از افزایش 3000 هدیه جدید تا 31 دسامبر هستیم. اگر برای کار ما ارزش قائل هستید ، لطفاً با تهیه یک هدیه یک بار به VOX امروز به ما کمک کنید تا شکاف را ببندیم.
بهترین استراتژی معاملات...
ما را در سایت بهترین استراتژی معاملات دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : صدرا ذوالریاستین
بازدید : 32
تاريخ : شنبه
9 ارديبهشت
1402 ساعت: 13:57